دانستنی های گوناگون

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                            به نام خداوند جان وخرد

 

                                                                                                            

                                                                                                                                                        

اینجانب یاسر عرب بافرانی دانشجوی

 

مقطع کارشناسی

                                                                                                                                                            

متولد سال ۱۳۵۹ می باشم من قصد دارم مطالب

با موضوعات گوناگونی را در اینده ارایه دهم انشا اله

بتوانم رصایت شماعزیزان را جلب کنم

 

 

شما میتوانید برای ارسال نظرات و ژیشنهادات خود به این ادرس ایمیل بزنید

yaserarab59@chmail.ir

یا در قسمت نظرات (پایین جدول)نظر بگذارید.

 

 

 

اثبات وجود خدا    

بیماری  

دیسترفی عضلانی

  

  

   رشته علوم انسانی        

            

    

تعبیر خواب

اثار احترام به والدین

 

چرا ازدواجها  

کمتر شده ؟

 

 

 

قانون جامع  

حمایت از معلولین 

  

 

   درمورد مغز انسان

      چه میدانید ؟  

  

روانشناسی 

 شخصیتی افراد

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

زندگی نامه دانشمند بزرگ قرن

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 
زندگی نامه استفان هاوکینگ دانشمند بزرگ قرن اخیر

متولد 8 ژانویه 1942 استیون هاوکینگ
او از هر گونه تحرک عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندارد. زیرا عضلات صوتی او که عامل اصلی تشکیل و ابراز کلمات اند مثل 99 درصد بقیه عضلات حرکتی بدنش در یک حالت فلج کامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یک صندلی چرخدار که فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش کار می کنند و بخصوص مغزش فعال است.
یک مغز خارق العاده که دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند.این اعجوبه مفلوج استیفن هاوکینگ ؛ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است که اکنون در دانشگاه معروف کمبریج همان کرسی استادی را در اختیار داردکه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحاق نیوتن کاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا می کوشد تئوری معروف نسبیت را تکامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های کوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد که توجیه کننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا کهکشان های عظیم باشد .


اینشتین معتقد بود که چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری کرد اما توفیقی نیافت.
استیفن هاوکینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است که در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراکم که به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امکان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسکوپ ها یا هر وسیله دیگر تا کنون ممکن نبوده است. با وجود این استیفن هاوکینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شکل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلکه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با کیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش کیهان دست یافته است که در دانش فیزیک اختری و کیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشکیل خواهد داد.
کتاب جدید هاوکینگ در این زمینه که بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یک بمب صدا کرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش که براستی از کتاب او شگفتی بر انگیز تر است .
استیفن هاوکینگ در 8 ژانویه 1942 در شهر دانشگاهی آکسفورد زاده شد و دوران کودکی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یک شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده کتاب های درسی مقید نمی کرد بلکه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از کلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در کتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !
پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یک زندگی ساده در خانه اش شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب که عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می کرد. فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برلی بچه ها چنان عادی شده بود که تصور می کردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می کنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتکا به نفس در بچه ها ایجاد می کرد.
استیفن در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز کرد و از همان زمان به فیزیک اختری و کیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی می یافت که به رمز و راز اختران و آغاز و انجام کیهان پی ببرد. سالهای دهه 60 عصر طلایی کشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می کرد. بعلاوه استیفن از کودکی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به کسب معلومات بیشتر در فیزیک و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دکترا را در رشته کیهان شناسی آغاز کند اما . . .
اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه 1963 یعنی آغاز بیست و یکسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری که به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می کند بطوریکه بمرور توانایی هرگونه حرکتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
نومیدی و اندوه عمیقی را که پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دکترا-رویای دانشمند شدن - کشف رمز و راز کیهان - همگی به صورت کارکاتورهایی در آمدند که در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا کاری بجز این از دستش بر نمی آمد که در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.
به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفکر و بی حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حکم می برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی کشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پیش بینی پزشکان درست از کار در بیاید و چه بسا که از نوع اشتباهات کتب درسی باشد!

سخنان استفان هاوکینگ در مورد بیماریش ALS:"اغلب مردم از من سوال می کنند که با ALS چگونه سر می‌کنم.پاسخ من زیاد نیست،سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد یک زندگی طبیعی داشته باشم و در مورد بیماریم فکر نکنم و در مورد چیزهایی که باعث می‌شوند کارهای مردم عادی را نتوانم انجام دهم فکر نکنم.
وقتی فهمیدم بیماری نورون حرکتی دارم ،شوک بزرگی را تحمل کردم.در زمان کودکی من در بازیهای با توپ خوب نبودم و دست‌خطم باعث نا‌امیدی آموزگارانم می شد.به همین خاطر به ورزش و فعالیتهای فیزیکی اهمیت نمی دادم.تنها در رقابتهای قایقرانی داخل کالج شرکت می‌کردم.
در سال سومی که در آکسفورد بودم احساس می‌کردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمین خوردم.ولی تا سال بعد که به کمبریج رفتم و پدرم متوجه قضیه شد اهمیتی ندادم.پدرم مرا پیش پزشک خانواده برد.وی مرا به یک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهی بعد از 21‌مین سال تولدم برای انجام تستهای تشخیصی به بیمارستان رفتم.در دو هفته ای که در بیمارستان بودم تستهای زیادی روی من انجام شد.آنها از عضلات بازویم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزریق کردند و جریان آن را با اشعه ایکس مشاهده کردند.بعد از همه اینها پزشکان درباره اینکه چه بیماریی دارم چیزی به من نگفتند ، فقط گفتند M.S. ندارم و یک کیس آتیپیک هستم.پزشکان در حالی که می دانستند ویتانین تاثیر زیادی روی بیماریم ندارد به من ویتامین تجویز کردند.
تصوری که من داشتم این بود که مبتلا به یک بیماری غیر قابل علاج هستم که در طی چند سال مرا از پای در خواهد آورد.در آن زمان دید خوبی  به بیماریم نداشتم.در زمان بستری پسری که در تخت روبرویم بستری شده بود به علت لوکمی فوت کرد.نمی‌دانستم که چه بر من خواهد رفت و بیماری با چه سرعتی پیشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبریج برگردم و تحقیقاتم در مورد نسبیت عام و کیهان‌شناسی ادامه دهم.در بازگشت به کمبریج در کارهایم پیشرفت خوبی نداشتم شاید به علت اینکه در آن زمان زمینه ریاضیاتم خوب نبود شاید هم به علت اینکه فکر می کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.D ( دکترا) خود را بگیرم.تا حدودی یک شخصیت تراژیک پیدا کرده بودم .زیاد به واگنر گوش می‌کردم ولی مقالات مجلاتی که می گویند در آن زمان مست می کردم ، یک بزرگنمایی وضعیت آن زمانم است.
واقعیت این است که یکی از مجله ها مطلبی در این مورد نوشته شده بود و بقیه مجله ها این داستان را کپی کرده بودند.مطالبی که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقیقی به نظر می رسند.
رویاهایم در آن زمان آشفته بودند.تصوری که از خود داشتم تصور یک محکوم به اعدام بود.بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعویق انداخته شود چه کارهایی ارزنده ای وجود دارد که می توانم انجام دهم.رویای دیگری که داشتم این بود که در عمر باقیمانده خود برای دیگران فداکاری کنم و بعد از انجام این کارها مرگ یک چیز خوب خواهد بود.با شگفتی دریافتم که من از زندگی بیش از زمانی که پی به بیماریم نبرده بودم لذت می برم.از آن زمان در تحقیقاتم پیشرفت کردم و با دختری که قبل از زمان تشخیص بیماریم آشنا شده بودم نامزد شدم.این نامزدی زندگیم را تغییر داد و میلی برای زندگی به من داد ولی به معنی این بود که باید کاری اختیار کنم تا قادر به ازدواج باشم.من موفق به کسب بورس تحقیقاتی شدم و چند ماه بعد با نامزدم ازدواج کردم.خوش شانس بودم که در فیزیک تئوریک تحصیل می کردم چون تنها جایی بود که بیماریم یک معلولیت محسوب نمی شد .در همان زمانی که بیماریم پیشرفت می کرد ، بر شهرت من در فیزیک افزوده می شد.این موضوع باعث می شد موقعیتهایی برای من ایجاد شود که کارم منحصر به تحقیق شود و مجبور به سخنرانی و تدریس نشوم."
در سالهای بعدی بیماری استفان پیشرفت کرد ،طوری که مجبور به استفاده از ویلچر شد.در این سالها وی دردسر فراوانی را برای پیدا کردن یک مسکن مناسب برای همسر و سه فرزندش متحمل شد.
تا سال 1974 هاوکینگ قادر بود که خودش غذا بخورد و به بستر برود و یا از آن خارج شود.از این زمان مجبور به استفاده از پرستار برای کمک کردن به امورات شخصی خود شد.در سال 1985 هاوکینگ دچار پنومونی شد و بعد از بستری در بیمارستان عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد و پس از آن مجبور به استفاده از پرستار 24 ساعته گردید.
تا پیش از عمل تراکئوستومی ،هاوکینگ قادر به سخن گفتن بود هرچند سخنانش فقط برای نزدیکانش مفهوم بود و در سخنرانیها مجبور به استفاده از فردی برای تکرار حرفهایش بود.ولی از زمان عمل هاوکینگ قدرت ادای سخنانش را از دست داد وتنها راه ارتباطش با مردم اشاره ابرو بود ، هنگامی که فرد دیگری روی کاغذی که حروف الفبا بر آن نوشته شده بود اشاره می کرد.
اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود که بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود که در هر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد که با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشد کند. و بارور شود. باید به خداوند توکل داشت و از ناکامیهایی که پیش می آید خیزگاههایی برای کامیابی ساخت.
جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می کرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دکترای خود را بگیرد و کار مناسبی پیدا کند.
و او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالیکه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود که به پیش بینی دو سال پیش پزشکان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.
پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون 61 سال داردو ظاهرا بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!
پیش بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دکمه های کامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد که اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می کند زیرا از سال 1985 قدرت تکلم خود را هم ازدست داده است.
در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد که مرکز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مرکز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یک شب که استیفن هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند که این خطر برای استیفن هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد
عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تکلم خود را از دست داد اما با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می کرد. کامپیوتر سخنگو را یک استاد آمریکایی کامپیوتر در کالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش کرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار کلمه است و هر بار که استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب کلمات و فشردن دکمه های کامپیوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار می کنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن که هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد که به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود که هرگز نسنجیده حرف نزند.
"در این زمان بود که یک متخصص نرم افزار با نوشتن یک برنامه به نام Equalizer به کمکم آمد.این برنامه امکان انتخاب حروف الفبای روی صفحه نمایش را با حرکت انگشت ،ابرو و یا حرکت چشم می داد.وقتی متنم را می نویسم ، آن را به یک ترکیب‌کننده گفتار منتقل می کنم تا نوشتارم تبدیل به صدا شود.اول از یک کامپیوتر دسک تاپ بدین منظور استفاده می کردم بعدا دانشگاه کمبریج برای من یک کامپیوتر پرتابل تهیه کرد.من می توانم با این روش 15 کلمه در دقیقه بنویسم.با استفاده از این سیستم می توان کتاب و مقالات علمی بنویسم.از برنامه speech synthesizer بسیار راضی هستم چون لحن سخنانم را هم تشخیص می دهد وباعث ارتباط بهترم با مخاطبین می‌شود .تنها اشکال این برنامه این است که به من لهجه آمریکایی می دهد،البته متخصصان شرکت سازنده باین برنامه در حال کار روی لهجه انگلیسی این برنامه هستند.
در تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود درگیر بیماری نورون حرکتی بوده ام.هنوز این بیماری نتوانسته است مرا از داشتن یک خانواده و یک کار موفق بازدارد .از جین ،همسرم ، فرزندانم و همه افراد و تشکیلاتی که به من کمک کرده اند ،سپاسگزارم.من خوش شانس بوده ام که بیماریم خیلی آهسته تر از معمول پیشرفت داشته است.بیماریم نشان داد که هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم."
هاوکینگ از کامپیوترهای شرکتIBM روی ویلچرش استفاده می کند.در 12 ماه اخیر،
کامپیوترش را به یک پروسسور Centrino Pentium M 1.5GHz ارتقا داده و از یک سیستم wirelessبرای ارتباط با اینترنت استفاده می کند.در جاهایی که دسترسی به شبکه بی سیم میسر نیست اینتل امکان ارتباط از طریق شبکه موبایل را برای هاوکینگ فراهم کرده است.
برنامه های مورد استفاده هاوکینگ که سابقا فقط تحت داس اجرا می شدند به تازگی با ویندوز XP سازگار شده اند و هاوکینگ سیستمش را به ویندوز XP ارتقا داده است.
ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن که بوسیله آن رفت و آمد می کند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تکنولوژی است و با نیروی الکتریکی حرکت می کند. وی اتکای زیادی به ویلچر خود دارد چون علاوه بر حرکت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود. مثلا اگر در یک میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبک خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یک شخص مزاحم از دست بدهد در یک مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه کرده اند و به گفته خودش یکی از تاسف هایش این است که طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است!
یکی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف که به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت کودکانه اوست که بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیکه اجزای چهره اش بی حرکت و فاقد هرگونه واکنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند.انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او بهیچ وجه خودش را منزوی نکرده است. به کنسرت و پارک می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شرکت می کند. و سر به سر شاگردانش که همیشه او را سوال پیچ می کنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست که پاسخگویی را گاهی عمدا کش می دهد و در حالیکه پرسش کنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می کنند با یک کلمه بله یا نه از کامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد.
این اعجوبه فاقد تحرک عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا کنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن کرده است. همچنین در صدها کنفرانس و سمینار علمی شرکت کرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. که البته این سخنرانی ها قبلا در نوار ضبط و در روز کنفرانس پخش می شود.

پرفروشترین کتاب علمی
از نکات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوکینگ یکی هم اینست که او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یک دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یکی از مهمترین انگیزه هایی بود که او را در مقابله با مشکلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت که بهترین امکانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم کند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم کم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یک دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه کفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه 80 به فکر نوشتن کتاب افتاد و در سال 1988 کتاب معروف خود به نام ( تاریخ کوتاهی از زمان) را منتشر کرد.
در این کتاب که به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوکینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیک جدید و کیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی کرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنکه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج کند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در کتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این کتاب مزبور 8 میلیون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در لیست 10 کتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشکلات مادی استیفن را برای همیشه حل می کند.
کتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی که بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراکم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به کام می کشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراکم می رسد که هر سانتی متر مکعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است که نور و هیچگونه تشعشعی امکان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسکوپها این غولهای نامرئی را ردیابی کنیم.
اما استیفن هاوکینگ در کتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد که این اجرام بکلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را که از ستارگان دیگر جذب و بلع می کنند در مرحله نهایی تراکم به حالتی انفجار گونه از یک کانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست که بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند که طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می کنند. از کانال خروجی عناصر تازه در یک جهان نوزاد تزریق می شود که می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.
شاید سالها طول بکشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوکینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد که عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است که این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی کاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دکارت چون فکر می کند پس وجود دارد.

اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرک و تکلم یک سرمشق است . . . .
برای آن ها که با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .
برای آن ها که تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست کم می گیرند . . .
برای بدبین ها و منفی باف ها که در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف و ظلمانی می بینند . . . .
به سخن استیفن هاوکینگ : ( در آنسوی هر سیاهچاله سپید چشمه ای وجود دارد  )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اثبات وجود خدا

اثبات وجود خدا

ایا جهان افریدگاری دارد؟

همه در پی باسخ این سوالند این سوالی است که همه اشتیاق شنیدن جواب انرا دارند .این سوال طفل کوچک را دست بر دامن پدر می کند و دل جوان حیران را پریشان می کند و خواب از چشمش می رباید تا کسی را پیدا کند وپاسخی قاطع بشنوددر دل شخص سست ایمان نیز راه می یابداما فوری استغفار می کند و از وسوسه شیطان به خدا پناه می برد. پس دریافت این معنی جزو طبیعت و سرشت ماست .یک استاد دانشگاه جانور شناسی اضهار داشت که بشر در واقع حیوان نیست بلکه نوعی نبات استو با لحن عالمانه ای گفت انسان در نتیجه نمو وتکامل سلولهای نباتی به وجود امده و جلبرگ سرخ قسمتی از اجداد بشر می باشدخود استاد بیان کرد که کیفیت این تکامل را نمی داندو مثل این بود که لفظ خدا و افرینش به گوشش نخورده است

ودر مقابل سوالهای معنی وجود چیستایا خدا وجود دارد؟جواب دانشجویان این بود که سوالهای مزبوربسیار شایان توجهند یکیاز مجلات کثیر الانتشاردر این باره نوشته که رای دانشجویان هاروارد تنها انعکاس فکر عدهای دانشجو نیست بلکه انعکاس افکار عمومی امریکاست در هر صورت محیط روزنامه نگاریمانند دانشجویان هاروارد می اندیشد

اغاز جهان نقشه وهدف یا تصادف؟ بسیاری کوشیدهاند این مطلب را اشکار سازند که جهان عادی نیازمند افریندهای نیست.ولی انچه در ان شک نیستاین است که جهان وجود دارد درباره منشا ان ۴ راه حل وجود دارداول این که جهان را خواب وخیالیبیش ندانیم دوم خود به خود از عدم بر خاسته سوم جهان را اغازی نداشته و از اول بوده چهرم این که از اول بوده

فرض اول مستلزم قبول این مطلب است که اصلا مساله ای برای حل کردن وجود ندارد جز مساله متا فیزیکی ضمیر و خود اگاهی ادمی که ان خود نیز در این حالت خواب وخیالی بیش نیست

مساله وهمی بودن جهان اخیر در عتم فیزیک به سر جیمز در کتاب جهان اسرار امیز از نو زنده شده و او در ان کتاب مدعی است که جهان از لحاظ مفاهیم فیزیک جدید قابل تصور بصورت عادی نیستو دلیل ان به نظر من این است که جهان تنها به صورت مفهوم ذهنی در امده بنا به این گفته ممکن است کسی بگوید که قطارهای راه اهن خیالی بر فراز پل های غیر مادی ساخته شده از مفاهیم ذهنی از روی رود خانه های بی واقعت عبور کنند

فرض دوم :یعنی این که جهان ماده وانرزی به خودی خود از عدم بر خاسته نیز مانند فرض اول به اندازهای بی معنی و محال است که قابل ملاحظه و اعتنا نیست.

فرض سوم یعنی اینکه جهان از ازل وجود داشته با تصور افرینش یک جز مشترک دارد و ان اینکه ماده بیجان و انرژی امیخته به ان یا شخص خالق هر دو همیشه وجود داشته است. در هیچ یک از این دو تصور اشکالی که بیش از تصور دیگر باشد دیده نمیشود. ولی قانون تر مودینامیک (حرارت) ثابت کرده است که جهان پیوسته رو بوضعی روان است که در آن تمام اجسام بدرجه حرارت پست مشابهی می رسند و دیگر انرژی قابل مصرف وجود نخواهد داشت. در ان حالت دیگر زندگی غیر ممکن خواهد بود. اگر جهان اغازی نداشت و از ازل وجود بود باید پیش از این چنین آلت مرگ و رکود حادث شده باشد. خورشید سوزان و ستارگان و زمین آکنده از زندگی گواه صادق است بر اینکه اغاز جهان در زمان اتفاق افتاده و لحظه خاصی از زمان اغاز پیدایش ان بوده و بنا بر این نمی تواند جز افریده باشد یک علت بزرگ نخستین یا یک خالق ابدی بر همه چیز دانا وتوانایی ناچار باید باشد که جهان را ساخته باشد.

جواب سوالاتی که تا کنون پاسخی به انها داده نشده:

اگر شخصی بخواهد وجود خدا را همانطور ثابت کند که قضیه فیثاغورث را در هندسه ثابت می کنند تا کسی منکر وجود خدا نشود. به عقیده من چنان استدلالی را نخواهد یافت .در علم فیزیک به سوالاتی می توان پاسخ داد که اول انها لفظ چگونه باشد و به اغلب سوالاتی که در اول انها لفظ چرا باشد علم فیزیک نمی تواند جواب دهد متال:چگونه دو جسم همدیگر را جذب می کنند را قانون جاذبه نیوتون جواب داده ولی جواب چرا دو جسم یکدیگر را جذب می کنند را نداده است. برای جواب بسوالاتی که پاسخی به ان ها داده نشده میگوییم که برای ادراک و فهم عالم دو نظریه وجود دارد که هر یکی را جمعی از دانشمندان قبول کرده اند ولی قبل از انکه راجع به انها بحث کنیم بهتر است نکاتی چند را از نظر بگذرانیم.جهانشناسیعبارت است از مطالعه وضع عمومی جهان با وسعت ان در فضا وطول ان در زمان.
موضوعی کهحالا کا ملا ثابت شده این است که دنیا هر ان وسیع تر می شود .فرضیه الفرو گاموف چنین بیان می شود وقتی که سن دنیای ما پنج دقیقه بود حرارت ان از یک بیلیون درجه بیشتر بودو در نتیجه این حرارت فقط پروتون ونیوترون والکترون وجود داشته و عناصر مختلف موجود نبودند بعد از انفجار که ان را باید ابتدای جهان نامیددر عرض سی دقیقهتمام عناصر شیمیایی به وجود امدهاند و شاید یک میلیون سال بعد از انفجار کهکشان ها ایجاد شده اندو علت ایجاد کهکشانها قوه جاذبه عمومی بوده است.در هر حال من اگر قبول کنم که دنیا از انفجار کنله اولیبا حرارت وفشار فوق العاده بهوجود امده ان وقت خواهیم گفت که این کنله را خداوند خلق کردهو حرارت ونیرو ی لازم را به ان داده من نمی توانم در امر خلقت از خداوند صرف نظر بکنم.

تعصب را کنار گذاشته بی طر فانه قضاوت کنیم:
علم نه تنها حدوث عالم را ثابت می کند بلکه روشن می سازد که دنیا در یک لحظه معین در نتیجه یک انفجار بزرگ به وجود امدهو این لحظه تقریبا پنج میلیون سال پیش بوده استو هنوز هم دنیا در حال توسعه است توسعهای که از مرکز انفجار شروع شده وادامه دارد اگر کمی به دلایل علمی ارزش قایل شویم باید قبول کنیم که دنیا در نتیجه خلقت به وجود امده و قوانین خلقت ما فوق قوانین طبیعی است . چون خود قوانین طبیعی هم مخلوقند وچون خلقت بدون خالق متصور نیست پس خالقی وجود دارد که همان خداست که عالم مادی وقوانین ان را خلق کرده و با ان قوانین عالم را به تکامل می رساند

دلایل طبیعی وجود خدا:فرانسیس بیکن فیلسوف مشهور انگلیسی سیصد و چند سال پیش گفته:
اطلاع ساده و سطحی از فلسفه شخص را به انکار وجود خالق سوق می دهد ولی اطلاع وسیع از فلسفه شخص را خداشناس می کند
انچه مسلم است این است که بشر وسایر کاینات خود به خود به وجود نیامده است بلکه خلقت بدایتی داشته و هر بدات از وجود مبدایی نا گزیر است

خدا وپیچیدگی طبیعت:
جان ویلیام کلاس فیلسوف از دانشگاه پتسبورگ می گوید:
هنگام شروع مقاله دو ایه از کتاب مقدس به خاطرم رسید :
اسمانها گواه عظمت پروردگارند و چرخ دلیل صنع بدیع اوست . جهان ما به قدری تو در تو و پیچیده است که امکان ندارد تصادفی به وجود امده باشد دستگاه بقرنج افرینش عالم وجود خالق فوق العاده عاقل وعالمی را ایجاب می کند و تصادف کور کورانه نمی تواند این جهان را به وجود اورده باشد

خدا از نظر علمی:

در عصر ما در نتیجه ترقی علوم هر مساله ایکه بطور روشن مطرح میشود فورا حل می گردد. بما اموخته اند که معانی کلمات تا بع حواس خمسه یعنی ذایقه لامسه شامه سامعه و باصره اند و چون بشر در محیط های مختلف زندگی می کند بدین جهت غالب کلمات معانی متعدد و وسیعی دارند . مثلا لفظ خانه هم به غاری که وحشیان حومه شهر چی هو آهو ا ی افریقا در ان زندگی میکنند اطلاق میشود و هم بکاخ مجلل یک ثروتمند امریکایی در کالیفر نیا . در جواب سوال ایا خدا وجود دارد باید پرسید مقصود از خدا چیست مثلا اگر بگوییم مقصود از خدا نظم و ترتیب و قوانینی است که در طبیعت وجود دارد ان وقت ما به همان چیز قایل می شویم که ما دیون نیز قایلند چون ان ها نیز وجود نظم و ترتیبی را در جهان قبول دارند. در این صورت اگر کسی بخواهد متوجه خدا شده نیایشی بکند یا نمازی بگزارد باید مورد توجه و نیایش او جدول تناوب عناصر باشد البته عنا صری که هیچ یک به تنهایی یا دسته جمعی قادر پاسخ دادن به چنین نیایشگر و نماز گزار نیستند هر چند نیز نماز گزار خود را از لحاظ روا نشناسی ملهم بداند. خدایان اغلب مذاهب نیز مخلوق هوی و هوس بشر است و من به انها هم اعتقاد ندارم. تنها خدایی که من میتوانم به ان اطمینان و ایمان داشته باشم همانا صانع و باریی است که پیامبران و کتب اسمانی بشر را بعبادت وی دعوت می کنند. و اوست که در تمام نقاط جهان بندگان خود را مورد رافت و رحمت قرار میدهد. ایا این خدا حقیقت دارد یا نه و ایا خدا برای راهنمایی بشر پیامبرانی مبعوث ساخته یا نه پاسخ این دو سوال بسته بجواب سوال دیگری است که ایا پیامبران و انبیا از لحاظ معنی و اگاهی نظیر دیگر افراد بشر بودند یا نه اگر فرض کنیم که پیامبران فرقی با سایر افراد بشر نداشتند و از مبدا ومر کزی الهام و تعلیم غیبی نمیگرفتند و معجزات و خوارق اعمال منتسب بدیشان افسانه ای بیش نبوده است انوقت باید جهانی روی تجارب محسوس بنا کنیم و حدس ها و نظر های گستا خانه ای درباره ایجاد جهان بیان نماییم.

سیر عارفی جوان بسوی روشن بینی:

انسان برای نخستین بار خدا را بوسیله وا لدین خود می شناسد. انان نام خدا را بوسیله وا لدین خود می شناسد. انان نام خدا را با احترام یاد می کنند اطفال نیز بدیشان تاسی میجویند. احتیاجات کودکانه خود را همچنانکه از پدر خود میخواهند با سادگی و صفای تمام از خدا مسالت میکنند. از خدا راضی و خشنودند و بوی چون پدری نامریی اطمینان دارند. اطفال چندی بعد در تواریخ و سیر احوال مردان خدا را میخوانند و از فضا یل و کرامات انان مانند فر و نشاندن حریق بستن دهان شیر و زخمی نشدن از شمشیر و ابزار شجاعت در جنگلهای هایل متاسر میشوند و میخواهند انانرا در زندگی خویش سر مقش و مقتدا قرار دهند. و در می یابند که وظیفه ای در رعایت راستی و امانت بر عهده دارند و پشینیان از ماورا ابرها ناظر اعمال ایشانند و در طول حیات انان را در انجام وظیفه انسانی خود تشجیع میکنند. تحصیلات بعدی مدرسه ممکن است هم ایمان جوانان را تکامل و استحکام بخشد و هم بسوی فساد و تباهی متمایل سازد. جوانان می بینند که کشور انان جوامع و محیط های مختلفی دارد که با هم وابسته و نیازمند همدیگرند و جمعی از اشخاص مهم کشور را اداره میکنند و در راس تمام انها رییس جمهوری قرار دارد که هر تصمیمی بگیرد مردم خود را ملزم با جرای ان میدانند. در نظر یک دانش اموز خدا مفهو می شبیه رییس جمهوری فوق العاده مقتدری دارد. همان طور که وجود یک فرد بشر برای اداره کشوری لازم است وجود یک نیروی مافوق بشری نیز برای سلطنت و اداره جهان و بنی نوع بشر لازم است.

نشان خدا در گیاهان:

در این مقاله بیشتر درباره رشد و نمو و توارث نباتات بحث خواهیم کرد. نخستین صفحه پیدایش و تولید مثل نباتات را در اولین فصل سفر تکوین می توان دید. زمین گیاه میرویاند و گیاهان بذرمیدهند و درختان میوه میاورند تا این بذرها و میوه ها گیاهان و درختانی نظیر خود تولید کنند. این میشتپروردگار و بسیار پسندیده است. اگر ما بخواهیم در اطراف این موضوع به غور و بررسی بپردازیم باید برای تکوین و پیدایش نباتات راه و ترتیبی عملی اتخاذ کنیم که غر از معتقدات مذهبی ما باشد. کشف مجدد قانون مندل توسط و رایس از یک طرف و کارنس و فن چرماک از طرف دیگر در سال ۱۹۰۰ باعث کشف های تازه ای در راه تکوین و پیدایش انواع مختلف اجسام زنده گردید. از سال ۱۸۵۰ تا ۱۸۶۰ در نتیجه تجارب متعدد مندل قوانیناساسی تشابه و افتراق انواع را کشف و بیان کرد. این قوانین با کشف قانون طبقه که توسط و. بیستون و ر. س. پانت در سال ۶ ۱۹۰ بعمل امد و همچنین کرو موزوم بعنوانمحل وراثت توسط ب. ه. مورگان بسال ۱۹۱۹ پایه های علم ژنتیک یا تولید و توارث گذاشته شد. اما انچه از عمل و تجربه به بر می اید نشان میدهد که مسایل پچیده و غامض توارث و تولید مثل نباتات غیر از یکی دو عاملی است که مندل مطالعه و بیان کرده است اگر چه قوانین اساسی در توارث نباتات جاری هستند ولی عوامل مهم دیگری نیز وجود دارد که در شکل و جنس غلات و سایر گیاهان دخیلند که قسمتی از انها عوارض خصوصی نبات و قسمت عمده دیگر عوامل محیط پرورش ان هستند. خدا اشفتگی ایجاد نمیکند انجیل بر عکس در کار افرینش نظم و ترتیب کاملی وجود دارد. افراد عامی هنگامیکه قلل کوههای بلند را می بینند غرق حیرت میشوند و بیاد عظمت و قدرت افرید گارمی افتند و موقعیکه در چمنزار های پر گل و ریحان بگردش می پردازند وزش جانفزای نسیم بر گوش دل انان میگوید سلیمان با انهمه اقتدار و حشمت با ایجاد یکی از اینها قادر نبود. اینها افریده معماری تواناست. اگر کسی با تماشای جهان فقط با این قناعت کند که لب به تحسین گشاید نظیر کسی است که کار نجاری را

بیماری دیسترفی عضلانی

بیماری دیستروفی عضلانی

بیماری دیسترفی ماهیچه ای یک بیماری ژنتیکی است
هر گونه اختلال نا شی از نقص در تغذیه سلولی را دیستروفی می گویند .

دیستروفی ماهیچه ای یک سلسله بیماری های بسیار حاد ژنتیکی پیشرونده وابسته به کروموزوم هاست که باعث تخریب یا اختلال در در بافت ماهیچه ای می شود .دیستروفی ماهیچه ای شامل ۸ نوع بیماری است که نمومه شاخص وشدید ان دیستروفی ماهیچه ای دوشن است دیستروفی ما هیچه ای غیر قابل درمان است وتا کنون هیچ دارویی برای درمان ان ساخته نشده است .محققان در حال تحقیقات بر روی این این بیماری ها هستند و تا کنون موفق به ساخت چند ژن و داروی ازمایشی شده اند که بر روی حیوانات ازمایشگاهی موثر بوده است . امید است امید است در اینده ای نزدیک درمان دیستروفی ماهیچه ای قطعی شود.

انواع بیماری های دیستروفی ماهیچه ای:

۱- دیسستروفی ماهیچه ای دوشن۲-دیستروفی ماهیچه ای بکر
۳-دیستروفی ماهیچه ای میوتنیک
۴-دیستروفی ماهیچه ای اتروفی
۵-دیستروفی ماهیچه ای لیمب گرایدل
۶-دیستروفی ماهیچه ای مادر زادی
۷-دیستروفی ماهیچه ای فاسیو اسکا یو لو هو مو را
۸-دیستروفی ماهیچه ای امری دریفوس

داروی ازمایشی دیستروفی ماهیچه ای:

محققان دانشکده پزشکی پتسبورگ ایالت پنسیلوانیا اقدام به ساخت دارویی به نام
ptc124 کرده اند که می تواند ژن های معیوب را اصلاح کند و برخی بیماری های ژنتیکی را درمان کند .به گزارش سر پرست این تحقیق
دکتر soyini lee استاد دانشکده پتسبورگ شکل کار این دارو که به صورت قرص می باسد به این شکل است که به ریبوزوم کوروموزوم x وصل شده و ژن معیوب ساخت دیستروفین را وادار به ساخت پروتیین سالم برای عضلات می کند و باعث ترمیم ان می شود .soyini اضافه کرد هزارن بیمار ژنتیک وجود دارند که می توانند از این رویکرد منفعت ببرند به گزارش یونایتد پرس soyini گفت ویژگی منحصر به فرد این دارو انست که نه فقط یک جهش ژنی که باعث بیماری می شود بلکه مجموعه ای از جهش ها را هدف می گیرد بنا به گزارشهای رسیده ptc124با نوع خاصی از جهش مقابله می کند که بسته این که کدام ژن جهش یافته باشدعلایم بسیار متفاوتی ایجاد می کندبه این ترتیب بلقوه می توان از ان علیه بسیاری از اختلالات ژنتیکی استفاده کرد . این دارو در مراحل ازمایشهای بالینی قرار دارد و هنوز به طور کامل ساخته نشده است.

روند تحقیقاتی داروی ptc124 :

این دارو هم اکنون در مرحله ثبت نام بیماران واجد شرایط در چندین کشور از جمله المان و فرانسه و بلژیک می باشد البته در امریکا این کار ازمایی بالینی شروع شده است . به تازگی گزارشی منتشر شد که موفقیت نسبی این دارو را در کاهش تعذاذ سرفه های بیماران مبتلا به سیستیک فیبروزیس نشان داد و محققان را امید وار کرد که شاید این دارو در بیماران دوشن هم موثر باشد .رکت دارو سازی پی تی سی در کنار تحققات بر روی این دارو ها پروژههای دیگر ی هم در دست اقدام دارد یکی از مهمترین این پروژه ها پروژه کاتالیست می باشد که علاوه بر دوشن برای سایر دیستروف های عضلانی کاربرد دارد در این پروژه سعی بر این است که با استفاده از تکنیک های پیشرفته اثر حدود بیست هزار ترکیب شیمیایی را بر کاهش یا افزایش میزان بیان برخی از ژنهای دخیل در رشد ونمو عضلات مورد ارزیابی قرار دهند .
یکی ازاین ژنها ژنی به نام SERCA2a است که محصول این ژن باعث افزایش قدرت انقباضی عضلات قلب می‌شود با توجه به اینکه اکثر مبتلایان به دیستروفی های عضلانی مشکل قلبی هم دارند افزایش بیان این ژن کمک موثری به عملکرد قلب آنها می‌کند. یکی دیگر از ژنهایی که قصد دارند بیانش را افزایش دهند ژن مربوط به IGF-1( فاکتور رشد شبیه انسولین) است که مختص رشد عضلات می‌باشد و افزایش بیان آن موجب رشد بهتر عضلات می‌گردد . ژن دیگرکه قصد دارند فعالیت آنرا بیشتر کنند مربوط به پروتئین Utrophin (یوتروفین) است که شباهت زیادی به دیستروفین داشته و می‌تواند درعضلات بیماران دوشن وبکرجایگزین دیستروفین شود و بدین ترتیب عملکرد عضله را بهبود بخشد . ژنIntegrin-7 ( اینتگرین هفت )هم یکی از ژنهایی است که محصول آن در ثبات غشای سلولهای عضلانی نقش مهمی دارد وبا افزایش بیان آن غشای سلولهای عضلانی بیماران مقاوم تر خواهند شد. تنها ژنی که در حال حاضر قصد دارند فعالیت آنرا کاهش دهند ژن مربوط به پروتئینی به نام myostatin (میوستاتین) است که نقشی بازدارنده در رشد عضلات دارد و کاهش بیان آن عضلات بیماران را از مهار شدگی خارج خواهد نمود. لازم به ذکر است که این پروژه خیلی وقت گیر و پر هزینه است ومحققان باید تک تک اثر مواد شیمیایی مختلف را بر این ژنها آزمایش کنند تا شاید ترکیبی مانند PTC124پیدا کنند که با مکانیسمی تا به حال ناشناخته٬ بتواند اثرات فوق الذکر را باعث شود.بنابر این بیماران و خانواده‌های آنها باید همچنان صبور و میدوار باشند .


یک ژن مصنوعی برای درمان بیماری دیستروفی ماهیچه ای ساخته شد :

گروهی از دانشمندان انگلیسی و ایتالیایی موفق شدند اولین ژن ترکیبی مصنوعی را برای مقابله با بیماری تحلیل ماهیچه‌ای تولید کنند. محققان دانشگاه آکسفورد، موسسه بیولوژی و آسیب شناسی مولکولی و موسسه نوروبیولوژی و پزشکی مولکولی مرکز ملی تحقیقات ایتالیا اولین ژن ترکیبی را برای مقابله با تحلیل ماهیچه‌ای در لابراتوار تولید کردند. این ژن که «جاز» نام دارد می‌تواند نقش مهمی در درمان بیماری تحلیل عضلانی «دوشن» ایفا کند. تحلیل عضلاتی دوشن، آسیبی است که منجر به تخریب بافت ماهیچه‌ای در بافت‌های فیبری و چربی می‌شود و با کاهش قدرت ماهیچه‌ای و توانایی‌های حرکتی همراه است. نتایج تولید این ژن که ابعاد بسیار کوچکی دارد، در مجله PLOS ONE منتشر شده‌است.به گفته این دانشمندان، محافظت و ساخت یک ژن تنظیم کننده ترکیبی در لابراتوار نیازمند ابزارهای پیشرفته بیوتکنولوژیکی است. ساخت این ژن ترکیبی امکان کنترل بیان ژن‌های هدف در آسیب‌های مختلف را برای دانشمندان فراهم می‌کند.ژن «جاز» توانایی کنترل ژن «اتروفین» را دارد و می‌تواند نقش مهمی در ژن درمانی تحلیل عضلانی «دوشن» ایفا کند. درحقیقت این ژن، تنظیم کننده‌ای است که این محققان وارد DNA یک موش کردند. در این آزمایش مشاهده شد که توانایی فعال کردن پروتئین اتروفین در ماهیچه اسکلتی موش افزایش یافت.«اتروفین» یک هدف بسیار مناسب در درمان ژنتیکی بیماری تحلیل عضلانی «دوشن» است. درحقیقت فقدان این ژن منجر به بروز این بیماری می‌شود. بنابراین گزارش، به طور طبیعی در ماهیچه‌ها ژن اتروفین از زمان تولد بیان می‌شود، اما در بیماران با تحلیل عضلانی، این ژن با کاهش بیان مواجه می‌شود. در این تحقیق به کمک ژن مصنوعی ترکیبی جاز دانشمندان افزایش میزان اتروفین را مشاهده کردند.

شيوه ژن درماني جهت درمان «ديستروفي عضلاني دوشن» به كار گرفته شد:
براي نخستين بار پزشكان آمريكايي موفق به اجراي شيوه نوين ژن درماني جهت اصلاح يكي از حادترين نواقص مادرزادي كودكان شدند. به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» ايسنا واحد علوم پزشكي ايران، به نقل از پايگاه اينترنتي health day، بيماري «ديستروفي عضلاني دوشن» نوعي اختلال مادرزادي وابسته به جنس است كه باعث دشواري در انجام حركات، بالاخص راه رفتن مي‌شود و متاسفانه درمان قطعي نيز ندارد. در حال حاضر پژوهشگران بيمارستان كودكان Columbus آمريكا به سرپرستي دكتر «Jorry mendell» براي نخستين بار موفق به اجراي تكنيك ژن درماني، جهت اصلاح نواقص موجود در كروموزوم X كه منجر به شكل گيري پروتئين‌هاي ناقص در عضلات فرد مي‌شود، شدند. بعد از گذشت چند هفته از اجراي روش ياد شده و نمونه‌گيري از بافت عضلاني بازوي بيماران، نتايج حكايت از شكل گيري پروتئين‌هاي طبيعي در بدن افراد و موفقيت روش دارد. پزشكان اميدوارند با انجام مطالعات بيشتر و گسترده تر بتوان از تكنيك ژن درماني جهت اصلاح قطعي اين اختلال مادرزادي بهره گرفت.

دیستروفی ما هیچه ای دوشن:

دیستروفی ماهیچه ای دوشن به اختصار DMD ٬ شایع ترین و شدید ترین نوع از بیماری های دیستروفی ماهیچه‌ای از گونه (X پیوند یافته) و ژنتیکی است. از عوارض اصلی این بیماری تحلیل و نابودی ماهیچه های ارادی (که در کنترل بدن نقش حیاتی دارند) است که نهایتاً منجر به عدم توانایی در راه رفتن ،۹۶% معلولیت ، مشکلات تنفسی و مرگ می شود.

فراوانی دوشن ۱ در ۳۵۰۰ کودک پسر است. این بیماری در اثر تغییرات و نقض در ژن (DMD) واقع در کروموزوم X ایجاد می‌شود. این ژن مسؤل ساخت پروتئین دیستروفین که ماده‌ای ضروری برای حفظ و ثبات ماهیچه ها است می‌باشد و در غشاء سلولی قرار دارد. به طور کلی بانوان دارای کروموزوم X ناقص و حامل این بیماری هستند و می‌توانند این بیماری را به نیمی از فرزندان پسر خود منتقل کنند. ناقص بودن یکی از کروموزوم X در بانوان غالباً ارثی است یا ممکن است در اثر جهش های ژنتیکی باشد. به طور کلی علایم بیماری در ۶ سالگی ظاهر می‌شود گرچه در دوران نوزادی هم نمایان است. نوزاد در موقع تولد کاملاً سالم به نظر می‌رسد، ولی هنگامی که شروع به حرکت می‌کند، حتی زمانی که با چهار دست و پا و یا سینه خیز می‌نماید حرکت او کندتر از همسالان خود است و زود به زود خسته می‌شود. هنگامی که به راه می‌افتد ضعف ماهیچه ای به تدریج واضح تر می‌شود. معمولاً والدین نسبت به نحوه راه رفتن غیر طبیعی یا اشکال در برخاستن فرزندشان از روی زمین، راحت زمین خوردن، اشکال در بالا رفتن از پله‌ها و عدم توانایی دویدن یا انجام حرکات ورزشی در مقایسه با همسالانشان نگران می‌شوند. بزرگ شدن غیر طبیعی ماهیچه های ساق پا و ضعف خفیف تا متوسط ماهیچه های ابتدای اندام تحتانی، به صورت راه رفتن اردک وار و عدم توانایی در برخاستن راحت از روی زمین تظاهر می‌کنند. این کودکان به طور مشخص برای برخاستن از حالت نشسته از پاها و بدنشان کمک می‌گیرند که به نشانه گاور معروف است. تحلیل ماهیچه ای به صورتی است که در ۸ سالگی کاملاً ضعف ماهیچه ها بارز می‌شود. این تحلیل ماهیچه‌ای ابتدا از پاها و لگن شروع ، باعث کاهش حجم و نابودی ماهیچه‌های این ناحیه می‌شود و نهایتاً دست ها ، بازوها و شانه را نیز در بر می‌گیرد که موجب افتادگی شانه می‌شود. در ۱۰ سالگی بیمار توانایی راه رفتن را از دست می‌دهد و به ویلچر نیاز پیدا می‌کند. از آنجایی که دو سوم از وزن بدن از ماهیچه ها تشکیل شده است، با نابودی ماهیچه ها وزن بدن به شدت کاهش می یابد و به یک سوم از کل آن می رسد. در بیشتر مواقع پیشرفت بیماری ادامه می‌یابد و به علت رشد غیر طبیعی استخوان های ستون فقرات ، ستون فقرات به صورت حرف S انحنا پیدا می‌کند و قفسه سینه اندکی تغییر شکل می دهد که سبب جمع شدگی بدن می شود. پیشرفت بیماری نهایتاً با مشکلات تنفسی و مرگ همراه خواهد بود ، طول عمر متوسط برای بیماران معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ سال است.

شیوع:

شیوع بیماری دوشن ۱ در ۳۵۰۰ کودک پسر است. به این دلیل این بیماری فقط در جنس مذکر بروز می‌کند که جنس مذکر فقط یک کروموزوم X دارد . جنس مؤنث به این بیماری مبتلا نمی‌شود زیرا که در بدن آن ها دو کروموزوم X وجود دارد و دوشن فقط در اثر اختلال یکی از کروموزوم های X ایجاد می‌شود بنابراین آن یکی کروموزوم سالم می ماند و نهایتاً فقط پسران به این بیماری مبتلا می‌شوند.

نام بیماری:

نام بیماری دیستروفی ماهیچه ای دوشن برگرفته از نام یک پزشک مختصص مغز و اعصاب فرانسوی به نام گیوم بنیامین اماند دوشن است که اولین بار در سال ۱۸۶۱ شرح بیماری دوشن را در مجلات پزشکی آن زمان منتشر کرد.

عامل بیماری:

بیماری دیستروفی ماهیچه ای دوشن در اثر نقض در کروموزوم X و فقدان پروتئین دیستروفین ایجاد می‌شود. ژن مسئول ساخت این پروتئین (DMD) است و بر روی کروموزوم X قرار دارد. پروتئین دیستروفین اطراف سلول‌های ماهیچه‌ای برای محافظت ساختمان ماهیچه ساخته می‌شوند و مانع از خروج عناصر داخل سلول ماهیچه ای به فضای خارج از سلول می‌شود.بدون دیستروفین سلول ماهیچه ای قابل نفوذ خواهد بود و مواد بافت خارج سلولی وارد سلول ماهیچه شده و باعث تخریب و مرگ ماهیچه خواهد شد و در نهایت بافت چربی جای ماهچه را می‌گیرد. علت عدم تولید پروتئین دیستروفین در ژن دی ام دی هنوز به طور قطع مشخص نیست ولی این عدم تولید ناشی از مسدود شدن مجاری تولید پروتئین دیسترفین می‌باشد. پروتئین دیستروفین در بدن افراد طبیعی کمتر از ۰.۰۰۲% میلی گرم از کل پروتئین بافت ماهیچه ای است.

نشانه‌ها و عوارض:

مهمترین نشانه بیماری دیستروفی ماهیچه ای دوشن اختلال در ماهیچه هاست که موجب مشکل در راه رفتن ،ضعف ماهیچه‌های اندام تحتانی و لگن و برزگ شدن غیر طبیعی ماهیچه های ساق پا می‌شود. همچنین ضعف ماهیچه ای در دست ها ، بازو و شانه نیز بروز می‌کند. نشانه‌ها معمولاً تا قبل از ۶ سالگی ظاهر می‌شود ، هرچند در دوران نوزادی هم نمایان است. نهایتاً پیشرفت این بیماری که موجب نابودی ماهیچه‌ها می‌شود با عدم توانایی راه رفتن ، ۹۶% معلولیت ، انحنا در ستون فقرات و قفسه سینه ، مشکلات تنفسی و مرگ خاتمه می یابد. سایر نشانه‌ها و عوارض اصلی دوشن به شرح زیر است:

  • ناهنجاری در راه رفتن و قدم برداشتن (بیماران معمولاً روی قسمت جلویی کف پا و سر پنجه ، راه می‌روند که ناشی از انقباضات شدید ماهیچه‌های پشت پا می‌باشد و ضعف زانوها را نشان می‌دهد)
  • خستگی زود هنگام و درد در ماهیجه های ساق پا پس از مدت کوتاهی پیاده روی
  • زمین خوردن مکرر
  • مشکل در دویدن ، جستن و پریدن
  • مشکل در بالا رفتن و پایین آمدن از پله
  • مشکل در انجام حرکات ورزشی
  • بزرگ شدن غیر طبیعی ماهیجه های ساق پا به دلیل تخریب ماهیچه‌ها و نفوذ بافت چربی در آن
  • کوتاه شدن تاندهای آشیل پا
  • عدم توانایی در برخاستن راحت از روی زمین و کمک از پاها برای بلند شدن (نشانه گاور)
  • تحلیل ماهیجه های بازو و شانه
  • از دست دادن توانایی راه رفتن
  • ۹۶% معلولیت (به طوری که فرد بیمار به تنهایی قادر به زندگی نیست)
  • ضعیف شدن دستگاه گوارش و اشکال در دفع
  • انحنا در ستون فقرات و قفسه سینه
  • مشکلات تنفسی
  • تحلیل ماهیچه های قلب
  • مرگ

نشانه‌های نهفته و موجود در خون:

  • بالا بودن میزان آنزیم ماهیچه‌ای کراتین کیناز «Creatine kinase (CPK-MM)» در خون
  • تست ژنتیک نقض در کرموزوم ایکس را افشا می کند
  • الکترومیوگرافی از بافت عضلانی نشان می دهد که تحلیل عضلات ناشی از با نفوذ شدن بافت عضلانی در اثر نقص در تولید پروتئین دیستروفین است نه در اثر اعصاب.
  • نمونه برداری از بافت ماهیچه ای فقدان پروتئین دیستروفین را تایید می کند.

تست DNA:

ژن دیستروفین مرکب از ۷۹ اگزون است و تجزیه و تحلیل تست DNA معمولاً نوع خاصی از جهش در اگزون یا اگزون های فرد مبتلا را مشخص می کند. تست DNA در اکثر موارد ابتلای فرد به بیماری را تأیید می کند.

نمونه برداری از ماهیچه:

اگر تست DNA نتواند جهش در اگزون ها را پیدا کند ، ممکن است از ماهیچه نمونه برداری شود. نمونه کوچکی از ماهیچه استخراج شده (معمولاً با چاقوی کوچک جراحی به جای سوزن سرنگ) وضعیت فقدان کامل پروتئین دیستروفین را نشان می دهد. در طول چند سال گذشته تست DNA در زمینه شناسایی جهش هایی زیادی در ژن ها که سبب ایجاد بیماری های مختلف می شود پیشرفت داشته است و نمونه برداری از ماهیچه غالباً تنها بیماری دوشن را تأیید نمی کند.

آزمایش پیش از تولد:

اگر یکی یا هردو والدین حامل بیماری خاصی باشد ، مبتلا شدن فرزند به دنیا نیامده آن ها به آن بیماری ریسک است. آزمایش پیش از تولد برای پیدا کردن جنین مبتلا به دوشن در دوران بارداری انجام می شود ، این آزمایش ها تنها برای برخی از اختلالات عصبی و ماهیچه ای کاربرد دارد. انواع آزمایش های پیش از تولد می تواند بعد از حدود ۱۱ هفته پس از بارداری به اجرا دربیاید. نمونه برداری از برآمدگی مویی پرده بیرونی جنین (CVS) در هفته ۱۱ تا ۱۴ بارداری انجام و تست پرده آمنیون مایع بعد از هفته ۱۵ بارداری انجام می شود ، در حالی که نمونه خون جنین می تواند حدوداً در هفته ۱۸ بارداری صورت گیرد. زنان و یا زوج ها باید دقت نظر داشته باشند که پس از انجام آزمایش در مورد آن با مشاور ژنتیک به بحث بنشیند. در صورتی که آزمایش پیش از تولد ابتلا جنین به بیماری دوشن را مشخص کند دستور سقط جنین صادر می شود تا از تولد نوزاد بیمار جلوگیری شود.

افسردگی بیماران:

از آنجا که بيماري دوشن يك بيماري بسیار حاد است و در مدت کوتاهی زندگی بیماران و خانواده های آنان را دگرگون می کند ، عمدتاً مبتلايان به اين بيماري را در كودكان ، نوجوانان و جوانان تشكيل مي دهند ، به علت عدم پذيرش معلوليت از سوي مبتلايان و خانواده آن ها ، موارد زيادي از افسردگي ميان جوانان مبتلا به اين بيماري وجود دارد. همچنين ديستروفي ماهیچه ای دوشن به دليل نوع پيشرونده بودن بيماري ، نهايتاً منجر به معلوليت شخص مي شود ، اين موضوع مي تواند عوارض روحي و رواني را در مبتلايان و خانواده هاي آن ها را به دنبال داشته باشد . به دليل اين مسأله حتي چند مورد خودكشي بيماران مبتلا و مادران آن ها گزارش شده است.

درمان:

تاکنون هیچ درمانی برای دیستروفی ماهیچه ای دوشن یافت نشده است اگرچه اخیراً تحقیقات نشان می دهد به وسیله سلول های بنیادی می توان بافت ماهیچه های سالم را جایگزین بافت ماهیچه ای آسیب دیده کرد. تنها با فزیوتراپی و کاردرمانی می توان از انحراف ستون فقرات و قفسه سینه که موجب جمع شدگی بدن می شود جلوگیری کرد.

تحقیقات در حال اجرا:

نادیده انگاری اگزونی

کارآزمایی بر روی "AVI ۴۶۵۸" که یک فرآورده آزمایشگاهی برای نادیده انگاشتن اگزونی در دیستروفی ماهیچه ای دوشن است موجب تولید دیستروفین شده و بی خطر به نظر می رسد. "AVI ۴۶۵۸" یک داروی آزمایشگاهی است که توسط شرکت "AVI BioPharma" برای نادیده انگاشتن اگزون ۵۱ ژن دیستروفین تولید شده است. نادیده انگاشتن اگزون ۵۱ توان بالقوه برای تولید پروتئین دیستروفین را در زیر مجموعه ای از افراد مبتلا به دیستروفی ماهیچه ای دوشن را دارد. هنگامی که دارو به شکل داخل وریدی داده شد ، بی خطر به نظر رسید و سبب افزایش تولید دیستروفین در برخی از داوطلبین گردید. ۲۴ پسر بین ۵ تا ۱۵ سال دارای جهش دیستروفین در ناحیهٔ اگزون ۵۱ داروی "AVI ۴۶۵۸" را به شکل هفتگی به مدت ۱۲ هفته در یکی از شش مقیاس دوزاژ دریافت کردند. هر گروه نسبت به گروه قبلی مقدار بیشتری از دارو را دریافت کد. دارو بی هیچ رویداد ناگواری تحمل گردید ، هر چند در یکی از پسر ها ضعف عضله قلبی ( کاردیو مایو پاتی ) تشدید شد و از کارآزمایی کنار گذاشته شد. اینکه آیا دارو سبب بروز این مشکل شد یا خیر مشخص نگردید ، شرکت "AVI ۴۶۵۸" قصد ادامه آزمایش دارو را دارد.

سلول های بنیادی:

محققان "بیمارستان اطفال پیتسبورگ" دسته منحصر به فردی از سلول‌های بنیادی بزرگسال را شناسایی كرده‌اند كه می‌تواند بیماری‌هایی نظیر حمله قلبی و دیستروفی ماهیچه ای دوشن را درمان كند. دانشمندان سلول‌های بنیادی "میوآندوتلیال" myoendothelial را جداسازی و مشخص كردند ، این سلول‌ها با استفاده از فناوری‌های جداسازی سلول به راحتی جدا می‌شوند، به سرعت تكثیر می‌یابند و می‌توانند در محیط آزمایشگاه به سلول‌های ماهیچه ای ، استخوان و غضروف تمایز پیدا كنند. كشف این دسته سلول‌های بنیادی در یك منبع انسانی موفقیت بزرگی به شمار می‌رود، زیرا به كاربرد بالینی این درمان بسیار نزدیك‌تر می شود. به گفته دانشمندان، پیوند هزار سلول میوآندوتلیال به ماهیچه آسیب دیده موش‌هایی كه دچار نقص ایمنی بودند بطور متوسط ۸۹ لیف عضلانی تولید كرد.

مولوکول مصنوعی:
محققان آمریكایی ، مولكول مصنوعی ساخته‌اند كه می‌تواند نشانه اصلی بیماری دیستروفی عضلانی را در موشها از بین ببرد كه امید جدیدی را برای مبارزه با این بیماری تضعیف ‌كننده ایجاد می‌كند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه ، پژوهشگران مركز پزشكی دانشگاه روچستر، تركیبی را به موش‌ها تزریق كردند كه نشانه "میوتونیا" را از بین برد. نشانه میوتونیا در افراد موجب كشیدگی و تضعیف ماهیچه‌ها می‌شود.
"چارلز تورنتون" مدیر مركز بیماری عصب ماهیچه این دانشگاه گفت، اهمیت این تحقیق در آنست كه این مفهوم را ثابت می‌كند كه حتی پس از استقرار كامل این بیماری ژنتیكی در بدن، می‌توان جلوی روند یك وجه اساسی این بیماری را گرفت و آن را تغییر جهت داد.
این محقق افزود این پژوهش، ما را ترغیب می‌كند كه باور كنیم می‌توان دیگر وجوه این بیماری را نیز از بین برد. نتایج این تحقیقات در نشریه مطالعات بالینی منتشر شده است. اما محققان هشدار دادند قبل از انجام این آزمایش روی انسان، باید پیش مطالعات بیشتری در این زمینه صورت داد.
در این تحقیق آمده است: این تركیب مصنوعی موسوم به "مورفولینو" كه به سلولهای ماهیچه‌ای موشها تزریق شد مسیر و كانال "كلرید" آنها را احیا كرد.
كانال كلرید، ساز و كار سلولی مهمی است كه فعالیت الكتریكی را در ماهیچه‌ها كنترل می‌كند.
پس از تزریق این تركیب به موشها، تمامی نشانه‌های بیماری از بین رفت و به مدت چندین هفته بازنگشت.
كانال كلرید در افراد مبتلا به دیستروفی عضلانی از كار می‌افتد و استراحت و شل كردن عضله‌ها را برای فرد دشوار می‌سازد.
بعنوان مثال شخصی كه دچار دیستروفی میونونیك است، ممكن است نتواند شیئی را كه در دست گرفته، رها كند

دیستروفی ماهیچه ای لیمب گیردل : LIMB GIRDLE

ديستروفی عضلانی لیمب گیردل (Limb-girdle muscular dystrophy)یاLGMD

اين بيماری از نظر ژنتيکی هتروژنی بوده و علايم بالينی بيماری شامل ضعف اوليه عضلات لگن و شانه می‌باشد و به دنبال آن عضلات قسمت پروکسيمال دست و پا نيز درگير می‌شود . آناليز پيوستگی ژنها به بيماری ، در فاميلهای بزرگ و هم در خانواده‌های با ازدواج های فاميلی نشان داد که حداقل ۱۱ لوکوس مختلف مسئول ديستروفی عضلانی Limb Girdle می‌باشند و موتاسيون در ژنهايی که پروتئينهای سارکوگليکان (Sarcoglycan) را کد می‌کنند پيوسته با اين بيماری می‌باشند . اشکال در سارکوگليکان مانع از اتصال F-actin با ماتريکس خارج سلولی توسط ديستروفين می‌شود و در نهايت سلولهای عضلانی دژنره شده و توانايي عضلات از بين می‌رود.

ديستروفی عضلانی کمربند اندامها ( لیمب گیردل)

Limb Girdle Muscular Dystrophy (LGMD)

اين گروه از ميوپاتی ها جزو ديستروفی ها ميباشند به اين معنی که اختلال در پروتئين ديستروفين باعث آنها ميشود. معمولا در کودکی يا نوجوانی خود را نشان ميدهد ولی ميتواند اولين بار خود را در بزرگسالی نيز نشان دهد. الگوو توزيع ضعف عضلانی شبيه به دوشن است ولی سرعت پيشرفت آن بسيار کمتر اشت. LGMD حداقل 15 نوع دارد. يک نوع آن ديستروفی عضلانی شديداتوزوم مغلوب با شروع از کودکی نام دارد که به اختصار(SCARMD) نام دارد . آين افراد مثل دوشن دچار بزرگی عضلات پشت ساق ميشوند. مسائلی مثل انحراف ستون فقرات، وضعيت ريه و قلب در کنار مسائل توانبخشی بايد مورد توجه واقع شود. اساس درمان در حال حاضر اقدامات توانبخشی است

کليات توانبخشی شبيه به دوشن است که قبلا آنرا بيان کردم.

اتوزوم مغلوب (Autosomal recessive)

طبیعت این تیپ از بیماری ها طوری هست که اگر فقط یک کپی از ژن معیوب به پسری برسد وی مبتلا خواهد شد ولی برای مبتلا شدن جنس مونث وجود دو کپی از ژن معیوب لازم است... به همین دلیل است که بیشتر بیماران مرد هستند و زنان کمتر و ندرتا مبتلا می شوند.
نمونه این بیماریها , بیماری دیستروفی عضلانی است.
مشخصه صفت اتوزوم مغلوب داشتن والديني است كه ناقل هتروزيگوت براي فرم جهش یافته ژن هستند و والدین بيماري را نشان نمي دهند. ژن معيوب كه سبب بيماري مي شود، توسط ژن طبیعی سركوب مي شود. اين والدين هتروزيگورت (A/a) هركدام دو نوع گامت توليد مي كنند. يك گامت حامل آلل جهش یافته ژن (a) و گامت ديگر كه كپي نرمال ژن را دارد (A). بنابراين چهار تركيب احتمالي از اين والدين ممكن است: a/a, a/A A/A, A/a تنها كودكي كه هر دو آلل جهش یافته را به ارث برده باشد (a/a) بیماری را نشان مي دهد. در مجموع كودكان اين والدين 25 % شانس به ارث بردن اختلال را دارند.

بر طبق آمارهای جهانی تعداد مبتلایان به دیستروفی در ایران حدود 20 هزار نفر برآورد می شود که از این تعداد بین 15 تا 16 هزار نفر به شدیدترین نوع دیستروفی یعنی دوشن مبتلا می باشند. آقای دکتر اکبری ژنتیسین و عضو هیأت مدیره انجمن دیستروفی بر روی اسلایدهایی از قبل آماده شده به ارائه مطالبی در زمینه ژنتیک بیماری دیستروفی پرداخت.
وی اظهار داشت با اینکه علم ژنتیک از سال 1370 به بعد در ایران رشد خوبی داشته ولی این دانش در کشورمان با فاصله 20 ساله از کشورها ی ییشرفته قرار دارد و عمده ی فعالیت نیز در زمینه ی تشخیص بیماری ها بوده و هنوز آنچنان که شایسته است در حوزه تحقیقات ژن درمانی وارد نشده ایم.
ایشان وجود آمار دقیق بیماران دیستروفی را پایه برنامه ریزی تشخیصی و درمانی دانست و از اینکه آمار دقیقی از تعداد مبتلایان به دیستروفی در سطح کشور وجود ندارد اظهار تأسف کرد. وی با استناد به آمارهای جهانی تعداد مبتلایان به دیستروفی در ایران را حدود 20 هزار نفر برآورد کرد که از این تعداد بین 15 تا 16 هزار نفر به شدیدترین نوع دیستروفی یعنی دوشن مبتلا می باشند.
ایشان ، دیستروفی عضلانی را اضمحلال سلول های ماهیچه ای ذکر کرد و گفت: در سلول ماهیچه ای پروتئین ها از طریق یک مجموعه عظیم پروتئینی به یکدیگر متصل هستند که تغییردر هرکدام از این پروتئین ها ( مثل دیستروفین ، دیسفرلین و ... ) نوعی خاص از دیستروفی را به دنبال دارد. مانند دوشن،بکرو....
دکتر اکبری اظهار امیدواری کرد که در آینده ای نزدیک بتوان تمامی 79 اگزون ژن دیستروفین را برای یافتن حذف ها و مضاعف شدگی ها (دوپلیکاسیون ها) را در بیماری دوشن ( داخل ایران ) بطور کامل مورد بررسی قرار داده تا علت ژنتیکی بروز دوشن مشخص گردد.
وی نقص درغشاي سلول‌هاي ماهيچه‌اي را از دلايل بروز ديستروفي عضلاني دانست و ذکر کرد : شاخص اصلي تشخيص بيماري ديستروفي افزايش كراتين فسفوكيناز (CPK) در خون است.

می توان به پیدا شدن درمان بیماری در چند سال آینده امیدوار بود

آقاي دکتر ملايري بیوشیمیست و متخصص تغذیه در باب داروهاي کمکي و نگهدارنده بر روي تعدادي از اسلايدهاي از قبل تهیه شده به ارائه توضيحاتي پرداخت که به طور اجمال به شرح ذيل است:

1- داروهای استروئیدی مهم شامل : پردنیزولونPrednisolone و دفلازاکورتDeflazacort که تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند لذا بیماران خود را برای تهیه دفلازاکورت به زحمت نیاندازند.
1-1 سودمندی داروهای استروئیدی : طول عمر بیماران دوشنی را حداقل به مدت یک دهه افزایش می دهند.
2-1عوارض داروهای استروئیدی : پوکی استخوان که برای رفع آن بایستی حتماً مصرف لبنیات در برنامه غذایی وارد شود. عارضه دیگر چاقی است زیرا داروهای مذکور بسیار اشتها آور است لذا بیمار باید میزان مصرف غذای خود را ثابت نگه دارد تا از چاقی و بدنبال آن کاهش توانایی جسمی جلوگیری شود.
نکته : استفاده از داروهای استروئیدی باید با تجویز پزشک معالج باشد.

2- سیکلوسپورینCyclosporine : دارویی است که هنوز در مرحله تحقیقات قرار دارد.
1-2 سودمندی : همانطور که می دانید در دیستروفی عضلانی سلول های ماهیچه ای به دلیل بیماری دچار تخریب می شوند ولی هنوزبا این که کارایی دارند گلبولهای سفید بدن آنها را مورد حمله قرار داده و دفع می کنند. این دارو سیستم ایمنی بدن را ضعیف کرده و موجبات تأخیر در پیشرفت بیماری را فراهم می کند.
2-2 عوارض : به دلیل تضعیف سیستم ایمنی ، بدن در معرض بیماری های عفونی قرار می گیرد لذا باید از
محیط های آلوده پرهیز شود.

3- پنتوکسیفیلینPentoxifylline
سال گذشته به کارآزمایی بالینی اولیه رسید ولی آنچنانکه انتظار می رفت اثربخشی خیلی خوب نداشته است .
نحوه عملکرد : موجب افزایش جریان خون در عضلات شده که متعاقب آن مواد غذایی ، بیشتر و زودتر به سلولهای عضلانی رسیده و عملکرد آنها بهبود می یابد .
این دارو هنوز به مرحله کارآزمایی بالینی نهایی نرسیده است.

4- آنتی اکسیدان ها Antioxidans
از قبیل عصاره چای سبز ، کوانزیم کیو 10 ، ویتامین های EوC که باعث کاهش اکسیداسیون سلول ها شده و در حدود 10% اثربخشی دارند.

5- داروهای تعمیرکننده کانال های ورود کلسیم به سلول
داروهایی همچون Nifedipine وDiltiazam که در مراحل تحقیقات هستند و از ورود کلسیم اضافی به درون کانالهای کلسیمی سلول های ماهیچه ای جلوگیری کرده و روند تخریب این سلول ها را کند می کنند.

6- مایو 29_Myo-029
مایو29 که امید می رفت به مرحله بالینی برسد ولی این طور نشد. این دارو بدین منظور طراحی شده بود که آنزیم میوستاتین را که نوعی آنزیم مهارکننده رشد عضله است ، سد کند.

7- کارنیتین Carnitine
دارویست که در بعضی افراد موجب افزایش توده عضلانی و کاهش چربی می گردد.

8- داروهایی که باعث افزایش بیان فاکتوری مثلIGF-1 می گردند

این داروها باعث افزایش رشد عضله می گردند که هنوز کارآزمایی بالینی آنها نهایی نشده است.

9- داروهای گیاهی چینی Chinese Herbal Medicine

بنا به ادعای چینی ها اثرات بسیار خوبی بر روی دیستروفی های عضلانی دارد ولی نمی توان به گفته آنان اطمینان کرد. در بعضی موارد مشاهده شده گیاهانی را با داروهای کورتونی ترکیب کرده و به بازارعرضه می کنند.

10- کراتین Creatine
دارویی که بیشتر توسط بدنسازها مورد استفاده قرار می گیرد . ممکن است اثرات خوبی در حد 5 تا 10% بر روی بیمار داشته باشد ولی مصرف بیشتر از 5 گرم آن باعث از کار افتادن کلیه ها می گردد. ضمن اینکه آن را باید با آب فراوانی مصرف کرد.

11- داروی پی تی سی 124 _ PTC124
در 15% -13% از افراد دوشنی که دارای Mutation non-sense ( جهش بی معنی ) هستند کاربرد دارد ، همچنین این دارو نتایج امیدوارکننده ای در بیماری CF داشته که تعداد سرفه های آنان را به 3/1 کاهش داده است. شرکت سازنده این دارو در ایالت نیوجرسی آمریکا واقع است ولی شعب آن در تعدادی از کشورهای اروپایی نیز سخت بر روی نهایی کردن PTC کار می کنند.

12- پروژه کاتالیست Project Catalyst
همان شرکتی که دارویPTC را تولید می کند به شدت به دنبال مواد دیگری است که بر روی سایر فاکتورهای رشد اثرات خوبی را داشته باشد PTC فقط روی دوشنی ها و سی افی ها تأثیر دارد ولی این پروژه سایر دیستروفی های عضلانی از قبیل لیمب گیردل Limb-Girdle را نیز در بر می گیرد.

13- اگزون اسکیپینگ Exon Skipping
برای دیستروفی هایی کاربرد دارد که دارای حذف ژنتیکی هستند .همانطور که می دانید پروتئین دیستروفین از روی 79 اگزون موجود ساخته می شود اگر یکی از این اگزون ها حذف شده باشد فرآیند ساخت پروتئین مزبور با اختلال جدی روبرو می شود لذا در این روش سعی گردیده از اگزون حذف شده صرف نظر شود و پروتئین دیستروفین به میزان 70 تا 80% تولید شود.این طرح در کشورهای مختلفی ( از جمله فرانسه و ایتالیا و نیز انگلستان ) در حال بررسی و آزمایش است.

چه چیزهایی بخوریم:

میگو :
مصرف ميگو به دليل وجود ماده معدني فراوان و ارزش غذايي بالا زماني که با سبزيجات تازه بخارپز شود باعث بهبود ضعف‌هاي عضلاني مي‌شود.
دکتر حميدرضا فتوحي، متخصص تغذيه گفت: ميگو از نظر تغذيه‌اي در گروه گوشت‌ها جاي مي‌گيرد اما در ميان محصولات دريايي داراي ارزش غذايي متفاوتي است؛ به اين ترتيب که در هر 100 گرم از آن، 23 گرم پروتئين و 46 ميلي گرم منيزيم وجود دارد. پس مي‌توان آن را يک گوشت پر از پروتئين ناميد. در ضمن منيزيم فراواني که در ميگو وجود دارد کمک مي‌کند تا افرادي که کلسترول و تري گليسريد بالا دارند، از اين مشکل رهايي پيدا کنند.
وي تاکيد کرد: به علاوه اگر فردي با مشکل بي‌اشتهايي و تهوع روبرو است با مصرف ميگو مي‌تواند اين مشکل را رفع کند.
دکتر فتوحي تصريح کرد: تحقيقات نشان مي‌دهد که رژيم غذايي کم سبزي و مملو از غلات تصفيه شده احتمال بروز کمبود اين ماده مغذي را فراهم خواهد کرد و عادت به خوردن ميگو به دليل وجود ماده معدني ياد شده به خصوص اگر با سبزيجات تازه و يا بخارپز استفاده شود، ضعف‌هاي عضلاني را برطرف مي‌کند.

الو :
استخوان سازی یکی از مهم ترین مسایل سلامت درباره کودکان در سنین رشد و همچنین خانم‌های در سنین یائسگی است که در معرض پوکی استخوان قرار دارند.
اغلب متخصصان تغذیه محصولات لبنی را به عنوان یکی از منابع غنی کلسیم به این افراد معرفی می‌کنند اما گاهی بعضی از آنها به دلایل متعدد مانند حساسیت به لبنیات، تنوع غذایی، فقدان دسترسی کافی به این مواد نمی‌توانند از این غذاها استفاده کنند.
بهترین میوه برای تقویت استخوان ها آلو است که سرشار از آنتی اکسیدان هایی است که برای سلامتی استخوان ها مهم هستند.
وقتی به غذا هایی که برای استحکام استخوان ها مفید هستند فکر می کنیم، احتمالا آلو را در لیست آن غذا ها قرار نمی دهیم. اما مطالعات اخیر نشان داده، آلو که بصورت خشک شده هم وجود دارد مفید ترین و بهترین میوه برای تقویت استخوان هاست. نتایج مطالعاتی که بر روی حیوانات انجام شد نشان داده است، آلو خشک نه تنها بر روی جلوگیری از کاهش تراکم استخوان ها مفید است بلکه باعث حفاظت و پایداری آنها نیز می شود. حفظ و پایداری استخوان ها در افراد مسن و معلولین که تحرک کمی دارند بسیار مهم و حیاتی است.
آما چه چیزی آلو را متمایز می کند؟ داشتن آنتی اسیدان های ضد بیماری و منبع کاملی از پتاسیم، ویتامین K و بور است که برای سلامت استخوان ها مورد نیاز هستند. آلو ها را می توان بصورت میوه تازه استفاده کرد و همچنین برای باقی سال بصورت خشک شده، منجمد، کنسروی قابل استفاده هستند. آلو را می توان صورت ساده یا همراه با غذا های مختلف مصرف کرد.

مصرف مکمل های ویتامینی ، احتمال بروز آسیبهای ژنی را در سلول ها کاهش می دهد :
پژوهشگران دانشگاه کلمبیا با بررسی تاثیر ویتامین ها بر عملکرد ژن ها دریافتند: ویتامین ها نه فقط از بروز آسیب های ژنی جلوگیری می کند ، بلکه عملکرد برخی ژن های تخریب شده را به وضع طبیعی باز می گرداند .

آسیب و اختلال عملکرد ژن ها یکی از علل اصلی بروز اختلالات سوخت و ساز و سرطان بشمار می رود .


توصیه نویسنده برای خوردن این داروهاست:

۱-قرص کوانزیم کوکسیوتن coq 10 :این قرص انتی اکسیدان است و مانع اکسیده شدن عضلات می شود وتا ۱۰ درصد اثر بخش است
۲- مولتی ویتامین:مصرف به صورت هر ۲روز یک کپسول

رشته علون انسانی

علوم انسانی

ماهیت علوم انسانی و روش‌شناسی آن

چکیده: علوم انسانی معارفی است که موضوع تحقیق آنها فعالیت‌های مختلف بشری است، یعنی فعالیت‌هایی که متضمن روابط افراد بشر با یکدیگر و روابط این اشیاء، آثار، نهادها و مناسبات ناشی از آنهاست. تنوع و گستردگی علومی‌که از آن به عنوان علوم انسانی یاد می‌شود به گونه‌ای است که کمتر محقق و صاحب نظری توانسته است درباره تمام علوم نظریه جامع و روشنی عرضه کند و حدود آن را از معرفت تجربی به طور دقیق تمیز دهد.در اروپا، پس از رنسانس روش علوم طبیعی دستخوش تحول عمیق شد؛ تجربه گرایی و اثبات گرایی شاخصه اصلی علوم طبیعی شد و کشفیات پی در پی و موفقیت‌های بزرگ علوم طبیعی این تلقی را به‌وجود آورد که تجربه و عینیت، تنها ابزار قابل قبول در هر نوع فعالیت علمی‌است. علوم انسانی و اجتماعی نیز برای کسب اعتبار ناچار به پذیرش تام تجربه و عینیت شد. غافل از اینکه موضوع در علوم انسانی با موضوع در علوم طبیعی تفاوت جوهری دارد. رشد پوزیتیویسم و امپریسم که کشفیات علوم طبیعی آن را تقویت می‌کرد بر همه شاخه‌های علوم انسانی سایه افکند و توجه به داده‌های حسی‌اندک‌اندک تحلیل‌های ذهنی را کم رنگ کرد. فلسفه تجربه گرای بیکن، لاک، هیوم و دیگران عموماً با مثال‌های علوم طبیعی تبیین شده است و با مثال‌های علوم تجربی نتایجی در علوم انسانی گرفته شده است. روش علوم تجربی به علوم انسانی نیز تعمیم داده شده است تا جایی که امروزه در علوم انسانی نیاز به رنسانس دیگری پیدا شده است؛ زیرا امروزه در بسیاری از شاخه‌های علوم انسانی مانند جامعه شناسی به دنیای درونی انسان‌ها و روابط پیچیده آن با فرهنگ و تاریخ توجهی نمی‌شود؛ به این معنا که هیچ معیار کمی‌برای سنجش درستی و نادرستی آن وجود ندارد.
روش شناسی اثباتی، مدعی لزوم به‌کارگیری روش‌های علوم طبیعی در علوم انسانی است. اما مشکلی که امروزه بیش از پیش دامنگیر علوم انسانی شده است، تمیز ندادن میان ماهیت علوم انسانی و علوم طبیعی است که آثار آن در روش‌شناسی علوم انسانی هویداست و این سؤال مطرح می‌شود: اکنون که علوم انسانی اعتبار و استقلال مورد نظر خود را به‌دست آورده است آیا باز هم لازم است که ماهیت انسانی این علوم را با علوم طبیعی یکسان پنداریم و شیوه تحقیق علوم طبیعی را به کار بریم. این مقاله بر اساس روش اسنادی کتابخانه ای با هدف شناخت ماهیت و روش علوم انسانی تدوین گشته است.
در این مقاله به سؤالات زیر می‌پردازیم:
ماهیت علوم انسانی چیست و به چه موضوعاتی می‌پردازد؟
روش شناسی علوم انسانی چه تحولاتی داشته است؟
مزایا و معایب به‌کارگیری روش‌های علوم تجربی در علوم انسانی چیست؟

کلمه های کلیدی:
•روش شناسی
•علوم انسانی
•علوم طبیعی
•تجربه گرایی


مقدمه
فلاسفه و دانشمندان برای آگاهی از حقایق و واقعیت‌های جهان هستی و کشف حقیقت پدیده‌ها به منابع مختلفی متوسل می‌شوند. عده‌ای عقل را با استدلال و برهان عده‌ای تجربه را با حواس و عده‌ای قلب و دل را با تزکیه آن و عده‌ای وحی را از طریق کتب آسمانی و عده‌ای هم همه اینها را منبع شناخت می‌دانند(مطهری،1368 :50 ). تا قبل از رنسانس عقل گرایی سنتی عمدتاً بر پایه روش ارسطویی به عنوان مبنای شناخت تلقی می‌شد ولی پس از رنسانس نهضت جدیدی علیه عقل گرایی سنتی آغاز شد که تجربه و آزمایش و مشاهده را به عنوان مبنای کار پذیرفت در تفکر عقل گرایان روش قیاسی مبنای کار است. بدین معنی که با استدلال و روش منطقی و تحلیل عقلانی فرد می‌تواند حقایق را کشف نماید، اما در تفکر تجربی روش استقرایی مبنای کار است؛ بدین معنی که با مشاهده و آزمایش و شناخت ماهیت پدیده‌ها می‌توان با شناخت جزئی‌ها و ارتباط آنها با یکدیگر به کلی پی برد و قوانین و نظامات کلی را نتیجه گیری کرد. هر کدام از این دیدگاه‌ها اجزایی داشته و دارد ولی نکته‌ای که باید توجه داشت این است که میزان درستی هر یک از آنها بستگی به درجه اعتبار و درستی ابزار شناخت این دیدگاهها دارد، یعنی اینکه عقل به عنوان ابزار شناخت دیدگاه عقل گرا حس به عنوان ابزار شناخت دیدگاه تجربه گرا تا چه‌اندازه قادر به کشف حقیقت اشیاء و پدیده‌هاست و تا چه‌اندازه خطا و اشتباه در آن را ه ندارد. (حافظ نیا، 1368 :5ـ10)
هویت معرفت علمی‌که متمایز از دیگر معرفت‌ها است با روش‌شناسی علمی‌که زیربنای فلسفی معرفت را در دو قسمت بسیار مهم هستی شناسی و معرفت‌شناسی تعریف می‌کند تعیین می‌گردد. روش شناسی مجموعه گفتارهای منطقی است که در ارتباط بین ذهنی اجتماعات ‌اندیشمندان پذیرش می‌شود و هدایتگر نظری تحقیقات به شمار می‌آید. روش‌شناسی به عنوان الگوی منطقی در تحقیقات، ضمن ترسیم مسیر حرکت ‌اندیشمند سعی در هدایت چگونگی عبور در مسیر و به‌کارگیری روش‌های مناسب در طول تحقیق دارد. طی سال‌های گذشته معرفت علوم انسانی تحت رویکرد‌های مختلف روش شناسی سعی در تحلیل و ارزیابی نظری و علمی‌از پدیده‌ها بر اساس نظریه‌های مختلف داشته است و در این جهت علوم انسانی سادگی دیرین خویش را از دست داده است. مشکلی که امروزه بیش از پیش دامنگیر تحقیقات علوم انسانی شده است، تمیز ندادن میان ماهیت علوم انسانی و علوم طبیعی است که آثار آن در روش‌شناسی علوم انسانی هویداست.
نصر اختلاف بین علم سنتی و جدید را اختلاف مبنایی می‌داند و معتقد است که دانش سنتی بر پایه ی اعتقاد به متافیزیک؛ اسطوره و دین مبتنی بود. اما دانش مدرن بر پایه ی قیاس و تجربه استوار است. به باور نصر این روش قیاس و تجربه به زدودن معرفت باطنی همت گمارده و آدمی‌را از کنه معرفت متعالی خویش دور کرده است. نصر دانش سنتی را رهیافتی برای وصول به حق و باری تعالی می‌دآن‌ است. در حالی که علم مدرن به طبیعت به عنوان شیء قابل تجزیه و تحلیل می‌نگرد نه حق متعالی( نصر؛1383 :46 ).
درباره رابطه میان علوم طبیعی و علوم اجتماعی؛ در فلسفه علم دو نظر متفاوت وجود دارد: یکی یگانه گرایی و دیگری دو گانه گرایی. دو گانه گرایی میان علوم طبیعی و اجتماعی به وجود انقطاع ریشه‌ای باور دارد؛ بر خلاف یگانه انگاری که یگانگی علوم طبیعی و اجتماعی را یا مانند کانت از لحاظ موضوع و یا مانند پوپر از لحاظ روش اعلام می‌دارد.‌ هایک (1952) کسانی را که سعی دارند، روش‌های علوم طبیعی را در علوم اجتماعی به‌کار برند، علم گرا می‌نامند. حال آنکه پوپر (1975) این گروه را طبیعت گرایی ستیز می‌خواند. گروه اول که پوپر نیز در زمره آنان است، بیشتر تجربه گرایان گوناگونی هستند که معتقدند معیارهای اعتبار یابی واحد و یکسانی وجود دارد که در همه حوزه‌های علوم اعمال می‌شود؛ یعنی رویارویی نتایج مستقیم و غیر مستقیم آنها با تجربه گروه دوم، اساساً تشکیل شده است از الف ـ پیشینی باوران و فرهنگ باورآنکه به امکان درک مستقیم پدیده‌های اجتماعی باور دارند ب ـ مداخله جویآنکه بر کاربرد الگوهای اقتصادی و اجتماعی در تصمیم گیریها تأکید می‌ورزند. (فرجی دانا،1380: 3)
در این مقاله پس از تعریف علوم انسانی به بررسی دیدگاه‌های شناختی و روش شناسی‌های غالب و مطرح درعلوم انسانی از جمله روش شناسی اثبات گرایی، روش شناسی تفسیری، روش شناسی انتقادی خواهیم پرداخت.

تعریف علوم انسانی
در قدیم علوم انسانی نسبتاً با علوم غیر طبیعی مترادف بود که تحت عنوان حکمت عملی طبقه بندی شده بود. با وجود اینکه در معارف اسلامی‌با علومی‌چون علم النفس، اخلاق و تدبیر منزل برخورد می‌کنیم که می‌توان آنها را به عنوان علوم انسانی قلمداد کرد ولی اصطلاح علوم انسانی همانند اصطلاح علوم طبیعی بحث برانگیز است. نویسندگان گوناگون ترجیح داده‌اند این علوم را با علوم اخلاقی یا علوم مربوط به فرهنگ، علوم مربوط به روح (نفس ناطقه)، علوم مربوط به انسان و یا علوم دستوری یا هنجاری همسان بنامند. (فروند، 1375).
علوم انسانی علمی‌است که در آن از نهادها و امور اجتماعی بحث می‌شود. به هر حال در علوم انسانی، انسان را از این حیث که موجودی مشخص و ممتاز از دیگر موجودات است و حالات و آثار مخصوص به خود دارد بررسی می‌کندو در علوم انسانی نه تنها در باره جهان، بلکه درباره انسان بحث می‌شود و نه تنها حیات مادی انسان و بدن او موضوع علم قرار می‌گیرد، بلکه علمی‌نیز هست که در آن ذهن و حیات درونی و حالات روانی انسان مورد مطالعه قرار می‌گیرد (مجتبوی، 100:1373ـ63 ).
علوم انسانی معارفی است که موضوع تحقیق آنها فعالیت‌های مختلف بشری است، یعنی فعالیت‌هایی که متضمن روابط افراد بشر با یکدیگر و روابط این اشیاء و آثار و نهادها و مناسبات ناشی از آنهاست. اصطلاح علوم انسانی به طور معمول به دانش‌هایی اطلاق می‌شود که موضوع تحقیق آنها فعالیت انسانی است، یعنی کوشش‌هایی که در بر دارنده رفتار فردی انسان، روابط افراد بشر با یکدیگراست. علوم انسانی علومی‌هستند که به انسان مربوط می‌شوند و مجموعه روابط انسان با محیط و فعالیت‌های وی را از جنبه‌های مختلف فرهنگی، دینی، روحی و روانی، سیاسی اقتصادی اجتماعی مطالعه می‌کنند.
برخی معتقدند علوم انسانی چند اصطلاح دارد: یکی از اصطلاحات علوم انسانی در واقع علوم انسانی به معنای علومی‌در برابر علوم طبیعی، تجربی و زیستی و ریاضی و امثال اینها است. به این معنا، علوم انسانی یک گستره فراوانی دارد و شامل فلسفه، ادبیات و مثل اینها از علوم عقلی هم می‌شود. دیگر در برابر علوم عقلی نیست؛ دربرابر علوم تجربی به معنای همان علوم طبیعی است. هرچند علوم‌انسانی هم به یک معنا خودش جزء علوم تجربی است. این یک اصطلاح است که شامل فلسفه و ادبیات و مانند اینها می‌شود. علوم انسانی در واقع علومی‌است که به رفتارهای آدمی‌می‌پردازد و قوانین و قواعد حاکم بر رفتارهای فردی، خانوادگی و اجتماعی انسان را بررسی می‌کند. به این معنا، فلسفه، ادبیات و مانند اینها به یک معنا خارج می‌شود و شامل مجموعه‌ای از علوم می‌شود؛ مثل روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت و مانند اینها. البته در این مجموعه نیز بعضی از اینها باز آن روش‌های غیرتجربی را دارند؛ مثل‌ حقوق و در پاره‌ای از موارد، در بعضی از شاخه‌ها و گرایش‌های علوم سیاسی یا مثلاً تعلیم و تربیت. گاهی ما علوم انسانی می‌گوییم و منظورمان دقیقاً مجموعه‌ای از دانش‌هایی است که به رفتارهای فردی و اجتماعی انسان می‌پردازد و قاعدتاً روش آن هم تجربی است. (اعرافی، 1382)
در اینجا تعریفی از هر یک از حیطه‌های شناختی و معرفتی علوم عرضه می‌شود:
الف. حیطه شناختی علوم طبیعی و مادی این حیطه شامل معلومات و معارفی می‌شود که به هر نحو درباره طبیعت و موضوعات طبیعی که دارای خواص مادی و قابل حس است حاصل می‌آید و شامل علوم پایه؛ علوم پزشکی و علوم مهندسی می‌شود.
ب. حیطه شناختی علوم الهی یا الهیات، این حیطه شامل معلوماتی می‌شود که خارج از عالم ماده و محسوسات قرار دارد و می‌توان از آن به شناخت دینی نیز تعبیر نمود. برای مثال خداشناسی و فقه و حقوق در این حیطه قرار دارد
ج. حیطه شناختی علوم انسانی، این حیطه شامل معلوماتی است که به خصلت‌ها، ویژگی‌ها، فعالیت‌ها و رفتارهای نوع انسان مربوط می‌شود و آگاهی و معلومات مربوط به هر یک از موارد مزبور می‌تواند موضوع یکی از رشته‌های مختلف علوم انسانی باشد. علوم انسانی را در یک طبقه بندی کلی می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول شامل معلوماتی است که منشأ تشکیل آنها را عقل و فکر و احساس انسان تشکیل می‌دهد. این معلومات عبارت‌اند از: فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات، موسیقی، هنرهای غیر تجسمی‌و نظایر اینها. گروه دوم شامل معلوماتی است که منشأ آنها را رفتار انسان تشکیل می‌دهد. این گروه عبارت‌اند از: روان‌شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت، جغرافیای انسانی، علوم سیاسی، زبان‌شناسی، حقوق، تعلیم و تربیت، مردم شناسی، تاریخ، باستان‌شناسی، علوم دفاعی و مانند اینها (Wartofsky,1968:371).
بنابراین، علوم انسانی علومی‌است که به مطالعه خصلت‌ها، ویژگی‌ها، فعالیت‌ها و رفتارهای انسان می‌پردازد. و معارفی است که موضوع تحقیق آنها فعالیت‌های مختلف بشری است، یعنی فعالیت‌هایی که متضمن روابط افراد بشر با یکدیگر و روابط این اشیاء و آثار و نهادها و مناسبات ناشی از آنهاست.

دیدگاه‌های شناختی
از جمله دیدگاه‌های شناختی که دانشمندان و فلاسفه آن را روش‌های شناخت و آگاهی نسبت به اشیاء تلقی می‌کنند، دیدگاه تجربه گرایی و پوزیتیویسم است که در مقابل عقل‌گرایی سنتی و ارسطویی شکل گرفت و سابقه آن به دوره رنسانس علمی‌قرن 14 تا 16 باز می‌گردد. بانی این طرز تفکر فرانسیس بیکن است که بعدها افرادی چون توماس هابز، جان لاک، جرج برکلی، دیوید هیوم، جان‌ استوارت میل، ارنست باخ، برتراند راسل آن را دنبال کردند. از آنجا که بعداً انتقاداتی به این مکتب فلسفی وارد گردید افرادی نظیر راسل، ماخ،
ویتگنشتاین حلقه وین را تشکیل دادند. این دیدگاه با به کار گرفتن منطق نوین جهت تحلیل منطقی تغییر مسیر داد. سپس با برقراری ارتباط با انجمن فلسفه تجربی برلن و نظایر آن و نیز ارتباط با مکتب پراگماتیسم آمریکا جیمز دیویی با نام تجربه گرایی نوین گسترش یافت و تجربه گرایی نوین نیز نقد شد. (رفیع پور، 1374 :35ـ73 ). این مکتب فلسفی وسیله شناخت را حواس انسان می‌داند و به تجربه و آزمایش و مشاهده اصالت می‌دهد و روش استقرایی را برای دستیابی به کل ها و به عبارتی به قوانین کلی و علی می‌پسندد و دیدگاه پوزیتیویستی و تجربی در حوزه علوم طبیعی دستاوردهای علمی‌زیادی نائل آمده
و پشتوانه محکمی‌برای اثبات حقانیت دیدگاه خود پیدا نمود. از این رو در ادعا نسبت به قلمرو کارایی شناختی این دیدگاه زیاده روی نمود.
دیدگاه عقل گرا براساس روش استدلال قیاسی استوار است واعتقاد دارد که حواس انسان هیچ‌گاه کلیت و ضرورت اصول و مفاهیم را در نمی‌یابد و لذا منشأ دیگری به نام عقل دارد. سابقه این دیدگاه به دوره یونانی‌ها به‌ویژه به ارسطو بازمی‌گردد. که در آن رابطه منطقی بین کبری و صغری و نتیجه برقرار می‌گردد کبری فرض مسلمی‌تلقی می‌شد که بر حقایق ماوراء الطبیعه یا قضایای بدیهی و کلی یا عقاید جزمی‌شناخته شده استوار بود.
دیدگاه استباطی، استنباط یا تفهم را به عنوان روش خاص علوم اجتماعی می‌پذیرد. از اواخر سده نوزدهم میلادی یا طبقه بندی و تفکیک علوم، روش استنباطی در برابر روش‌های توضیحی علوم طبیعی شکل گرفت. بر اساس این دیدگاه فهمیدن زندگی یا استنباط تنها یا‌اندیشه امکان پذیر نیست، بلکه باید از استنباط و کلیه نیروهای اساسی برای درک استفاده نمود؛ زیرا موضوع مورد مطالعه علوم اجتماعی بر عکس موضوع علوم طبیعی ملموس نیست. از مدعیان این روش می‌توان از ماکس وبر و ویلهلم دیلتای نام برد. دیدگاه ساختاری نیز شامل دو رویکرد به شرح زیر است: نظریه لاکاتوش درباره برنامه‌های پژوهشی و نظریه توماس کوهن درباره پارادایم و انقلاب‌های علمی (چالمرز، 1378: 98)
گرچه در دیدگاههای این دو تفاوت‌هایی وجود دارد، هر دو در مشاهده، نظریه را مقدم می‌دارند و از استقرا گرایی انتقاد می‌کنند. بنابراین، سه دیدگاه و مکتب فکری مهم، دیدگاه پوزیتیوستی، دیدگاه هرمنوتیک و انتقادی است که به نفضیل دربارة آنها بحث قرار می‌شود.


روش‌شناسی اثباتی (پوزیتیویسم)
قبل از شروع بحث روش شناسی اثباتی لازم است ذکر شود که روش شناسی مجموعه طرق، شیوه‌ها و روش‌هایی است که در زمینه‌های مختلف دانش ها و علوم جهت شناخت ویژگی‌های قوانین حاکم بر پدیده ها به‌کار برده می‌شود. روش شناسی فن درست‌اندیشیدن و شیوه تحقیق و اسلوب علمی‌بررسی امور و پدیده هاست.( گلابی؛1369 :113).
روش شناسی اثباتی، مدعی لزوم به‌کارگیری روش‌های علوم طبیعی در علوم انسانی است. اثبات گرایی که دارای شاخه‌های متفاوتی از جمله تجربه گرایی منطقی، طبیعت گرایی و رفتارگرایی است،تاریخچه‌ای طولانی در فلسفه علم و در میان محققان دارد. اثبات گرایی در علوم انسانی به تفکر فلسفی ابتدای قرن نوزده باز می‌گردد که به‌دست آگوست کنت پایه گذاری گردید و‌اندیشمندان دیگری نظیر امیل دورکیم، آن را بسط و گسترش دادند. در این رویکرد با به‌کارگیری نگرش و روش‌های علوم طبیعی اقدام به طراحی و انجام تحقیقات علوم انسانی براساس روش‌های کمی‌کرد. اثبات گرایان معتقدند صرفاً یک منطق وجود دارد و آن منطق علوم طبیعی است. بر این اساس، تفاوت علوم طبیعی از جمله علوم انسانی، به جوانی علوم انسانی و موضوعات مربوط به آن برمی‌گردد. علوم انسانی اثباتی به منزله مجموعه سازمان یافته ای از روش‌هایی است که در پی ترکیب منطق قیاس با مشاهدات تجربی دقیقی از رفتار فردی برای کشف و تائید قوانین احتمالی با هدف پیش بینی الگوهای عمومی‌رفتار انسان است. این روش بیشتر به متغیرهای بیرونی و ابزاری تکیه دارد و به انسان به عنوان یک سازواره مکانیکی نگاه می‌کند که رفتار او تابع نیروهای اجتماعی و انگیزه‌های بیرونی است. اثبات گرایی سعی در عرضه الگوی مکانیکی از انسان دارد. دورکهایم در تأیید این الگو معتقد است که پدیده‌های اجتماعی به مثابه اشیاء مطالعه می‌شوند، چون واقعا اشیاء هستند. وقایع و رویدادهای اجتماعی براساس قوانین علی که در آنها علل و معلول توضیح داده می‌شود، مطالعه می‌شوند. بر این اساس، رفتار اجتماعی انسان‌ها تحت تأثیر نیروهای اجتماعی که خارج از اشخاص قرار دارند، تعیین می‌گردند. در تحلیل رفتار اجتماعی انسان‌ها، اختیار و اراده آزاد جایگاهی ندارد؛ چون آنچه بر این اساس مرضه می‌گردد، هویتی غیر علمی‌دارد. ((neuman,1991
در اثبات گرایی آنچه محوریت دارد، استفاده از روش‌های علم مبتنی بر مشاهده است. معرفت علمی‌که به صورت قیاس و با استفاده از روش‌های علمی‌حاصل می‌شود سعی درتبیین علمی‌پدیده ها بر اساس قوانین جهانی دارد. در الگوی اثباتی، مکتب تجربه گرایی بر آن‌ است که داده‌های حسی تنها ریشه‌های دانش ما هستند. پس مفاهیم متافیزیکی را باید از جمیع نظریه‌های علمی‌زدود، زیرا اینها جایی در تجارب حسی ندارند. در نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم، اسلوب‌های مختلفی از تجربه گرایی رایج شد، وجه اشتراک تمامی‌این مکاتب، توجه صرف به تجارب حسی و نفی متافیزیک بود ازدید آنها دانش تجربی تنها وسیله رسیدن به حقیقت است و حقیقت معادل است با آنچه از طریق این دانش به‌دست می‌آید. (گلشنی،1377 :86ـ83). مکاتب تجربی افراطی ای چون پوزیتیویسم شناخت علمی‌انسان را به شناخت حسی و تجربی محدود نموده و دخالت هرگونه شناخت فلسفی و فرا تجربی را در فرایند علم انکار می‌کنند. بنابر نظریه پوزیتیویسم جای بحث و پژوهش علمی‌و یقین آور پیرامون مسائل ماوراء الطبیعت باقی نمی‌ماند و همه مسایل فلسفی پوچ و بی ارزش تلقی می‌گردد. (مصباح، 1364 :189). و با ورود ایده‌های تجربه گرایانه وابسته به علم جدید، بعضی از علمای مسلمان مدعی شدند که حتی الهیات هم باید از روش‌های علوم تجربی تبعیت کند و تنها راه شناخت خداوند مطالعه طبیعت از طریق روش علمی‌است. استدلال قرآن بر پدیده‌های طبیعی به عنوان دلیلی بر کفایت علم تجربی تلقی می‌شود. بعضی حتی حکمت قرآنی را با فلسفه پوزیتیویسم تطبیق دادند. (عبدالفتاح طبار، 1982 :270).
بدین ترتیب فرهنگ مسلط در غرب که علوم انسانی را به شکل پوزیتیویستی می‌بیند واقعیات ارزش شناسه وحی را کنار می‌گذارد. این پارادایم محدود باعث شده که انسان وارد مبحث دوگانگی تعارض آفرین تصوف و پوزیتیویسم شود که در این روند جایگاه خود انسانی در ازاء ارزش‌های مذهبی و اخلاقی گسترش و توسعه می‌یابد. این موضوع به نوبه خود گسترش لیبرالیسم فردی و آشوب اجتماعی متعاقب آن منجر شد. در واقع اغلب رویکردهایی که در علوم تجربی یافت می‌شود، از طریق موارد خاصی صلاحیت می‌یابند تا اینکه به وسیله جنبه‌های عام مشخص گردند، اما جنبه عام و جهان شمول جنبه‌ای است که با وحی قرآنی بیان می‌شود. (طاها الالوانی، 1374 :47ـ37 ). همچنین آینده گرایان به طور نسبی رهنمود‌اندکی برای مطالعه آینده بهتر می‌یابند؛ چرا که علوم، از جمله علوم انسانی، به طور قابل توجهی مسئله ارزش را نادیده می‌گیرند. این نکته ثابت شده که علوم انسانی در آغاز، جنبه اخلاقی را در بر می‌گرفت. کنت، توکویل، دورکیم، مارکس و حتی وبر نیز چنین جنبه‌ای را در نوشته‌های خود جای می‌دادند. این جنبه اخلاقی تا دوره اخیر نیز باقی بود، اما از حدود آغاز جنگ جهانی اول به بعد به‌دست کسانی که طرفدار دخالت ندادن اخلاقیات در مطالعه جامعه‌ای مبتنی بر الگوهای علوم طبیعی بودند ارزش‌ها به نحو روزافزونی از علوم انسانی کنار زده شد. (وندل بل، 1374 :25ـ16 ).



ناقدان اثبات گرایی
عده‌ای از علماء فلسفه علوم معتقدند که دو نوع مختلف علم (طبیعی و انسانی) با یکدیگر تناسب و همخوانی ندارند، از این رو، نمی‌توانند به‌صورت یکپارچه درآیند. البته این گفته، دلیل بر رد اهمیت مطالعه در بهره گیری از نظام‌های طبیعی و نقش طبیعت در نظامهای اجتماعی نیست، بلکه موضوع کاملاً بر عکس است. هدف این است که نمی‌توان دو نوع مختلف علم را به‌صورت یکپارچه درآورد. جهان طبیعی می‌تواند در نظام‌های بسته عمل کند، اما جهان علوم اجتماعی در نظام‌های باز عملی می‌کند. از این رو به گفته‌ اندره سایر، برای جهان علوم اجتماعی و فلسفه، روش‌های اثباتی نامربوط است. (شکویی، 1375: 193 ـ190، 52). ماکس پلانک فیزیکدان معروف، به تفاوت ذاتی علوم طبیعی با علوم انسانی پی برده بود و از اینکه دانشمندان علوم انسانی در به کارگیری روش تجربه گرایی و دنباله روی از شیوه علوم طبیعی اصرار داشته‌اند، اظهار شگفتی کرده است. او اعتقاد دارد که به کار بردن قوانین آماری علیت و روش‌های عینی محض در علوم فیزیک، شیمی‌نجوم و معدن شناسی کاملاً منطقی است، زیرا موضوع این علوم اشیای بی جان تحت قوانین عام است. ماکس پلانک تطبیق قوانین آماری علیت و روش‌های عینی محض را بر علوم انسانی امکان ناپذیر می‌داند (مارکوزه،1362: 130ـ131). ‌هایک از جدی‌ترین مخالفان تعمیم دادن شیوه‌های علوم طبیعی به علوم اجتماعی است؛ چرا که موضوع علوم اجتماعی و داده‌هایش ذهنی هستند؛ یعنی نه بر اساس مادیات، بلکه بر اساس نحوه‌ تفکر انسان‌ها نسبت به مادیات تعریف می‌شوند. (فون‌هایک؛ 1379: 17ـ23). همچنین اوپنهایمر تبیین پدیده‌های انسانی به کمک شیوه‌های علوم طبیعی را ناکافی می‌داند. (ریکور، 1368 :271ـ270).
شهید مطهری نیز قبول داشت که تجربه و آزمایش ابزاری ضروری برای شناخت طبیعت است، اما قبول نداشت که فهم طبیعت صرفاً به حواس وابسته است. از نظر ایشان فعالیت عقلانی روی یافته‌های علم لازم است تا بتوان تعبیری خداباورانه از جهان عرضه کرد. علم تجربی می‌تواند ما را با آثار خداوند آشنا سازد، اما استنتاج وجود خدا از آثارش مستلزم فعالیتی عقلانی است (مطهری، 1374 ج4: 209ـ217)
ناقدان اثبات گرائی طرفداران مکتب نوکانتی در آلمان بوده‌اند؛ از مهم‌ترین‌اندیشمندان این جریان فکری ویندلباند، ریکوت، زیمل و دیلتای بودند که معتقد بودند:
الف ـ بین جهان پدیدارها و عالم انسانی، شکافی پر نشدنی وجود دارد و لازم است میان علوم طبیعی و انسانی و تاریخی و اجتماعی فرق گذاشت.
ب ـ بر خلاف تصور اثبات گرایان، امکان ندارد کسی در علوم فرهنگی بتواند از علوم طبیعی تبعیت کند و در صدد کشف قوانین کلی برآید (گلشنی، 1377: 82 ـ77 ).
پوزیتیویسم از جنبه‌های مختلفی نقد و ارزیابی شده است. از جمله اینکه، بدون مجموعه‌ای از مفاهیم و معارف فلسفی و متافیزیکی هیچ‌گونه شناخت متقن تجربی ممکن نیست. خود پوزیتیویست‌ها نیز در عمل از انبوه عظیمی‌از پیش فرض‌های فلسفی و متافیزیکی استفاده کرده‌اند و می‌کنند. مثلاً پوچ انگاری مفاهیم متافیزیکی و اعتبار شناخت‌های تجربی که از اولی‌ترین ادعاهای آنان به شمار می‌روند، بدون ورود به حوزه متافیزیکی و تخطی از اصول پوزیتیویستی امکان پذیر نیست. بنابراین، تلاش برای بنیان‌گذاری یک علم تجربی محض کار بیهوده‌ای است و علوم تجربی از انبان غنی و گسترده فرهنگی جامعه خود تغذیه می‌کنند؛ هر چند ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی آن پنهان نگه داشته می‌شوند(توسلی؛ 1369: 51).
از طرفی نیز عده‌ای از صاحب نظرآنکه علوم انسانی را با گرایش اثباتی تجربی مطالعه می‌کنند، آراء و‌اندیشه‌ها را بی توجه به زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و تطور تاریخی آنها بررسی کرده‌اند. می‌توان گفت طرح دیدگاه اثباتی زمینه ساز جهت گیری‌های عمده‌ای در تاریخ‌اندیشه و تفکر بوده است. اولاً؛ اثبات گرایی عامل تسلط تجربه گرایان بر جریان اصلی علوم انسانی و اجتماعی بوده است. ثانیاً؛ با تسلط تجربه گرایان از اهمیت تاریخی‌اندیشه بشری و نقش آراء و عقاید متفکران گذشته بر‌اندیشه‌های معاصر کاسته شده است و به همین دلیل بررسی میزان اثرگذاری بزرگان فکری و نظری نظم علوم بر جایگاه فعلی آن اجتناب ناپذیر شده است. ثالثا؛ً محققان و دانشمندان امکان مطالعه آثار گذشتگان و بیان ضعف و قوت‌های آنها را کمتر دارند. در نتیجه از بازسازی و توسعه تفکرات گذشته غفلت شده است. رابعاً؛ تسلط دیدگاه تجربی از طرح میزان اثرگذاری فرهنگ‌ها و ملت‌هایی که در گذشته نقش عمده‌ای در‌اندیشه سازی بشریت داشته‌اند ولی از ابزار مطرح شده در علوم تجربی بهره نگرفته‌اند خودداری شده است. خامساً؛ تسلط تجربه‌گرایان بر علوم انسانی موجب محدودیت حوزه دانش بشری بر چارچوب مطالعات تجربی و آزمایشگاهی شده است. بالاخره این تسلط زمینه ساز انحصاری شدن علم یاغرب محوری شده است. تسلط تفکر اثباتی بر علوم انسانی موجب یکسونگری و سطحی‌نگری شده و نقش فرهنگ‌های دیگر در شکل دهی بینش‌های انسانی نادیده گرفته شده است فرهنگ و‌اندیشه غربی نیز اصالت یافته‌اند. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که غرب زدگی بیش از آنکه یک پدیده سیاسی و یا فرهنگی باشد، پدیده‌ای علمی‌تلقی شده که در جهت نفی دیگر فرهنگ‌ها و اصالت دادن به فرهنگ غرب عمل نموده است (آزاد ارمکی؛20:1376).
بسیاری از علماء به محدودیت علوم تجربی در نشان دادن تمام ابعاد طبیعت پی برده‌اند، بعضی گفته‌اند که ریاضیات و فیزیک تنها راه دستیابی به دانش طبیعت نیست. هنرمند، فیلسوف، متکلم، شاعر و... همگی بصیرت‌هایی در بارة طبیعت به ما می‌دهند. بعضی هم گفته‌اند که ساز وکار، تکلیف علوم زیستی و روان‌شناختی و اخلاق را تعیین نمی‌کند. انسان بیش از جمع اجزاء مادی آن‌ است. در چند دهه اخیر بعضی از متفکران غربی به این نتیجه رسیده‌اند که اولا؛ً اکتفا به علوم تجربی انسان را یک بعدی به بار آورده و از دستیابی انسان به یک تصویر جامع از طبیعت محروم ساخته است و ثانیاً؛ علوم تجربی خود فاقد جهت‌گیری علمی‌است، برای اینکه از علم در جهت سعادت افراد و جوامع انسانی، استفاده مطلوب شود. باید از بیرون به آن جهت داد. علوم تجربی تمام ابعاد طبیعت را به ما نشان نمی‌دهد. با تور علم تجربی تنها چیزهای خاصی را می‌توان صید کرد. اشیاء ظریف‌تر از دسترس علوم تجربی بیرون‌اند و در واقع جهان تک بعدی نیست و بیش از یک راه برای نظر کردن وجود ندارد. چند مطلب باید در بارة نقش داده‌های حسی در دانش انسانی در نظر گرفت : الف ـ دانش ما در بارة‌ جهان خارجی صرفاً از داده‌های حسی به‌دست نمی‌آید. ب ـ دانش انسان محدود است. ج ـ ما باید به واقعیات فوق طبیعی (غیر محسوس) اعتقاد داشته باشیم. (گلشنی، 1377 : 82 ـ77). اصلاً جواب بعضى از سؤالات را نمى‏توان از علم گرفت. مسئله زیبایى، مسئله اخلاق. بُعد دیگر مسئله معرفت‏شناسى است که متوجه شدند شما با ذهن خالى با طبیعت روبه‏رو نمى‏شوید. علم مبناى متافیزیکى دارد و متافیزیک مى‏تواند انواع مختلفى داشته باشد و تفاوت متافیزیک دینى با غیردینى آن‌ است که در دیدگاه حس‏گرا و پوزیتیویسم جهان فقط سطح است، اما متافیزیک دینى مى‏گوید جهان یک زیربنایى هم دارد. تصویر ساده‏انگارانه قرن نوزدهمى که علم فقط محصول تجربه است، در سال1930 یا1932 به‌دست انیشتین در سخنرانى خیلى مهمى در مورد روش‌های فیزیک نظرى در دانشگاه آکسفورد رد شد. اینکه در علم، ثابتاتى وجود دارد، اگر بدان معناست که علم توان اثبات معارف ثابتى را دارد، این با توجه به ابزار معرفتى و روش کسب معرفت علم، یعنى تکیه بر تجربه و آزمون، درست به نظر نمى‏آید. علم خودش توان اثبات هیچ ثابتى را ندارد، زیرا استقرا و تجربه مفید ظن است. (گلشنی، 1379).
البته استفاده از دیدگاه اصالت تجربه، کیفیت آمادگی جوامع انسانی را در شناخت آینده شان کمک می‌کند. علم تجربی به عنوان یک ایدئولوژی در جوامع جدید و پیشرفته مطرح است و به منزله وسیله و ابزاری پر قدرت در امر رفاه اجتماعی در نظام‌های مختلف سیاسی به خدمت گرفته می‌شود. عده‌ای از محققین عقیده دارند که روش تجربی علم تجربی در داخل جوامع انسانی از طریق گروه‌های متنفذ و پرتوان جامعه، در جهت افزایش سودیابی ونفع طلبی گروه‌های ویژه به‌کار گرفته می‌شود؛ زیرا روش تجربی این امکان را فراهم می‌کند که قدرت‌های پرنفوذ جامعه هر چه بیشتر بر جامعه خود مسلط گردند و کنترل جامعه را در دست گیرند. از این رو در جوامع سوداگر تخریب محیطی بیشتر صورت می‌گیرد. (شکویی، 1382) و همچنین برخی‌اندیشمندان نیز معتقدند که تأکید بیش از‌اندازه بر روش‌های کمی‌باعث تثبیت وضع موجود جامعه می‌شود و جامعه را از حرکت و تحول در جهت ساخت محیط زندگی باز می‌دارد، زیرا روش‌های کمی‌تنها بر قوانین پراکنده پدیده‌ها تأکید می‌کند، بدون اینکه در عمل نارسائی‌ها و کم و کاستی‌ها را ریشه یابی کند. همچنین بیشتر الگوهای ریاضی که امروزه ازآن در منابع استفاده می‌شود، ویژه جهان سرمایه داری پیشرفته تدوین شده است و نمی‌تواند در کشورهای جهان سوم به کار آید.(شکویی، 1373: 114). در مجموع جدایی علم از فلسفه و تقلیل علوم اجتماعی به تحقیقات اجتماعی آماری باعث می‌شود تا متفکران اجتماعی هم از تفکر عمیق نسبت به ماهیت موضوع مورد مطالعه باز بماند و هم از تأملات نظری نسبت به ارتباط پیچیده موضوع مورد بررسی با سطوح دیگر لایه‌های اجتماعی و با سایر موضوعاتی که الزاماً در حیطه توانائی و چارچوب روش شناسی محقق نیستند، محروم شود. حاصل نوعی سطحی نگری و ساده کردن بیش از حد پدیده‌های اجتماعی و تقلیل آنها به پدیده‌های طبیعی و غفلت از لایه‌های تو در تو و پنهانی آنهاست. اگر در غرب در کنار این گرایش و جریان غالب، شاهد رگه‌هایی از فلسفه‌اندیشی و توجه به لایه‌های عمیق بر ارتباطات پیچیده بین موضوعی و بین رشته‌ای هستیم، در جهان سوم با رشد پر شتاب و گرته برداری از علم گرائی تجربی و نادیده انگاشتن ابعاد نظری، ارزشی و ایدئولوژیک آن مواجهیم. به گونه‌ای که همواره شاهد سیل عظیمی‌از کارهای پراکنده آماری در زمینه‌های مختلف بدون اطلاع از چرایی متغیرها و روابط بین آنها هستیم. کارهائی که به دلیل بی توجهی یا کم توجهی به مبانی نظری، اثر کاربردی شان نیز بسیار مخدوش است(افروغ، 1377 : 5).
روش شناسی اثباتی در غرب پس از رنسانس متناسب با مقتضیات اجتماعی اقتصادی و سیاسی آن کشورها بوده و درخدمت ساختار نظام اجتماعی غرب گسترش یافته است. در جهان سوم با رشد پر شتاب و گرته برداری از علم گرائی تجربی و نادیده انگاشتن ابعاد نظری، ارزشی و ایدئولوژیک آن مواجهیم. با تسلط تجربه گرایان از اهمیت تاریخی‌اندیشه بشری و نقش آراء و عقاید متفکران گذشته بر‌اندیشه‌های معاصر کاسته شده است. روش تجربی در داخل جوامع انسانی از طریق گروههای متنفذ و پرتوان جامعه، در جهت افزایش سودیابی ونفع طلبی گروههای ویژه به‌کار گرفته می‌شود؛ زیرا روش تجربی این امکان را فراهم می‌کند که قدرت‌های پرنفوذ جامعه هر چه بیشتر بر جامعه خود مسلط گردند و کنترل جامعه را در دست گیرند. درروش اثباتی در تحلیل رفتار اجتماعی انسان‌ها اختیار و ارداه آزاد جایگاهی ندارد.

روش شناسی تفسیری (هرمنوتیک)
هرمنوتیک به معنای تفسیر متون مذهبی و ادبی به ادبیات و زبان یونانی بر می‌گردد و از این نظر دارای سابقه طولانی است. هرمنوتیک از اوایل قرن نوزدهم از حالت مطالعه و جمع آوری قواعد تخصصی تفسیر در خدمت متکلمان خارج شده و به منزله مکتبی فلسفی و نطریه ای عمومی‌برای علوم انسانی و اجتماعی مطرح شده. امروزه هرمنوتیک روش تفسیر و تاویل متن برای کشف حقیقت محسوب می‌شود و به بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی مانند فلسفه جامعه شناسی، تاریخ، کلام، الهیات، روان‌شناسی، حقوق، زبان‌شناسی و ادبیات راه یافته است در روش شناسی هرمنوتیک یا تفسیر متن یعنی معنی و مفهوم نهفته در آن کشف و راز و رمز آن بازگشایی می‌شود. در تفسیر متن مفسر باید از نظر روانی و شخصی خود را به جای مؤلف قرار دهد. از میان طرفداران برجسته دیدگاه هرمونوتیک می‌توان از شلایر ماخر، مارتین‌هایدگر، پل ریکور و ریچارد پالمر نام برد. (کازیموذته، 80:26ـ27).
هرمنوتیک در غرب با شلایر ماخر در قرن هیجدهم آغاز شده و با دیلتای آلمانی در قرن نوزدهم و سپس با‌هایدگر در قرن بیستم ادامه پیدا کرد. شلایرماخر هرمنوتیک را از عرصه متون دینی به متون ادبی آورد و باب کرد. دیلتای هرمنوتیک را درمقابل فلسفه کانت مطرح می‌کند و می‌گوید فلسفه کانت، فلسفه زندگی نیست و صرفاً یک امر عقلی و ذهنی است. دیلتای، هرمنوتیک به‌عنوان روش و بحث فهم را در برابر تبیین مطرح می‌کند و می‌گوید شما در علوم دقیقه تبیین می‌کنید، ولی باید در علوم اجتماعی فهم کنید. تاریخ مثل روابط ظاهری اشیا، در علوم دقیقه تبیین شدنی نیست و ‌طوری باید تاریخ و جامعه را فهمید که فهم تبدیل به روش و قابل اجرا شود.‌هایدگر می‌گوید هرمنوتیک، بینش و روش است و همواره «تفسیری» از حقیقت وجود دارد. دیلتای همین روش را در برابر علوم تجربی قرار می‌دهد و می‌گوید علوم‌انسانی از مقوله فهم است، شما نمی‌توانید با روش‌شناسی علوم تجربی، علوم‌انسانی را بفهمید، نقدی جدی به روش کانت وارد می‌کند.‌هایدگر پس از پیدایش نسبی‌گرایی در غرب که گفته شد انسان در زمان و مکان زاده شده و همه‌چیز نسبی است، هرمنوتیک را به‌عنوان بینش مطرح می‌کند. ماکس‌وبر و به‌دنبال آن مکتب فرانکفورت با کمک دیلتای و روش او سعی کردند نشان دهند که میان «فهم» در علوم‌انسانی و «تبیین» در علوم دقیقه تفاوت بنیادین وجود دارد. پدیده‌های انسانی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف به شکل‌هایی گوناگون امکان دارد رخ بدهد. از یک واقعه تاریخی نمی‌توان یک تحلیل جدا از ظرف زمانی و مکانی داد و همچنین از دیدگاه‌های مختلف می‌توان به آن نگاه کرد.
دیلتای، هرمنوتیک را به لحاظ روش‌شناسانه مطرح کرد و گفت که در علوم انسانی باید به فهم رسید نه به تبیین. تبیین به این معناست که بتوانی قاعده جهان‌شمولی برای یک پدیده‌ به‌گونه‌ای وضع کنی که تمام حالات مختلف آن را توضیح دهد. در علوم انسانی اصلاً امکان وضع چنین قاعده‌ای وجود ندارد.( رحمانی، 1385)
بدین ترتیب دیلتای با انتشار کتابی به نام مدخل علوم فرهنگی، به مقابله با پوزیتیویسم یا علوم اثباتی برخاست. او معتقد بود که فرق میان علوم فرهنگی و علوم طبیعی در سه چیز است: رشته تحقیق، نوع تجربه و نگرش محقق از این منظر معرفت علوم طبیعی منشأ خارجی دارد، اما در علوم فرهنگی از گونه ای سلوک درونی و تجربه باطنی و درک زنده سرچشمه می‌گیرد. فایده این نحوه نگرش آن‌ است که به ما می‌آموزد معنای تاریخ ثابت نیست و شرح رخدادهای تاریخی پیوسته به اختلاف موقعیت زمانی و محیط فرهنگی هر مورخ بستگی دارد. (هیوز؛1369 :173) دیلتای از این نیز فراتر رفت و تفاوت‌های میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی را به شکلی ظریف تر در سه نوع گزاره زیر خلاصه کرد: قسم اول با واقعیت سرو کار دارد و این موضوع تاریخ است. قسم دوم برمی‌گردد به آنچه از واقعیت انتزاع می‌شود؛ یعنی علوم اجتماعی و سرانجام قضایایی که بر ارزش داوری‌ها یا قواعد دلالت دارند یعنی عنصر عملی علوم فرهنگی.
ویلهلم دیلتای مبلغ روش تفسیری معتقد بود که شناخت جهان انسانی از طریق یک فراگرد درونی و به تجربه و فهم معانی امکان پذیر است و نه از طریق یک دانش بیرونی. با وجود این او می‌گوید نیاز برای تفاهم متقابل منتهی به تجربه‌اندیشه‌های مشترک در ماورای فرد، و احتمالاً منظومه‌های فرهنگی می‌شود. او با تأکید بر خاستگاه درونی و ذهنی این منظومه سامان یافته مدعی بود که روش هرمنوتیک شیوه مناسب فهم و تفسیر سرشت درونی و ساخت ذهنی فرهنگ برای کشف معنای آن است. از این منظر دریافت معنا برای تحلیلگر تنها زمانی میسر است که او ساخت‌های درونی فرهنگ را بررسی کند و متوسل به شیوه مکانیکی برای توجیه عملکرد نیروهای بیرونی نشود. برای این منظور به جای مشاهده باید دنبال تفهم بود در این تعبیر درک پدیده‌های اجتماعی مستلزم مطالعه فرهنگ جامعه است این نگرش فرهنگ را به عنوان یک عنصر خودگردان و مستقل تلقی می‌کند. دیلتای درصدد بود یک اساس علمی‌برای علوم فرهنگی تدوین کند تا بر مبنای آن بتواند موضوعات و پدیده‌های مربوط به علوم انسانی را مانند علوم طبیعی عینیت و اعتبار بخشد( کاظمی، 1380 : 26) دیلتای امتیاز علوم انسانی را در آن می‌داند که در این علوم، شناسا با شناخته کاملاً بیگانه نیست و بهتر می‌تواند شناخته را درک کند؛ زیرا این دو از جهاتی با یکدیگر شباهت دارند. به همبن دلیل دیلتای روش علوم انسانی را روش هرمنوتیک می‌داند. (ریکور،1368 :271ـ270). تفسیرگرایان معتقدند که علم به معنای اثباتی قادر به توضیح اساس و بنیان زندگی اجتماعی انسان‌ها نیست آنچه اهمیت دارد درک زندگی روزانه مردم عادی است که بر اساس شعور عامیانه سیستم معانی وجود دارد که کنش متقابل اجتماعی مردم را هدایت می‌نماید روش شناسی تفسیری یک رویکرد استقرایی است که به دنبال کشف بیان سمبلیک یا توصیف موارد خاص است. در این رویکرد تحقیقات اجتماعی ارزش ابزاری مستقیم ندارند (گلشنی،1377 :86ـ83 ).
دیلتای، هرمنوتیک را به لحاظ روش‌شناسانه مطرح کرد و گفت که در علوم انسانی باید به فهم رسید نه به تبیین. ماکس‌وبر و به‌دنبال آن مکتب فرانکفورت با کمک دیلتای و روش او سعی کردند نشان دهند که میان «فهم» در علوم ‌انسانی و «تبیین» در علوم دقیقه تفاوت بنیادین وجود دارد. تفسیرگرایان معتقدند که علم به معنای اثباتی قادر به توضیح اساس و بنیان زندگی اجتماعی انسان‌ها نیست. آنچه اهمیت دارد درک زندگی روزانه مردم عادی است علوم‌انسانی از مقوله فهم است، شما نمی‌توانید با روش‌شناسی علوم تجربی، علوم‌انسانی را بفهمید. رویکرد هرمنوتیکى بر ابعاد فرهنگى و زبان‏شناسى رفتار انسان تأکید دارد و معتقد است بازیگران سیاسى و اجتماعى به دلیل برخوردارى از توان معنادار ساختن اعمال و کردارهاى خود با موضوعات و سوژه‏هاى تحقیقات علمى ـ طبیعى تفاوت دارند و لذا بین علوم فرهنگى و طبیعى تمایز قایل شدند. با این حال این روش به دلیل نداشتن جنبه انتقادى و تأکید صرف بر تفهم، دریافتن و عرضه مواردى از‌اندیشه و ارتباطات تحریف شده یا کژدیسه در عرصه فرهنگ، ناکام است.

روش شناسی انتقادی (مکتب فرانکفورت)
مکتب فرانکفورت برآمده از ناکامی‌های مارکسیسم، اثبات گرایی و علم گرایی را نقدکرده و معتقد است که این گرایش‌ها تنها برای حفظ سلطه بر جامعه نوین است. از جمله نام آوران این مکتب آدورنو و هورکهایمر هستند. از نگاه این دو‌اندیشمند صنعت فرهنگ به عنوان فرهنگی است که از درون توده ها به صورت خودجوش پدیدار می‌شود که در اوضاع فعلی به آن هنر عامی‌پسند می‌گویند. (شکویی،1382 :261). روش شناسی انتقادی به عنوان اساس رویکردهایی مانند ماتریالیسم دیالکتیک، تحلیل طبقاتی، ساخت گرایی، علوم اجتماعی رئالیستی و تحلیل فمینیستی سعی در ترکیب قوانین عام و تفریدی دارد. این روش به عقاید کارل مارکس، زیگموند فروید و‌اندیشمندان دیگر مربوط می‌شود. رویکرهای انتقادی معتقدند که علوم اجتماعی یک فرایند انتقادی را در تحقیقات دنبال می‌نمایند. (ایمان، 1378: 222ـ212 ).
مکتب فرانکفورت از لحاظ معرفت شناسی، رویکرد دیالکتیک انتقادی دارد و برای تحلیل مسائل اجتماعی یک کلیت یا چارچوب اجتماعی را مدنظر قرار داده است. همین مسئله هم یکی از تفاوت های پوزیتیویست‌ها را با معتقدان به دیالکتیک تشکیل می دهد، چرا که در تجربه گرایی یا پوزیتیویسم اصل بر تجریه است، اما دیالکتیک معتقد است که بدون داشتن یک نگرش کلی انسان قادر به درک پدیده های اجتماعی نخواهد بود و جامعه یک کلیت اجتماعی است که درون آن کشمکش وجود دارد.
برای فهم هر پدیده اجتماعی لازم است که دو عنصر همزمان و ناهمزمان شناسایی شود. عنصر همزمان ساختارهای موجود است، اما عنصر ناهمزمان ریشه‌های تاریخی ظهور و شکل گیری یک پدیده را بیان می کند. با این توضیح باید گفت که نگرش دیالکتیک هم پدیده را بررسی می کند و هم ریشه‌های تاریخی آن را از همین رو هم هست که معتقدان به دیالکتیک رویکرد پوزیتیویستی را به دلیل فقدان چنین شناختی رد می‌کنند، چون به تعبیر آنان، پوزیتیویست ها تنها به برشی از یک مقطع و تحلیل آن می‌پردازند. تفاوت دیگری که معتقدان دیالکتیک با پوزیتیویست ها دارند همسان فرض شدن مطالعه جامعه با طبیعت در‌اندیشه های پوزیتیویستی است که در آن تفاوت علوم انسانی با علوم طبیعی در وجه است و نه در نوع. به بیان دیگر با الهام از علوم طبیعی اگر قوانین جامعه شناخته شوند. رفتار پدیده‌های انسانی نیز قابل پیش بینی خواهند بود و این دقیقاً مخالف نظریه معتقدان به دیالکتیک است که می‌پندارند علمی که به دنبال قوانین اجتماعی است رفتارهای انسانی را نادیده می‌گیرد و به دنبال شیء وارگی انسان است. در حالی‌که مکتب فرانکفورت اساساً معتقد است در علوم انسانی و اجتماعی اراده و اختیار انسان نقش مهمی دارد و آنچه بیشتر تأکید می‌گردد، اعتباریات یا قراردادهای اجتماعی است.تفاوت بعدی در این نگرش پوزیتیویست‌ها به مفهوم دانش و ارزش متکی است که اعتقاد دارند دانش از ارزش جدا است و این امر هم منجر به بحث پیوند نظریه و عمل خواهد شد. با این تلقی که دانش به مطالعه علوم می پردازد و ارزش یک سری از بایدها و نبایدها را بیان می کند، متفکران مکتب فرانکفورت اعتقاد دارند که دانش از ارزش جدا نیست، بلکه دانش تجربی از یک ارزش و تعلق نشئت گرفته است و آن هم تعلق به سلطه و مهار می‌باشد. به بیان آنها از وقتی انسان توانست بر طبیعت سلطه پیدا کند، علوم تجربی مطرح شد و به انسان قدرت این کار را هم داد. بر این اساس فرانکفورتی ها اعتقاد دارند که علم یا نظریه باید در پیوند با علائق طبقات سرکوب شده جامعه باشد و همچنین نظریه تنها نقش توصیف گر وضعیت موجود را برعهده ندارد، بلکه به تغییر وضعیت نیز می پردازد.
روش شناسی انتقادی شعور عامیانه را نوعی آگاهی کاذب می‌پندارد که در تحت آن مردم بر ضد منافع واقعی خودشآنکه در واقعیت عینی تعریف شده است عمل می‌نمایند. در دیدگاه انتقادی معرفتی که بتواند با استفاده از نظریه از سطح ظاهر به عمق رجوع نماید معرفتی علمی‌است.در این دیدگاه رویکرد از تفسیری به علت انفعال ذهنی و نسبی بودن و اثبات گرایی به علت در نظر نگرفتن تحولات توجیه وضع موجود و عدم در نظرگیری نقش انسان در تغییر وضعیت موجود برای رسیدن به وضع مطلوب انتقاد می‌شود. (گلشنی،1377 :86ـ83 ). بنابراین، مکتب انتقادی روی دو محور انتقاد حرکت می‌کند، از مکتب پوزیتویستی انتقاد می‌کند و تجدید نظر در افکار مارکس را با توجه به اوضاع زمان لازم می‌داند. بعضی از بزرگان این مکتب، هم مارکسیسم و هم سرمایه داری را نقدمی‌کنند. مکتب تجربه‌گرا به ویژه در علوم اجتماعی با ایدئولوژی محافظه کارانه همراهی دارد. زیرا ساخت و کارکرد جامعه را با همان شکل مشخص بررسی می‌کند. تحقیق تفسیری نیز تا حدودی محافظه کارانه است و هیچ‌گونه ضرورتی برای تهیه یک برنامه جهت تغییرات اجتماعی عرضه نمی‌دهد. دانش انتقادی اساساً رادیکالیستی عمل می‌کند. از این رو مخالف تسلط علم تجربه گرا در جوامع سرمایه داری است (شکویی،1375 :123ـ125). نقد مکتب انتقادی به پوزیتیویسم دارای سه وجه عمده است: اول اینکه پوزیتیویسم رویکرد نامناسب و گمراه‌کننده‌ای است که به دریافت یا درک درستی از حیات اجتماعی نائل نمی‌شود. دوم اینکه پوزیتیویسم با پرداختن یا توجه صرف به آنچه وجود دارد، نظم اجتماعی موجود را تأیید می‌کند، در نتیجه مانع هر گونه تغییر اساسی می‌شود و در نهایت به بی‌تفاوتی سیاسی می‌انجامد سوم اینکه پوزیتیویسم عامل بسیار مهمی‌در تأیید و حمایت یا ایجاد شکل جدیدی از «سلطه» یعنی «سلطه فن‌سالارانه» است و با آن رابطه‌ای نزدیک دارد (تام باتومور: 75). نظریه‌های انتقادی از نقد نظام سرمایه‌داری و سازوکار آن آغاز می‌کنند و به ارزیابی ارزش اضافی و شیء ‌وارگی و کالا شدن همه وجوه و جنبه‌های زندگی مدرن می‌پردازند. این نظریه‌ها درک دیگری از اوضاع موجود در جامعه ایجاد می‌کنند و به چگونگی تعامل میان این اوضاع و قوانین حاکم بر آنها و همچنین عوامل بقا و پایداری اوضاع توجه دارند. هدف نهایی نظریه‌های انتقادی این است که جامعه امروزی را به جامعه عقلانی، انسانی و اصلاح‌پذیر تبدیل کند. بدین ترتیب نظریه‌های انتقادی رویکردی اصلاح‌گرایانه دارند و در پی شناخت و حذف علل و عواملی هستند که موجب بروز و ایجاد ساختار اجتماعی شده‌اند که انسان‌ها در آن اسیر بازیگران قدرت و ثروت می‌شوند. به طور کلی می‌توان ویژگی‌های نظریه‌های انتقادی را به این شرح بیان کرد:
1. متفکران این حوزه معتقدند برای رسیدن به درک درست از زندگی واقعی مردم باید آن را در زمینه اجتماعی بررسی کرد.
2. آنچه مطالعات انتقادی را از انواع مطالعات دیگر متفاوت می‌سازد، این است که اصحاب این مکتب، برای درک و فهم شیوه‌هایی که از طریق آن گروه‌های مختلف اجتماعی تحت ستم واقع می‌شوند، اعمال و نهادهای اجتماعی را تجزیه و تحلیل می‌کنند.
3. رویکردهای انتقادی، اوضاع اجتماعی را برای کشف ساخت‌های پنهان اجتماعی بررسی می‌کنند، طبیعی است این رویکرد از ساختارگرایی بهره می‌برد. این رویکرد می‌آموزد که دانش، خود قدرت است. این امر به این معنی است که فهم شیوه‌هایی که اشخاص مورد ستم واقع می‌شوند، به آنها کمک می‌کند تا برای تغییر وضعیت اقدام کنند.
4. علوم انتقادی ـ اجتماعی، با ایجاد آگاهی برای ترکیب نظریه و عمل تلاش می‌کنند. از این جهت نظریه‌های انتقادی هنجاری هستند، زیرا موجب تغییر اوضاعی می‌شوند که بر زندگی ما تأثیر دارند. (خجسته:1375،11 ).
یورگن هابر ماس از مکتب فرانکفورت و یکی از معروف‌ترین نظریه پردازان معاصر، علوم را به سه دسته تقسیم می‌کند:علوم تجربی تحلیلی، علوم تاریخی و هرمنوتیک، علوم انتقادی. نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت این تفکر اساسی را توصیه می‌کند که علوم اجتماعی نباید به صورت ابزاری در دست ایدئولوژی ها و گروه‌های با نفوذ جامعه در آید. نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت درتلاش است تا روش‌های انتقادی نظام مند را به شیوه هرمنوتیک بیفزاید. از این نظر با مهندسی اجتماعی تکنوکراتیک مخالفت می‌ورزد. هابر ماس می‌گوید مسائل محیطی بیشتر ریشه در مسائل اخلاقی دارد و دوگانگی فراگیر نظریه‌های غربی که به جدایی جهان اجتماعی و جهان طبیعی امکان می‌دهد. عامل اصلی در پیدایش مسائل محیطی بوده است (شکویی،1382 :261).
هابرماس میان سه نوع علاقه بشر با انواع علوم ارتباط برقرار می‌کند. از نظر او علاقه تکنیکی یا علاقه به مهار کردن موجب پیدایش علوم تجربی‌اند. علاقه به فهمیدن موجب پیدایش علوم تفسیری یا شناخت تاریخی ـ تأویلی (هرمنوتیک‌) است‌. علاقه به رهایی موجب پیدایش شناخت نقادانه و دیالکتیکی است‌. در نوع اول صدق و کذب نظریه بستگی به مطابقت یا مغایرت آن با عالم خارج دارد و نقد متوجه نظریه است‌. در نوع دوم صدق و کذب معنی ندارد و مستند آن اجماع است‌ و عقلانیت هنگامی‌است که ارزش از خرد ورزی جدا شدنی باشد. این همان چیزی است که فرانکفورتی‌ها به آن عقلانیت ابزاری می‌گویند و بر آنند که چرا باید عقلانیت به گونه‌ای تعریف شود که بسیاری از شریف‌ترین امور انسانی بیرون از دایره عقل و عقلانیت قرار گیرند. هابرماس علم تجربی را ابزارگرا می‌داند و معتقد است «در پی ابزار بودن ربطی به فهم واقعیت ندارد و فقط شما را به تصرف در واقعیت و مهار کردن‌ توانا می‌کند، اما فهم واقعیت لزوماً تصرف در واقعیت را به شما نمی‌دهد». از دیدگاه هابرماس جامعه انسانی را باید فهمید و با علم ابزارگرا یعنی علم پوزیتیویستی و تجربی طبیعی نمی‌توان به شناخت و فهم جامعه نایل شد. (آزادنگر، 1385) مهم‌ترین مفاهیم مکتب فرانکفورت در بنیان گذارى نظریه انتقادى، «سلطه‏گرى» ،«خرد ابزارى» و «فرهنگ تک ساحتى» است. رویکرد هرمنوتیکى بر ابعاد فرهنگى و زبان‏شناسى رفتار انسان تأکید دارد و معتقد است بازیگران سیاسى و اجتماعى به دلیل برخوردارى از توان معنادار ساختن اعمال و کردارهاى خود با موضوعات و سوژه‏هاى تحقیقات علمى ـ طبیعى تفاوت دارند و لذا بین علوم فرهنگى و طبیعى تمایز قایل شدند. با این حال این روش به دلیل نداشتن جنبه انتقادى و تأکید صرف بر تفهم، دریافتن و عرضه مواردى از‌اندیشه و ارتباطات تحریف شده یا کژدیسه در عرصه فرهنگ، ناکام است. رویکرد انتقادى بر آزاد ساختن انسان‌ها از موانع و تضییقات اجتماعى غیر ضرورى و الگوهاى تحریف شده و کژدیسه فرهنگ و ارتباطات، تأکید مى‏نماید. هدف آن نیز تحقق بخشیدن به حقیقت و آزادى است؛ امّا نه حقیقت و نه آزادى امرى یک بار براى همیشه نیست، بلکه هر دو امرى تاریخى، تدریجى و دایمى هستند. هابرماس رویکرد سوم را (با همین استدلالى که بر آن صورت گرفته) برتر از دو رویکرد اوّل مى‏داند. با این حال هر سه رویکرد را براى حصول سه نوع شناخت لازم مى‏داند. سه سنت پیش گفته بر سه نوع علایق شناخت استوار است: پوزیتیویسم ناشى از علاقه پیشین فنى به افزایش نظارت به رفتار اجتماعى است و محصولش علوم فیزیکى مادى است و نتیجه آن غلبه بر طبیعت است؛ هرمنوتیک بر علاقه پیشین عملى به حفظ اجماع یا وفاق اجتماعى متکى است و روش انتقادى بر علاقه پیشین رهایى بخش استوار شده است. هابرماس در کتاب شناخت و علایق انسانى، مبانى معرفت‏شناختى خود را به تفصیل توضیح داده است و در آثار بعدى نیز با به کارگیرى مفاهیمى فنى‏تر، آنها را ترمیم مى‏کند. بدین گونه است که هابرماس اصل کثرت گرایى را مى‏پذیرد، اما همزمان از بهترین شناخت (شناخت انتقادى) جهت رهیدن از سلطه یک گونه از دانش، سخن مى‏گوید. تفکر پوزیتیویستى انحصارگرا براى او مورد قبول نیست، امّا سه شاخه متفاوت علمى ناشى از سه نوع علایق پیشین و رسیدن به سه نوع شناخت با سه هدف متفاوت را مى‏پذیرد:
علوم: 1. علوم طبیعى تجربى 2. تاریخى ـ اجتماعىِ هرمنوتیکى 3. انسانى ـ اجتماعىِ انتقادى.
علایق: 1. فنى ـ ابزارى 2. عملى یا تفسیرى 3. رهایى‏بخش. شناخت‏ها: 1. ابزارى؛ 2. هرمنوتیکى. 3. رهایى بخش.
اهداف: 1. کنترل طبیعت، محیط، جوامع و افراد 2. درک و فهم انسان، جامعه و جهان با ویژگى هم ذهنى یا بین الاذهانى بودن تعامل انسانى 3. افزایش خودآگاهى توده‏ها. زمینه لازم براى رهایى نوع بشر از طریق خوداندیشى، خود تنویرى و خود ایضاحى در بستر یک مفا همه و ارتباط غیر آمرانه و غیر اقتدارگرایانه فراهم شده روانکاوى ناقدان، ممکن مى‏گردد. خود ایضاحى، در بستر حوزه عمومى دموکراتیک از طریق نقد ایدئولوژى‏ها حاصل مى‏شود. (شفیعی،1385).
بنابراین، در نیمه دوم قرن نوزدهم، دو نظر مهم درباره روش تحقیق علمى وجود داشت: نظر استوارت میل که معتقد به روش استقرائى و نظر ویلیام هیول که قائل به روش فرضى استنتاجى بود. در قرن بیستم این دو رأى با اصلاحاتى به دو مکتب مبدل شد. مکتب پوزیتیویسم منطقى و مکتب عقل‌گرایى انتقادى. هر کدام از این مکاتب روش تحقیق خاصى براى علوم تجربى پیشنهاد مى‏کردند. دو مکتب دیگر در نیمه دوم قرن بیستم سربرآوردند که قائل به تفکیک کامل روش‏شناسى علوم اجتماعى و علوم طبیعى بودند: مکتب تفهمى و مکتب فرانکفورت. نقطه اشتراک این دو مکتب همان نکته یاد شده ولى نقطه افتراقشان این بود که در مکتب تفهمى، ماهیت و هویت رفتارهاى انسانى تابع تلقى و نگاه فاعلان آن رفتارها با توجه به اعتبارات اجتماعى است، ولى به نظر مکتب فرانکفورت، مهم، تغییر جامعه و لذا داشتن هدف و روش‌های متناسب با آن است. این مکتب که به نئومارکسیست هم معروف است، قائل به اختلاط کامل دانش و ارزش بوده (همانند مارکس) و روش تحقیق در علوم اجتماعى را تابع هدف عالم مى‏داند. (دیرباز، بی‌تا)
مکتب فرانکفورت از لحاظ معرفت شناسی، رویکرد دیالکتیک انتقادی دارد. در دیدگاه انتقادی معرفتی که بتواند با استفاده از نظریه از سطح ظاهر به عمق رجوع نماید، معرفتی علمی‌است و متفکران این مکتب اعتقاد دارند که دانش از ارزش جدا نیست و همچنین در علوم انسانی و اجتماعی اراده و اختیار انسان نقش مهمی دارد. مکتب انتقادی روی دو محور انتقاد حرکت می‌کند. از مکتب پوزیتویستی انتقاد می‌کند، تجدید نظر در افکار مارکس را با توجه به اوضاع زمان لازم می‌داند. بعضی از بزرگان این مکتب هم از مارکسیسم و هم از سرمایه داری انتقاد می‌کنند. نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت این تفکر اساسی را توصیه می‌کند که علوم اجتماعی نباید به صورت ابزاری در دست ایدئولوژی ها و گروه‌های با نفوذ جامعه در آید. نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت درتلاش است تا روش‌های انتقادی نظام مند را به شیوه هرمنوتیک بیفزاید از این نظر با مهندسی اجتماعی تکنوکراتیک مخالفت می‌ورزد. هابر ماس می‌گوید مسائل محیطی بیشتر ریشه در مسائل اخلاقی دارد و دوگانگی فراگیر نظریه‌های غربی که به جدایی جهان اجتماعی و جهان طبیعی امکان می‌دهد عامل اصلی در پیدایش مسائل محیطی بوده است. هابر ماس از مکتب فرانکفورت، علم تجربی را ابزارگرا می‌داند و معتقد است در پی ابزار بودن ربطی به فهم واقعیت ندارد و فقط شما را به تصرف در واقعیت و مهار کردن‌ توانا می‌کند. از دیدگاه ایشان جامعه انسانی را باید فهمید و با علم ابزارگرا یعنی علم پوزیتیویستی و تجربی طبیعی نمی‌توان به شناخت و فهم جامعه نایل شد. مهم‌ترین مفاهیم مکتب فرانکفورت در بنیان گذارى نظریه انتقادى، «سلطه‏گرى»، «خرد ابزارى» و «فرهنگ تک ساحتى» است رویکرد هرمنوتیکى بر ابعاد فرهنگى و زبان‏شناسى رفتار انسان تأکید دارد و معتقد است بازیگران سیاسى و اجتماعى به دلیل برخوردارى از توان معنادار ساختن اعمال و کردارهاى خود با موضوعات و سوژه‏هاى تحقیقات علمى ـ طبیعى تفاوت دارند و لذا بین علوم فرهنگى و طبیعى تمایز قایل شدند. با این حال این روش به دلیل نداشتن جنبه انتقادى و تأکید صرف بر تفهم، دریافتن و عرضه مواردى از‌اندیشه و ارتباطات تحریف شده یا کژدیسه در عرصه فرهنگ، ناکام است. هابرماس اصل کثرت گرایى را مى‏پذیرد، اما همزمان از بهترین شناخت (شناخت انتقادى) جهت رهیدن از سلطه یک گونه از دانش، سخن مى‏گوید. تفکر پوزیتویستى انحصارگرا براى او مورد قبول نیست، امّا سه شاخه متفاوت علمى ناشى از سه نوع علایق پیشین و رسیدن به سه نوع شناخت با سه هدف متفاوت را مى‏پذیرد.

نتیجه‌گیری
دانش ما در بارة‌ جهان خارجی صرفاً از داده‌های حسی به‌دست نمی‌آیددانش انسان محدود است. ما باید به واقعیات فوق طبیعی ( غیر محسوس ) اعتقاد داشته باشیم. روش شناسی اثباتی در غرب پس از رنسانس متناسب با مقتضیات اجتماعی اقتصادی و سیاسی آن کشورها بوده و درخدمت ساختار نظام اجتماعی غرب گسترش یافته است. در جهان سوم با رشد پر شتاب و گرته برداری از علم گرائی تجربی و نادیده انگاشتن ابعاد نظری، ارزشی و ایدئولوژیک آن مواجهیم. با تسلط تجربه گرایان از اهمیت تاریخی‌اندیشه بشری و نقش آراء و عقاید متفکران گذشته بر‌اندیشه‌های معاصر کاسته شده است روش تجربی در داخل جوامع انسانی از طریق گروههای متنفذ و پرتوان جامعه؛ در جهت افزایش سودیابی ونفع طلبی گروههای ویژه به‌کار گرفته می‌شود زیرا روش تجربی این امکان را فراهم می‌کند که قدرت‌های پرنفوذ جامعه هر چه بیشتر بر جامعه خود مسلط گردند و کنترل جامعه را در دست گیرند. درروش اثباتی در تحلیل رفتار اجتماعی انسان‌ها اختیار و اراده آزاد جایگاهی ندارد. ماکس‌وبر و به‌دنبال آن مکتب فرانکفورت با کمک دیلتای و روش او سعی کردند نشان دهند که میان «فهم» در علوم ‌انسانی و «تبیین» در علوم دقیقه تفاوت بنیادین وجود دارد. تفسیرگرایان معتقدند که علم به معنای اثباتی قادر به توضیح اساس و بنیان زندگی اجتماعی انسان‌ها نیست. آنچه اهمیت دارد درک زندگی روزانه مردم عادی است. شما نمی‌توانید با روش‌شناسی علوم تجربی، علوم‌انسانی را بفهمید. رویکرد هرمنوتیکى بر ابعاد فرهنگى و زبان‏شناسى رفتار انسان تأکید دارد و معتقد است بازیگران سیاسى و اجتماعى به دلیل برخوردارى از توان معنادار ساختن اعمال و کردارهاى خود با موضوعات و سوژه‏هاى تحقیقات علمى ـ طبیعى تفاوت دارند و لذا بین علوم فرهنگى و طبیعى تمایز قایل شدند. با این حال این روش به دلیل نداشتن جنبه انتقادى و تأکید صرف بر تفهم، دریافتن و عرضه مواردى از‌اندیشه و ارتباطات تحریف شده یا کژدیسه در عرصه فرهنگ، ناکام است. در دیدگاه انتقادی از رویکرد تفسیری به علت انفعال ذهنی و نسبی بودن و اثبات گرایی به علت در نظر نگرفتن تحولات توجیه وضع موجود و عدم در نظر گیری نقش انسان در تغییر اوضاع موجود برای رسیدن به وضع مطلوب انتقاد می‌شود. مکتب تجربه گرا به ویژه در علوم اجتماعی با ایدئولوژی محافظه کارانه همراهی دارد. زیرا ساخت و کارکرد جامعه را با همان شکل مشخص بررسی می‌کند. تحقیق تفسیری نیز تا حدودی محافظه کارانه است و هیچ‌گونه ضرورتی برای تهیه یک برنامه جهت تغییرات اجتماعی عرضه نمی‌کند. دانش انتقادی اساساً رادیکالیستی عمل می‌کند. از این رو مخالف تسلط علم تجربه گرا در جوامع سرمایه داری است. پوزیتیویسم با پرداختن یا توجه صرف به آنچه وجود دارد، نظم اجتماعی موجود را تأیید می‌کند، در نتیجه مانع هر گونه تغییر اساسی می‌شود و در نهایت به بی‌تفاوتی سیاسی می‌انجامد.و سوم اینکه پوزیتیویسم عامل بسیار مهمی‌در تأیید و حمایت یا ایجاد شکل جدیدی از «سلطه» یعنی «سلطه فن‌سالارانه» است و با آن رابطه‌ای نزدیک دارد. هابرماس اصل کثرت گرایى را مى‏پذیرد، اما همزمان از بهترین شناخت (شناخت انتقادى) جهت رهیدن از سلطه یک گونه از دانش، سخن مى‏گوید. تفکر پوزیتویستى انحصارگرا براى او مورد قبول نیست، امّا سه شاخه متفاوت علمى ناشى از سه نوع علایق پیشین و رسیدن به سه نوع شناخت با سه هدف متفاوت را مى‏پذیرد.
اسلام، سه سطح از «شناخت» یعنی معرفت حسّی، معرفت عقلی، معرفت شهودی را به رسمیت می‏شناسد و معرفت وحیانی را با مضامینی از سنخ هر سه حوزه معرفت (حسّی، عقلی، شهودی) و حوزه‏های فراتر از آن، منبع مستقلّ معرفت می‏داند. بخشی از حقائق عالم، از نوع محسوسات، معقولات، مشاهدات و... کمابیش در دسترس افراد بشر است که در صورت تعلیم و تربیت، این ادراکات، افزایش می‏یابند، همچنین انضمام این ادراکات به یکدیگر، ادراکات مرکب و پیچیده‏تری پدید می‏آورد و در هر حال، افزایش هیچ‌یک از علوم تجربی، عقلی و تجربیات باطنی، اگر با روش صحیح، صورت گیرد، تعارضی با وحی ندارد و در عین حال، برخی گزاره‏های معرفتی و ضرورت‌های عملی متعالی‏تر وجود دارند که جز از طریق «وحــی»، قابل کسب نیستند. ادراک حسی، ابتدائی‏ترین نوع درک بوده و در حوزه خود، معتبر است و فقدان هر حسّ به فقدان بخشی از آگاهی‏ها می‏انجامد، زیرا محسوسات را بدون وساطت حسّ، عقل به تنهائی نمی‏تواند درک کند. اما بدون عقل نیز، ادراک حسی، بی فایده و بی‏سرانجام خواهد بود. نه از خطای حواسّ، بی‏اعتباری درک حسّی را می‏توان نتیجه گرفت و نه بدون کمک عقل، اعتبار ادراک حسّی، قابل اثبات خواهد بود. بنابراین، باید نه چون آمپریست‌ها و به ویژه پوزیتیویست‌ها، شناخت حسی را مطلق کرد و نه چون دکارت، منکر اعتبار شناخت حسّی شد. شناخت حسی، معتبر است، اما اگر منکر شناخت حضوری و بدیهیات شدیم، هیچ تجربه و احساسی، منشأ علم نمی‏شود و کل علوم تجربی، غیرقابل توجیه شده و منطقا فرومی‏پاشند و هیچ قانون علمی‌نخواهیم داشت. به‌علاوه خطاپذیری حس، امر تجربه شده‏ای است و علوم غیرتجربی هم اعتبار خود را از شناخت حسی نمی‏گیرند. تجربه و استقراء در حوزه محسوسات، مفیدند اما مستغنی از عقل نیستند، خطاپذیرند، محدود به زمان و مکان خاصّ‏اند، جزیی‏اند، ظاهربین‏اند، متأثر از اوضاع بدنی و نفسانی انسان‌اند و در عین حال، با رعایت همه زمینه‌ها و در حوزه خود و حدود خود، محترمند. ادراک عقلی، منشأ اساسی‌ترین معرفت‌های بشری است. بدون عقل، دین نیز نه قابل اثبات و نه قابل درک است. عقل، یک ارزش بنیادین است و حتی امور تعبّدی اسلام، مبنای عقلی دارند.

تعبیر خواب

تعبیر خواب



تعبیر خواب

با کلیک بر روی حروف الفبا به تعبیر خواب خود دسترسی پیدا کنید.

اثار احترام به والدین

آثار دنیوی و اخروی احترام به پدر و مادر

یکی از مهمترین مسائل اخلاقی و وظائف انسانی احترام به پدر و مادر است. در آموزه های دینی ما تأکید فراوانی به احترام پدر و مادر شده است، قرآن کریم در ضمن چند آیه پس از دعوت به خداپرستی و توحید و شریک قرار ندادن به خدای متعال سفارش اکید به نیکی پدر و مادر می کند این تعابیر نشان از اهمیت نیکی کردن به پدر و مادر می کند این تعابیر نشان از اهمیت نیکی کردن به پدر و مادر که خداوند متعال پس از نفی بت پرستی و شرک و دعوت به یکتا پرستی مسئله احترام به پدر و مادر را پیش می کشد.

احترام و نیکی به پدر و مادر و در مقابل عدم رعایت حقوق آنها و بدی کردن می تواند یکی از عوامل سعادت و خوشبختی و عاقبت به خیری انسان باشد یا در مقابل عامل شقاوت و بدبختی و عاقبت به شری او باشد که در ضمن این مطلب به بیان اثرات دنیائی و آخرتی این مسئله خواهیم پرداخت .

آثار دنیوی احترام به پدر و مادر

1.دوری از عصیان گری و شقاوت

از جمله آثاری که قرآن کریم به آن تأکید نموده است این است که نیکی به والدین صفت جبار و عصیانگری را از انسان دور می کند و همچنین دچار شقاوت نمی گردد.

قرآن کریم می فرماید :

« گفتیم ای یحیی کتاب آسمانی را به قوت بگیر و به او در عهد کودکی نبوت بخشیدیم واز سوی خویش بر او رحمت آوردیم و پاکیزه اش داشتیم و او پرهیزگار بود و او را سفارش به نیکی به پدر و مادرش نمودیم و او جبار و عصیانگر نبود.»[1]

و یا درباره حضرت عیسی (علیه السلام) فرموده:

« مرا مادام که زنده باشم به نماز و زکات سفارش فرموده است و نیز مرا در حق مادرم نیکو کار گرداند و مرا زورگوی سخت دل نگردانده است.»[2]

2. طول عمر

همانطور که طول عمر اثر صله رحم، شمرده می شود روایات اسلامی این اثر را برای نیکی به والدین ذکر نموده اند.

پبامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: کسی که طولانی شدن عمر و توسعه رزق را دوست دارد به پدر و مادر خود نیکی کند.[3]

و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: در خواب مردی از امتّم را دیدم که فرشته مرگ برای قبض روح او حاضر شده بود اما او با نیکی به والدین خود آن فرشته را از ماموریتش منع کرد.

3. فراوانی روزی

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است هر کسی نیکی به والدین نماید هرگز در زندگی به فقر مبتلا نخواهد شد.

4. اجابت دعای والدین در حق فرزندان

در برخی روایات به اهمیت دعای والدین در حق فرزندان اشاره شده و از جمله آثار توجه و نیکی به آن ها شمرده است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند دعای سه کس را رد نخواهد کرد: دعای پدر در حق فرزند در هنگام نیکی به او . دعای پدر بر ضد فرزند (نفرین) هنگامی که مورد عاق او واقع شود و دعای مظلوم بر ظالم[4].

5. موجب نیکی فرزندان می شود

از جمله اثر های دنیایی نیکی به پدر و مادر این است که اگر کسی پدر و مادرش را احترام نمود آن احترام را از ناحیه فرزندانش خواهد دید. فلسفه این امر روشن است زیرا فرزندان انسان، پدر و مادر را الگوی عملی خویش قرار می دهند.
اگر آنها ببینند پدر و مادرشان نیکی به والدین را سرلوحه زندگی خود قرار
داده اند و به آن همت می ورزند او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بروا آباءکم یبرکم ابناءکم» ؛ «به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.»[5]

آثار اخروی احترام به پدر ومادر

از جمله آثار و پیامدهایی که عمل به این ارزش الهی به دنبال دارد آثاری است که پس از عالم دنیا نصیب انسان می گردد که عبارتند از:

1. آسان شدن مرگ؛

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: کسی که دوست دارد خدای متعال سختی های مرگ را بر او آسان سازد. به خویشان و نزدیکان و پدر و مادرش نیکوکار باشد و اگر چنین کند خدای متعال سختی های مرگ را بر او آسان می کند.[6]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر بالین جوانی که در حال مرگ بودحاضر شد و فرمود: ای جوان کلمه توحید (لا اله الا ا…) بر زبان بیاور جوان زبانش بند آمده بود و قادر به ادای توحید نبود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حاضرین فرمود: آیا مادر این جوان در این جا حاضر است؟ زنی که در بالای سر جوان ایستاده بود گفت: آری، من مادر او هستم.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا تو از فرزند راضی و خشنود هستی؟ گفت: نه من مدت شش سال است که با او حرف نزده ام.

فرمود: ای زن او را حلال کن و از او راضی باش! گفت برای رضایت خاطر شما او را حلال کردم، خداوند از او راضی باشد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای جوان چه می بینی؟ گفت: مردی بسیار زشت و بدبو را مشاهده می کنم و اکنون گلوی مرا گرفته است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دعائی به این مضمون به جوان یاد داد و
فرمود بخوان :

«ای خدائی که عمل اندک را می پذیری و از گناه و خطای بزرگ در می گذاری از من نیز عمل اندک را بپذیر و از گناه بسیار من در گذر چرا که تو بخشنده و مهربانی. »

جوان دعا را آموخت و خواند، سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: اکنون چه می بینی گفت: اکنون مردی (ملکی) را می بینم که صورتی سفید و زیبا و پیکری خوشبو و لباسی زیبا بر تن دارد و با من خوش رفتاری می کند، بعد از دنیا رحلت کرد.[7]

2. دریافت پاداش زیاد

امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید: «چه چیز مانع شخص می شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، به این صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج به جا بیاورد و روزه بگیرد. زیرا اگر چنین کند ثواب آن به پدر و مادرش می رسد و به خودش نیز همان مقدار ثواب داده می شود همچنین خداوند بر کارهای نیک و نماز او خیر زیاد عطا می کند.»
در برخی از روایات به پاداش هایی اشاره شده است که به ازای نیکی به پدر و مادر عطا می شود برای نمونه در روایتی از ابن عباس از رسول اکرم
(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است : هر فرزند نیکوکاری که از روی مهربانی به پدر و مادر نگاه کند در مقابل هر نگاه ثواب یک حج کامل مقبول به او داده
می شود.

سوال کردند: حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟

حضرت فرمود: آری خداوند برزگ تر و پاک تر است.[8]

3. مغفرت حق

امام سجاد (علیه السلام) فرمود: مردی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم آیا می توانم توبه کنم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟گفت: بلی ، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن تا آمرزیده شوی. وقتی او راه افتاد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای کاش مادرش زنده بود یعنی اگر مادرش زنده بود و به او نیکی می کرد زودتر آمرزیده می شد.[9]

4. وصول به بهشت

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این مورد فرمود:

«4 خصوصیت است که اگر کسی واجد آن باشد لطف و احسان حق تعالی بر او ریزش خواهد کرد و در بهشت رضوان ماوی خواهد گزید » ؛

  1. اخلاق نیکی که با آن در میان مردم زندگی کند.
  2. مدارا کردن با گرفتاران .
  3. شفقت و مهربانی به والدین.
  4. احسان به زیردستان همچنین ابراهیم بن شعیب می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم، پدری فرتوت وضعیت دارم که به هنگام فضای حاجت او را به دوش می کشم، حضرت فرمود: تا هرگاه که می توانی این عمل دریلغ نکن و غذای او را لقمه لقمه در دهانش بگذار چه این عمل در واپسین روز سپر آتش خواهد بود.[10]

5. همنشینی با نیکان

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان پیامد اخروی و اثرات نیکی به والدین می فرماید: کسی که برای پدر و مادرش حج انجام دهد و یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد.[11]

روزی حضرت موسی (علیه السلام) در ضمن مناجات به پروردگار عرض کرد: خدایا می خواهم همنشینی را که در بهشت دارم ببینم که چگونه شخصی است.

جبرئیل بر او نازل شد و گفت: یا موسی (علیه السلام) قصابی که در فلان محل است همنشین تو است. حضرت موسی (علیه السلام) به درب دکان قصاب آمده دید جوانی شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است.

شب که شد جوان مقداری گوشت برداشت و به سوی منزل روان گردید.

موسی (علیه السلام) از پی او تا درب منزلش آمد و به او گفت: مهمان
نمی خواهی؟

گفت: بفرمائید. موسی (علیه السلام) را به درون خانه برد. حضرت دید جوان غذائی تهیه نمود آنگها زنبیلی از طبقه فوقانی به زیر آورد، پیر زنی کهنسال را از درون زنبیل بیرون آورد و او را شتشو داد غذا را با دست خویش به او خورانید.

موقعی که خواست زنبیل را به جای اول بیاویزد زبان پیرزن به کلماتی که مفهوم نمی شد حرکت نمود: بعد جوان برای حضرت موسی (علیه السلام) غذا آورد و خوردند.

موسی (علیه السلام) سئوال کرد حکایت تو با این پیرزن چگونه است؟

عرض کرد: این پیرزن مادر من است، چون وضع مادی ام خوب نیست که کنیزی برایش بخرم خودم او را خدمت می کنم.

پرسید: آن کلماتی که به زبان جاری می کرد چه بود؟

گفت: هر وقت او را شستشو می دهم و غذا به او می خورانم می گوید: خدا
ترا ببخشد و همنشین و هم درجه حضرت موسی (علیه السلام) در بهشت کند موسی (علیه السلام) فرمود: ای جوان بشارت می دهم به تو که خداوند دعای او را درباره ات مستجاب گردانیده است، جبرئیل به من خبر داد که در بهشت تو همنشین من هستی.[12]

چرا ازدواجها کمتر شده ؟

چندان نیازی به آمار و ارقام نیست. همین که به اطراف‌تان نگاه کنید، می‌بینید که تعداد پسران مجرد نسبت به نسل قبل چند برابر شده است. این موضوع را سازمان جوانان هم تایید می‌کند و به گزارش روزنامه هفت‌صبح، با توجه به نتایج یک نظرسنجي در شهر تهران می‌گوید، پسرها اشتیاق چندانی برای ازدواج ندارند. این نظرسنجی که با هدف بررسی عوامل موثر بر تاخير ازدواج از منظر جوانان انجام شد، نشان داد که 49/5 درصد پسران 15 تا 29 ساله مجرد اصلا شرايط خود را براي ازدواج مناسب نمي‌بينند اما از ميان دختران همين سال، تنها 22/3 درصد براي ازدواج آمادگي ندارند. به بهانه این آمارها با دکتر افسر افشار نادری گفت‌وگو کردیم تا از تحلیل این جامعه شناس با خبر شویم.

52/6 درصد از دختران به خاطر ادامه تحصیل ازدواج نمی‌کنند

دلایلی که جوانان را در بستن پیمان مشترک منصرف می‌کند کم نیستند، اما این نظرسنجی نشان می‌دهد قصد ادامه تحصیل، یکی از اصلی‌ترین این دلایل است. یافته‌ها نشان می‌دهد 52/6 درصد از دختران و 44/8 درصد از پسران ترجیح می‌دهند به جای ازدواج، درس‌شان را ادامه دهند. افزايش سطح تحصيلي دختران نسبت به پسران هم به نظر 74/4 درصد دختران و 40درصد پسران در کاهش آمار ازدواج تاثيرگذار است.

نمی‌توان عوامل دیگر را فراموش کرد و تنها تمایل به ادامه تحصیل را در این زمینه موثر دانست. در بسیاری موارد، تمایل افراد، به ویژه دختران به ادامه تحصیل ناشی از بیکاری است و بسیاری از پسر‌ها هم برای به‌دست آوردن شأن اجتماعی بالاتر به تحصیلات رو می‌آورند. خیلی از دخترها تحصیل را به عنوان یک سرگرمی و راهی برای ورود به جامعه می‌بینند و پسرها هم گمان می‌کنند که با بالاتر بردن پایگاه اجتماعی‌شان، برای داشتن یک ازدواج موفق امکان بیشتری را پیدا می‌کنند.

91/8 درصد پسران به خاطر نداشتن شغل مناسب ازدواج نمی‌کنند

بر کسی پنهان نیست که نگرانی‌های اقتصادی بیشتر از هر دلیل دیگری جوانان را به مجرد ماندن ترغیب می‌کند. از هزینه‌های سرسام آور اجاره‌خانه گرفته تا فراهم کردن مقدمات یک جشن عروسی و به‌جا آوردن رسوم، همه و همه در منصرف کردن جوانان از ازدواج نقش دارند. طبق اين نظرسنجي، يافتن شغل مناسب به نظر 89/9 درصد دختران و 91/8 درصد پسران، انتظار جهت دستيابي به امكانات رفاهي براي شروع زندگي مشترك از نظر 81/5 درصد دختران و 83/6 درصد پسران، اشتغال زنان نيز از نظر 78/4 درصد دختران و 41/6 درصد پسران تاثير زيادي دارد. همچنين به نظر 52/2 درصد دختران و 44/9درصد پسران كسب درآمد توسط زنان و بي‌نيازي آنها از مردان در افزايش سن ازدواج جوانان تاثير بسيار زيادي در تاخير سن ازدواج دارد.

می‌توان مشکلات اقتصادی و معیشتی را به عنوان عامل اصلی دوری جوانان از ازدواج در نظر گرفت. در کشور ما با وجود سنت‌های بسیاری که بار مالی زیادی را بر دوش خانواده‌ها می‌گذارند، اقدام برای ازدواج نیازمند پشتوانه مالی بزرگی است و این موضوع باعث طفره رفتن جوانان از این تصمیم می‌شود. سنت‌هایی مثل جهیزیه کامل، هدیه‌های سنگین برای مناسبت‌های مختلف و بسیاری موارد دیگر، به 2 جوان که پشتوانه مالی قوی ندارند اجازه تصمیم‌گیری در این مورد را نمی‌دهد. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها هم امکان تحمل چنین بار مالی سنگینی را ندارند و برای ازدواج فرزندانشان پیش‌قدم نمی‌شوند.

45درصد دخترها برای شرایط ازدواج‌سختگيري می‌‌کنند

ميزان سختگيري پاسخگويان براي انتخاب همسر در پسرها از دختران بيشتر است. نتايج ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد درحالی كه تنها 45درصد دخترها سختگيري بسيار زيادی برای شرایط ازدواج دارند اما حساسیت پسرها هم کم نیست و 53/1 درصد آنها دنبال شرایط ایده‌آلی برای ازدواج هستند.

یکی از علت‌های کم شدن آمار ازدواج در جامعه ما، روابط آزاد خارج از محدوده ازدواج است. دکتر افشار نادری با بیان این مطلب می‌گوید:« زمانی که پسرها به سادگی به چنین روابطی دسترسی دارند، انگیزه چندانی برای تشکیل خانواده برایشان باقی نمی‌ماند. پسرهایی که از این طریق خود را از نظر عاطفی ارضا می‌کنند، دیگر دلیلی نمی‌بینند که برای ساختن یک زندگی خود را به دردسر بیندازند و از زیر بار مسئولیت‌هایی که فرهنگ بر دوش‌شان می‌گذارد، فرار می‌کنند.»

فقط 6/5 درصد پسرها شرايطشان را براي ازدواج مناسب می‌دانند

27/5 درصد دختران و 49/5 درصد پسران اصلا شرايط خود را براي ازدواج مناسب نمی‌بینند و فقط 22/3 درصد دختران و 6/5 درصد از پسران شرايط خود را به ميزان زياد و بسيار زياد براي ازدواج مناسب دانسته‌اند.

در شرایط فعلی تنها در موارد اندکی می‌بینیم که هر دو طرف شاغل هستند و در اغلب موارد تنها یکی از 2نفر، شغلی با درآمد قابل قبول دارد. از آنجا که در فرهنگ ما برعهده گرفتن مسئولیت‌های مالی توسط زنان چندان شایسته تلقی نمی‌شود، پسرانی که درآمدی ندارند، نمی‌توانند تصمیمی برای تشکیل خانواده بگیرند. درست است که پسران شاغل در شرایط فعلی کم نیستند. اما با وجود هزینه‌های بالای زندگی، یک کار ساده با درآمد ناچیز نمی‌تواند هزینه‌های سنگین زندگی را پاسخگو باشد و از عهده مخارج سنگین یک زندگی بربیاید.

20/8 درصد دختران، عروسی رؤیایی می‌خواهند

نحوه برگزاري مراسم ازدواج هم از مواردی است که نمی‌گذارد این پیمان به راحتی بسته شود. این بار دختران هستند که مانع می‌تراشند و از آرزوهای کودکی‌شان نمی‌گذرند. بر اساس آمار‌ها تنها 40/3 درصد از دختران حاضرند با یک عروسی ساده به خانه بخت بروند، درحالی‌که 43/2 درصد از پسران اهمیتی به یک عروسی مجلل نمی‌دهند. ميزان تمايل به انجام مراسم عروسي در يك سالن مجلل يا در يك هتل يا باشگاه درجه يك هم در دختران 20/8 درصد است و در پسران 15/2 درصد است.

بعضی از تجملات نادرستی که در فرهنگ ما نهادینه شده‌اند، مانع از تشکیل یک زندگی آرام می‌شوند. شاید اگر خود خانواده‌ها در این زمینه آگاهی پیدا کنند آمار ازدواج روزبه‌روز بالاتر برود.

مسئولان باید با ایجاد کار برای جوانان، یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌ها را حل کنند. از طرف دیگر اگر دولت بتواند مسکن‌هایی را با شرایط ویژه به جوانان واگذار کند، مطمئنا شاهد آمار بسیار بالاتری در زمینه ازدواج خواهیم بود. گام بعدی فرهنگ‌سازی است؛ با از بین بردن تجملات و فرهنگ سازی درست در میان جوانان، می‌توانیم مشکل را حل کنیم.

معيارهاي ازدواج موفق چيست؟

به گفته رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي راهبردي وزارت ورزش و جوانان، نتايج مربوط به معيارهاي پاسخگويان از ازدواج موفق نشان مي‌دهد تفاهم و درك متقابل، شرايط مالي مناسب و صداقت به ترتيب از مهم‌ترين معيارهاي موردنظر پاسخگويان محسوب مي‌شود و از بين معيارهاي عنوان شده براي ازدواج در اين طرح در بين دختران و پسران به ترتيب 3مورد اخلاق و رفتار، همفكر و هم عقيده بودن و هم ترازي فرهنگي خانواده‌ها از مهم‌ترین عوامل بوده‌اند.

همه این عوامل را می‌توان به عنوان فاکتور‌های دخالت کننده در ازدواج و موفقیت آن بررسی کرد اما همانطور که گفته شد، در شرایط فعلی، عامل اقتصاد از مهم‌ترین دلایلی است که تشکیل یک زندگی و دوامش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با فرهنگ سازی و تغییر نگاه جوانان نسبت به شرایط تشکیل خانواده هم می‌توان قدم بسیار موثری در این زمینه برداشت.

جوانان تا 27 سالگی مجرد می‌مانند

به گفته دكتر مطلق، رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، در گذشته ميانگين سن ازدواج 21 سال بوده، اما امروزه به‌طورمیانگین جوانان تا 27 سالگی مجرد می‌مانند.

دكترمطلق پیش از این با بيان اينكه سن بارداري در كشور حدود 8 تا 10 سال افزايش پيدا كرده است، گفته بود: «بهترين شرايط براي بارداري زنان در 20 تا 30 سالگي است و كشورهاي غربي بهترين سن باروري را 25سال اعلام كرده‌اند.» او در شرایطی این موضوع را بیان کرده بود که به دلیل بالا رفتن آمار ازدواج فاصله فرزندآوري پس از ازدواج هم بسيار طولاني شده است.

زوجی که در سن بالاتری ازدواج می‌کنند، فرزندان کمتری خواهند داشت و انعطاف خود را برای کنارآمدن با سختی‌های زندگی از دست می‌دهند. شاید در برخی موارد با بالا رفتن سن، نگرش زوج‌ها منطقی‌تر شود، اما گذشته از رشد این منطق، سختگیری‌های بی‌مورد هم از مواردی هستند که با بالا رفتن سن ازدواج به این مسیر راه پیدا می‌کنند. خانواده ها باید اندکی سنت‌های پرهزینه را کنار بگذارند و به جوانانشان آگاهی لازم را داده و آنها را در این مسیر حمایت کنند.
نظر نویسنده وبلاگ : متاسفانه در حال حاظر 90 درصد جوانان به خصوص دخترها عقلشان در چشمشان است اگر پسری مشکل " مالی " جسمی " و یا مشکلی که قابل اغماز باشد داشته باشد ان را بسیار بزرگ میبینند بدون دیدن دیگر ویزگی ها و برتری هایشان و متاسفانه " ظاهر " تیپ " پولدار بودن را میبینند و چون ازدواجشان عاشقانه بوده نه عاقلانه زندگی نا موفقی خواهند داشت و کار به جدایی میکشد . عامل دیگر خانواده ها با سخت گیری بی مورد وافکار قدیمی وسخت گیرانه ای است که دارند و نمی گذارند که حتی اگر خود دختر هم قصد ازدواج با پسری را که گفتم داشته باشد به خواسته اش برسد ایمان قوی در دختر ها و خانواده هایشان نیز باعث ازدواج موفق انان میشود چون ایمان باعث میشود ما دقیقتر کیس مورد نظر را مورد ارزیابی قرار داده وسطحی نگر نباشیم و با دیدن معایب مزایا و توانایی های طرف مقابل را رادر نطر بگیریم . در پایان میتوان زندگی موفق استفان هاوکینگ را الگو قرار بدیم . به امید درس اموزی و عبرت شما عزیزان از این نوشته ها . با ارزوی خوشبختی همه شما عزیزان .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بدیهی است که نه در عالم ماده و نه در عالم معنا هیچ پدیده‌ای بدون علت حادث نمی‌گردد و ما باید ببنیم که ریشه‌های رشد یا هبوط، گشایش یا مشکل و معضل، هدایت یا اعوجاج ایجاد شده در رفتارهای شخصی و اجتماعی ما به خاطر رعایت احکام الهی در اسلام است و یا به خاطر کنار گذاشتن آن و فرهنگ التقاطی؟! به عنوان مثال به چند انحطاط فرهنگی و اعوجاج رفتاری که متأسفانه تا حدودی عمومیت نیز یافته است و سبب مشکلات ازدواج شده اشاره می‌گردد:

الف – فرمود: لقمه حلال بخورید و از لقمه‌ی [مادی و معنوی] حرام یا شبهه‌ناک بپرهیزید که در تربیت و همه‌ی رفتارهای شما تأثیر سوء می‌گذارد. اما بسیاری به کم‌کاری، کم‌فروشی، گرانفروشی، پارتی‌بازی، رانت‌خواری و بدتر از همه «رشوه» رو آوردند و حقوق یک دیگر و مردم را ضایع کردند! چند خانه و ساختمان می‌شناسید که بدون رشوه ساخته شده باشد؟ چقدر از ثبت نام در مدارس نیز با پارتی‌بازی است؟ مشاغل دولتی و غیر دولتی نیز همین‌طور و...؟

ب – فرمود: فرزندان خود را از همان کودکی با خدا آشنا کنید، با دین و احکام آشنا کنید و به حرام عادت ندهید و ...! ما چه کردیم؟ اگر بگویند دختر 7 ساله را با قرآن، نماز و حجاب آشنا کنید، می‌گویند: ای بابا زود است و دلش می‌گیرد، اما او را با انواع رقص‌ها در مجالس آشنا می‌کنند و نمی‌گویند: روح و روانش می‌گیرد و سیاه می‌شود. بچه را از سه سالگی که فارسی هم بلد نیست، با انگلیسی، شنا و پیانو آشنا می‌کنند، اما تا نوجوانی نیز به نماز او توجهی ندارد.

ج – فرمود: فرزندان خود را در همان سنین نوجوانی که ابتدای شکوفایی غریزه‌ی جنسی آنهاست متأهل کنید؛ گفتند وا! این که هنوز بچه است و این ظلم است. اما آشنایی او با سکس به گونه‌ی تحریک آمیز و حرام (عکس، فیلم، فضای مجازی و ...) را اقتضای طبیعی سنّ خواندند و استمناء یا اتخاذ دوست دختر و پسر (حتی در سنین راهنمایی و دبیرستان) را بدیهی شمردند.

د – فرمود: به ویژه دختران، زودتر شوهر کنند، چرا که زودتر آمادگی و میل دارند و باید نیازهای جسمی، روانی و روحی‌شان سرکوب نشود. گفتند تا 18 سالگی که هنوز بچه است (هر چند چندین دوست پسر گرفته باشد و یا این که سالم و مؤمنه و عفیف باقی مانده باشد)، بعد گفتند دانشگاه مهم‌تر از ازدواج است. دختر کارشناسی را در 24 سالگی گرفت، گفتند: ادامه تحصیل بهتر است و خلاصه به سن 26 و 28 و 30 که رسید، ارشد یا دکترا را گرفت، اما دیگر خواستگار نداشت.

ﻫ – فرمود: ازدواج را آسان بگیرید، والدین کمک کنند، ازدواج رابطه‌ای شیرین و سهل است. اما چه شد؟! فرمود: مهریه‌ی ضامن زندگی یا خرید و فروش و معامله نیست، بلکه هدیه‌ای برای همان «مهر و محبت» است، گفتند: خیر باید یک سرمایه باشد – فرمود: جهیزیه ملزومات اولیه و ساده زندگی است که دختر با خود به خانه‌ی جدیدش می‌آورد، گفتند: سرویس طلا و جواهر، سرویس خواب، سرویس آشپزخانه، سرویس حمام، سرویس اتاق میهمان، وسایل برقی و آن هم الزاماً خارجی، حتی تا چرخ گوشت و آب میوه‌گیری و آن هم از یک برند معروف خارجی [اگر چه عمراً کسی در خانه‌اش گوشت چرخ نمی‌کند] و ... .

و – فرمود: جوان (به ویژه شوهر)، همین قدر که مورد پسند ظاهری باشد، سالم باشد، به نسبت خود مؤمن باشد، خانواده‌ی خوب داشته باشد، اخلاق داشته باشد و ... کافیست. گفتند: خیر؛ بلکه باید خانه داشته باشد، خودرو داشته باشد، شغل ثابت و آن هم پر درآمد داشته باشد، تیپ امروزی داشته باشد، اهل صفا سیتی داخلی و خارجی باشد ...؛ اسم مؤمن را دُگم گذاشتند و گفتند مبادا دگم و متعصب و امّل باشد؟!

ز – فرمود: دختران مثل اعراب جاهلیت خود را در انظار عمومی آرایش نکنند و جاذبه‌های جنسی خود را به رایگان در بازار نگاه‌های شهوت‌آلود عرضه نکنند، حجاب را رعایت کنند که برای خوب بودن، خوب شناخته شدن و امنیت روحی، روانی، جسمی، فردی و اجتماعی خودشان بهتر است. اما متأسفانه وضعیت این است که می‌بینیم!

دختر یا زن جوان در گرمای بالای 40 درجه، در ساعت میانی روز، برای خرید سیب‌زمینی و پیاز یا رفتن به تحصیل یا کمی گردش و تفریح در پارک و ... در آمده، اما چنان رُژ و ریمل زده و چنان لباس تنگ و بدن نما پوشیده که گویی شب زفاف است و به حجله‌ی شوهرش می‌رود! و هیچ دقت نمی‌کند آن مدلی که در شو دیده بود، در شو یا روی پیست و آن برای یک هنرپیشه یا رقاص بود، نه مردم عادی در صف اتوبوس. محال است یک چنین آرایش‌هایی که اینجا عمومی شده است را در خیابان‌های پاریس یا لندن، ببینید.

هنر پسر جوان این شده که شلوار تنگ و فاق کوتاه بپوشد و پشت خود را با شورتی کش‌دار و مارک‌دار به نمایش دل به هم زن عموم بگذارد و تا کسی رد شد، حتماً به بهانه‌ای تا کمر خم نیز بگردد... – بدیهی است که حتی خود این جوانان یک دیگر را برای ازدواج مناسب نخواهند دید.

ح – فرمود: مردان و زنان، چشم خود را از نگاه به نامحرم فرو بندند. اما نمایش خود از یک سو و نگاه شهوت‌آلود از سوی دیگر، به یک تفریح رایگان و آسان مبدل شده است و با توجه به رشد تکنولوژی، اوقات فراغت در منزل نیز به نگاه به فیلم و عکس مستهجن و تحریک خود می‌گذرد.

ط – فرمود: ازدواج موقت، یکی از بهترین راه‌های ارضای غرایز به شکل سالم و طبیعی و مشروع است که ضامن ایمان، اخلاق، حقوق طرفین، نظم اجتماعی و امنیت فردی و اجتماعی است، بسیار ساده است و حتی عاقد و شاهد هم نمی‌خواهد – اما چنان ضد تبلیغی در اذهان عمومی راه انداختند که رابطه نامشروع و زنا را «معروف» و نمود روشنفکری، آزادی جنسی و ... شمردند و ازدواج موقت را «منکر» و حتی خطرناک القا کردند.

ملاحظه:

این فشاری که نوجوان، جوان و اقشار مختلف سنّی احساس و درک می‌کنند، فقط فشار شهوت زود گذر است، در حالی که اگر توجه کنند، شدت و عواقب سوء و فشار تعطیل عقل سلیم، قلب نورانی و مؤمن، فکر باز و با بصیرت و ... در زندگی مردم به مراتب بیشتر است که بی‌توجهی به آنها بسیار زود تأثیرات خود را نشان می‌دهد.

پس، معضلات ایجاد شده، از فرهنگ التقاطی، رفتارهای ناهنجار فردی و اجتماعی و تقلیدهای کور کورانه است و نه از اسلام عزیز که احکامش را خداوند علیم، حکیم، خالق و رازق ابلاغ نموده است و بازگشت نیز به سوی اوست.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

قانون جامع حمایت از معلولین

لایحه جامع 66 ماده‌ای حمایت از حقوق معلولان منتشر شد

لایحه(برنامه) جامع 66 ماده‌ای حمایت از حقوق معلولان پس از 10 ساله وقفه در نهایت بازنگری و در هیأت وزیران به تصویب رسید که قرار است بخشی از این برنامه توسط دولت جهت اجرا به دستگاه‌ها ابلاغ شود.

خبرگزاری فارس: لایحه جامع 66 ماده‌ای حمایت از حقوق معلولان منتشر شد

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس، لایحه(برنامه) جامع 66 ماده‌ای حمایت از حقوق افراد معلول پس از توقف ده ساله با 11فصل در هیات وزیران به تصویب رسید و بخش هایی از آن برای تبدیل شدن به قانون طی لایحه‌ای به مجلس شورای اسلامی می‌رود تا پس از تصویب اجرایی شود.

به اعتقاد انوشیروان محسنی بندپی اجرای صحیح و بند به بند برنامه جامع حمایت از حقوق معلولان می‌تواند بخش مهمی از مشکلات معلولان را در حوز‌ه‌های مختلف بر طرف سازد.

وی امیدوار است که بخش مهمی از این برنامه به صورت بخشنامه از سوی دولت به دستگاه‌ها حهت اجرا ابلاغ شود و بخش دیگر هم با تصویب در مجلس به قانون تبدیل شود.

به گزارش فارس متن برنامه 66 ماده‌ای جامع حمایت از حقوق معلولان به شرح ذیل است:

فصل اول - کلیات

ماده 1- تعاریف:

الف- فرد دارای معلولیت: در این قانون به کسی اطلاق می‌گردد که براساس طبقه‌بندی‌های بین‌المللی انواع معلولیت با تأیید کمیسیون پزشکی - توانبخشی نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و آسیب جسمی، حسی، ذهنی و روانی و یا توأم ، با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیت‌های روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.

تبصره - چگونگی تشکیل کمیسیون‌های پزشکی- توانبخشی تعیین نوع و شدت معلولیت و صدور کارت هوشمند معلولیت برای فرد دارای معلولیت، براساس آیین‌نامه‌ای خواهد بود که حداکثر 3 ماه پس از تصویب این قانون، توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با همکاری وزارتخانه‌های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت کشور تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ب- وزارت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

پ- سازمان: سازمان بهزیستی کشور

ت- دستگاه‌های مشمول: کلیه دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری، قوه قضائیه، قوه مقننه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان و سازمان‌ها و مؤسسات وابسته و تابعه آنها و کلیه سازمان‌ها و شرکت‌هایی که به نحوی از انحاء از بودجه عمومی کشور استفاده می‌کنند و یا قسمتی از بودجه آنها توسط دولت تأمین می‌گردد.

فصل دوم - مناسب‌سازی،‌ دسترسی‌پذیری و تردد و تحرک

ماده 2- کلیه دستگاه‌های مشمول مکلفند ضمن رعایت کلیه ضوابط و استانداردهای دسترس‌پذیری ساختمان‌ها و تأسیسات برای افراد دارای معلولیت در طرح‌های آتی و در دست تهیه خود، ساختمان و تأسیسات فعلی تحت پوشش خود را براساس برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری معین و با پیش‌بینی بودجه مشخص سالانه،‌ تا افق 1404 مناسب‌سازی کنند.

ماده 3- شهرداری‌ها مکلفند از صدور پروانه احداث، بازسازی و یا پایان کار برای ساختمان‌ها و اماکن با کاربری عمومی از جمله مجتمع‌های اداری،‌ درمانی و آموزشی که ضوابط و استانداردهای مصوب دسترس‌پذیری افراد دارای معلولیت را رعایت نکرده باشند، خودداری و در احداث و بازسازی معابر عمومی مناسب‌سازی نمایند.

ماده 4- دستگاه‌های متولی صدور مجوز، مکلفند رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت و استانداردهای مناسب‌سازی را در شرایط و الزامات صدور مجوز لحاظ نمایند.

ماده 5- وزارت راه و شهرسازی موظف است در کلیه طرح‌های آماده‌سازی و اجرای مجتمع‌های مسکونی به صورت انبوه و نیز طراحی و اجرای شهرهای جدید، ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری برای افراد دارای معلولیت را رعایت نمایند.

ماده 6- به منظور سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی اجرایی، نظارت بر امر مناسب‌سازی و ایجاد بانک جامع اطلاعات مناسب‌سازی در کشور، ستاد هماهنگی مناسب‌سازی کشور به ریاست وزیر کشور ایجاد می‌شود. ترکیب اعضا و شرح وظایف ستاد یاد شده و نحوه نظارت و پیگیری مناسب‌سازی طبق آیین‌نامه‌ای است که بنا به پیشنهاد وزارت کشور با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی و وزارت ظرف 3 ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده 7- وزارتخانه‌های راه و شهرسازی و کشور و شهرداری‌ها موظفند حذف مورد نسبت به مناسب‌سازی و دسترس‌پذیری کلیه پایانه‌ها، ایستگاه‌ها، تأسیسات سامانه‌ها و ناوگان حمل و نقل درون شهری و برون شهری منطبق با استانداردهای بین‌المللی دسترس‌پذیری سامانه‌های حمل و نقل عمومی برای دسترسی افراد دارای معلولیت اقدام و امکان بهره‌مندی این افراد از ناوگان حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی را فراهم نمایند و کارکنان خود را جهت همیاری علمی و صحیح با مسافرین دارای معلولیت، آموزش دهند.

تبصره 1- شهرداری‌های مکلفند جهت امکان‌پذیری تردد افراد دارای معلولیت شدید، سامانه‌های حمل و نقل ویژه افراد دارای معلولیت را با تجهیز ناوگان خودروهای مناسب‌سازی شده ایجاد نمایند. دولت مکلف است در ایجاد این سامانه‌ها به شهرداری‌های فاقد اعتبارات لازم، کمک نماید.

تبصره 2- استفاده افراد دارای معلولیت‌های شدید از سامانه‌های حمل و نقل ریلی و اتوبوسرانی درون شهری دولتی رایگان و استفاده این افراد از سامانه‌های برون‌شهری ریلی، هوایی و دریایی دولتی نیم‌بها است.

(برای بخش غیردولتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است نسبت به پیش‌بینی اعتبارات لازم در لوایح بودجه سالانه اقدام نماید).

ماده 8- وزارت مکلف است تسهیلات لازم برای مناسب‌سازی برای خودروهای افراد دارای معلولیت تحت پوشش بهزیستی کشور را تأمین نماید.

فصل سوم - خدمات بهداشتی، درمانی و توانبخشی

ماده 9- وزارت مکلف است پوشش بیمه سلامت افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان را به گونه‌ای تأمین نماید که شامل خدمات توانبخشی-پزشکی مورد نیاز این افراد باشد.

ماده 10- سازمان مکلف است وسایل و تجهیزات توانبخشی و فناوری‌های کمک‌ زیستی تسهیل‌کننده زندگی افراد دارای معلولیت را با رعایت استانداردهای لازم و با اولویت تأمین از تولیدات داخلی با بهای مناسب و منطبق با توان خرید مصرف‌کنندگان، در اختیار آنها قرار دهد.

ماده 11- سازمان مکلف است نسبت به حمایت از نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت به ویژه افراد دارای معلولیت‌های اعصاب و روان، کم‌توان ذهنی، جسمی-حرکتی شدید و افراد دچار معلولیت‌های چندگانه در کانون خانواده از طریق ارائه خدمات آموزشی و مشاوره‌ای به خانواده‌ها به منظور همیاری صحیح آنان با افراد دارای معلولیت و پرداخت حق پرستاری یا مددکاری به سرپرست، همسر یا قیم این افراد اقدام نماید.

میزان این کمک متناسب با نوع و شدت معلولیت فرد دارای معلولیت، تعداد این افراد در هر خانواده و بر اساس هزینه‌های متعارف نگهداری و مراقبت از افراد دارای معلولیت و متناسب با تورم، تعیین و پرداخت می‌شود.

تبصره- اعتبارات مورد نیاز اجرای این ماده هر ساله توسط وزارت با هماهنگی معاونت برنامه‌ریز و نظارت راهبردی رئیس جمهور پیش‌بینی و در بودجه سالانه سازمان کشور منظور می‌شود.

فصل چهارم- امور ورزشی، فرهنگی، هنری و آموزشی

ماده 12- وزارتخانه‌های ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلفند با هماهنگی معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور نسبت به اختصاص سهم عادلانه و متناسب افراد دارای معلولیت و کمک هزینه به بخش عمومی غیردولتی ارائه‌دهنده خدمات ورزشی به افراد دارای معلولیت از بودجه ورزش و امور فرهنگی، هنری و تفریحی کشور اقدام نمایند.

ماده 13- وزارت ورزش و جوانان مکلف است با اولویت طراحی فراگیر اماکن و تأسیسات ورزشی در کنار سایر افراد، نسبت به توسعه مراکز و تأسیسات ورزشی اختصاصی فعالیت‌های ورزشی و حمایت از مسابقات و جشنواره‌های ورزشی افراد یاد شده اقدام نماید.

ماده 14- استفاده افراد دارای معلولیت از مراکز، تأسیسات و خدمات ورزشی دولتی و شهرداری‌های کشور با اولویت کارکنان متبوع، رایگان است.

ماده 15- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است به منظور استفاده برابر حقوق نابینایان و ناشنوایان از محصولات تصویری با تخصیص اعتبارات لازم از تولید فناوری (توصیف تصاویر) فیلم‌ها برای افراد نابینا و زیرنویس این محصولات برای افراد ناشنوا و نیز تجهیز سالن‌های نمایش به فناوری‌های کمکی مذکور حمایت به عمل آورد.

ماده 16- سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مکلف است با پیش‌بینی منابع مالی مورد نیاز نسبت به تدوین و ابلاغ سیاست‌های حمایتی و اجرایی توسعه تورهای گردشگری برای افراد دارای معلولیت اقدام نمایند.

ماده 17- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است از محل اعتبارات مصوب سالانه خود، بودجه مورد نیاز تولید و انتشار کتب و نشریات بریل، گویا، چاپ درشت و قالب‌های الکترونیک برای افراد نابینا و کم‌بینا و چاپ و انتشار کتب و نشریات تخصصی مورد نیاز افراد دارای معلولیت و هم چنین ایجاد پایگاه‌های اطلاع‌رسانی تخصصی این افراد را تخصیص دهد. هم چنین وزارت مذکور موظف است ضمن رعایت حقوق مالکیت معنوی ناشرین، با اتخاذ تدابیر تشویقی، ناشرین را به در دسترس نهادن نسخ الکترونیکی آثار خود جهت استفاده نابینایان و کم‌بینایان ترغیب نماید.

ماده 18- مراجع نشر قوانین، مقررات، بخشنامه‌ها،‌دستورالعمل‌ها و اقدامات و تصمیمات قوای سه گانه و نهادهای عمومی مکلفند موارد یاد شده را حداقل در یکی از اشکال بریل، گویا، چاپ درشت یا قالب‌های الکترونیکی در دسترس افراد دارای معلولیت قرار دهند.

ماده 19- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است استانداردهای دسترس‌پذیری به دیدارگاه‌های مجازی را برای فناوری‌های کمکی نابینایان و کم‌بینایان تدوین و بر رعایت آن از سوی دستگاه‌های اجرایی نظارت نماید.

ماده 20- سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش (سازمان آموزش و پرورش استثنایی) موظف است امکان دسترسی برابر و بدون تبعیض کودکان دارای معلولیت به مراکز آموزشی پیش‌دبستانی و مهدکودک‌ها در کنار همسالان فاقد معلولیت آنان را فراهم نماید. همچنین امکان آموزش کودکان زیر 6 سال دارای معلولیت‌های شدید و حاد یادگیری، کم‌توان ذهنی و معلولیت‌های چندگانه که امکان آموزش در مراکز آموزش تلفیقی را ندارند، در مراکز خاص آموزشی از طریق حمایت از بخش غیردولتی یا رأساً فراهم نمایند.

تبصره- سازمان مکلف است نسبت به پرداخت کمک هزینه آموزش کودکان دارای معلولیت در مهد‌های کودک و مراکز آموزش پیش‌دبستانی اقدام نماید. میزان کمک هزینه مذکور هر سال توسط کارگروهی متشکل از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تعیین و اعتبارات مورد نیاز آن در بودجه سالانه سازمان منظور می‌شود.

ماده 21- وزارت آموزش و پرورش مکلف است تا با ایجاد بستر لازم، امکان تحصیل رایگان دانش‌آموزان معلول از مقطع ابتدایی تا پایان مقطع آموزش متوسطه، هنرستان و کار و دانش، در مدارس عادی و در کنار دانش‌‌آموزان فاقد معلولیت فراهم نماید.

ماده 22- وزارت آموزش و پرورش مکلف است امکان تحصیل رایگان دانش‌آموزان دارای معلولیت جسمی را که براساس تشخیص کارشناسان ارزیاب سازمان آموزش و پرورش استثنایی بر اثر نوع و شدت معلولیت یا مواجه با معلولیت‌های چندگانه، قادر به تحصیل در محیط‌های آموزش عادی نیستند در مراکز آموزش استثنایی دولتی تأمین نماید.

ماده 23- سازمان آموزش و پرورش استنثایی کشور مکلف است کلیه پشتیبانی‌های تخصصی از دانش‌آموزان دارای معلولیت از جمله تأمین معلمین رابط، وسایل کمک آموزشی متناسب با معلولیت‌ هر دانش‌آموز و تأمین منابع آموزشی قابل استفاده دانش‌آموزان دارای معلولیت حسی را تأمین نماید.

ماده 24- سازمان مکلف است خدمات و وسایل توانبخشی مورد نیاز کودکان دارای معلولیت را از بدو بروز معلولیت کودک، در اختیار آنان قرار دهد.

ماده 25- وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان و مؤسسات وابسته به شهرداری‌ها و سایر مؤسسات دولتی، عمومی، غیردولتی مکلفند ضمن ایجاد فرصت‌های برابر بهره‌مندی کودکان و نوجوانان دارای معلولیت از خدمات و برنامه‌های پرورشی و فرهنگی خود، از تولید منابع آموزشی فوق برنامه، بازی‌های فکری، کتب و نشریات ویژه کودکان و نوجوانان در اشکال قابل دسترس برای کودکان و نوجوانان دارای معلولیت‌های حسی و همچین محصولات فرهنگی منطبق با نیازهای ویژه کودکان و نوجوانان دارای معلولیت، حمایت به عمل آورند.

ماده 26- افراد دارای معلولیت نیازمند واجد شرایط در سنین مختلف می‌توانند با معرفی سازمان از آموزش عالی رایگان در واحدهای آموزشی تابعه وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر دستگاه‌های دولتی و نیز دانشگاه آزاد اسلامی بهره‌مند گردند.

تبصره- آیین نامه اجرایی این ماده توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده 27- سازمان مکلف است با همکاری وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی تابع وسایل کمک‌آموزشی موردنیاز دانشجویان دارای معلولیت و تأمین منابع و مواد آموزشی دانشجویان دارای معلولیت‌های حسی در اشکال قابل استفاده این دانشجویان را تأمین نماید. اعتبار مورد نیاز این ماده در بودجه سالانه دستگاه‌های مربوطه پیش‌بینی خواهد شد.

ماده 28- تا زمان تحقق مطلوب روند مناسب‌سازی و دسترس‌پذیری ساختمان‌ها، تأسیسات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی مکلفند حداکثر تسهیلات و همیاری های لازم را جهت آموزش و پژوهش‌های دانشجویان دارای معلولیت، ارائه نمایند.

ماده 29- وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش، مکلفند حداکثر 6 ماه پس از ابلاغ این قانون دستورالعمل ارائه حمایت‌های جبرانی به دانشجویان دارای معلولیت را شامل ساماندهی چگونگی برگزاری امتحانات و آزمون‌ها، برخورداری آنان از دستیاران تحقیقاتی و پژوهشی (استفاده از کار دانشجویی) و چگونگی استفاده از امتیازات و تسهیلات رفاهی توسط دانشجویان دارای معلولیت تدوین و به کلیه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ابلاغ نمایند.

ماده 30- وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی ضمن نظارت بر جذب بدون تبعیض متخصصین دارای معلولیت در هیأت‌های علمی و پژوهشی با اعطای بورس‌های تحصیلی و مطالعاتی داخلی و خارج از کشور از ارتقاء سطح علمی افراد دارای معلولیت حمایت به عمل آورند.

ماده 31- یکی از فرزندان اولیایی که خود دارای معلولیت بوده (هر دو یا یکی از آنها دارای معلولیت باشد) و یا یکی از فرزندان آنها دارای معلولیت باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف می‌باشد.

ماده 32- مشمولانی که با معلولان اناث دارای معلولیت جسمی، حرکتی ازدواج کنند به صورت موقف از انجام خدمت دوره ضرورت معاف می‌شود و پس از گذشت 10 سال از استمرار ازدواج آنها، معافیت موقت به معافیت دائم تبدیل می‌شود.

فصل پنجم- کارآفرینی و اشتغال

ماده 33- وزارت مکلف است در قالب اعتبارات مصوب سازمان، صندوق فرصت‌های شغلی معلولان و مددجویان بهزیستی را ایجاد و اساسنامه آن را ظرف 3 ماه پس از ابلاغ این قانون به تصویب هیأت وزیران برساند.

ماده 34- کارفرمایان بخش غیردولتی که افراد دارای معلولیت جویای کار را در مراکز کسب و کار خود استخدام کنند با رعایت شرایط زیر از یارانه حقوق و دستمزد افراد دارای معلولیت شاغل استفاده خواهند کرد:

1- مدت قرارداد استخدامی کارفرما با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد.

2- حقوق و دستمزد فرد دارای معلولیت شاغل براساس مصوبات شورای عالی کار و سایر قوانین و مقررات مربوط به طور کامل از سوی کارفرما پرداخت شود.

3- سایر مزایای قانونی تصریح شده در قانون کار (مزایای رفاهی کارگران) به فرد دارای معلولیت شاغل پرداخت شود.

تبصره 1- منظور از فرد معلول جویای کار در این قانون، فرد معلولی است که توانایی انجام کار داشته و مهارت‌ها و آموزش های لازم برای اشتغال را کسب نموده باشد.

تبصره2- منظور از یارانه حقوق و دستمزد عبارت است از پرداخت حداکثر 50 درصد حقوق و دستمزد ماهانه فرد دارای معلولیت شاغل با توجه به نوع معلولیت از محل برنامه اعتباراتی که ذیل ردیف وزارت در قوانین بودجه سنواتی درج می‌گردد.

تبصره 3- یارانه حقوق و دستمزد برای هر فرد دارای معلولیت شاغل در بخش مزدبگیری غیردولتی تا 5 سال قابل پرداخت می‌باشد.

تبصره 4- آیین‌نامه اجرایی این ماده ظرف 3 ماه پس از تصویب این قانون توسط وزارت تهیه و به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

ماده 35- کارفرمایانی که در مراکز کسب و کار خود، افراد دارای معلولیت جویای کار را استخدام نمایند، مشروط بر آنکه مدت قرارداد استخدامی آنان با فرد دارای معلولیت شاغل حداقل یک سال باشد. با توجه به تعداد افراد دارای معلولیتی که استخدام کرده‌اند از مشوق‌های مالیاتی برخوردار و از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی در قبال افراد دارای معلولیت جذب شده معافند، همچنین افراد دارای معلولیتی که به صورت خوداشتغالی یا در کارگاه‌های اشتغال خانگی مشغول به کار می‌باشند حسب مورد از پرداخت حق بیمه سهم کارفرما یا خویش‌فرما معاف می‌شوند؛ حق بیمه سهم کارفرمایی یا خویش‌فرمایی این گونه افراد توسط دولت تأمین و پرداخت خواهد شد.

تبصره 1- آیین‌نامه اجرایی این ماده توسط وزارت با همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.

ماده 36- کارفرمایانی که افراد دارای معلولیت را جذب نمایند از سرانه وام خوداشتغالی براساس سیاست‌های هزینه‌ای شورای عالی اشتغال بهره‌مند خواهند شد.

تبصره- برخورداری از هر یک از امتیازات موضوع این ماده به تناسب شدت معلولیت و تعداد افراد دارای معلولیت به کار گرفته شده، در کارگروهی متشکل از وزارت و وزارت امور اقتصادی و دارایی و معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور تعیین خواهد شد.

ماده 37- کلیه دستگاه‌های مشمول مکلفند حداقل 5 درصد مجوزهای استخدامی نیروی انسانی خود را (رسمی، پیمانی، قرارداری و سایر عناوی مشابه) به افراد دارای معلولیت واجد شرایط و دارای توانمندی کار در پست‌های مشمول مجوزهای مذکور اختصاص دهند.

ماده 38- سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور مکلف است رأساً با جلب مشارکت بخش غیردولتی، اقدام به پذیرش کارآموزان دارای معلولیت نموده و از طریق مناسب‌سازی و توسعه مراکز موجود و یا تأسیس آموزشگاه‌ها و مراکز آموزش مهارت‌های فنی و حرفه‌ای افراد دارای معلولیت اقدام نموده و ضمن ارائه حمایت های لازم و تأمین تجهیزات تخصصی مهارت‌آموزی متناسب با شرایط کارآموزان دارای معلولیت، یارانه آموزش این افراد را در بودجه سنواتی خود منظور و پرداخت نماید.

همچنین این سازمان مکلف است به منظور تأمین کیفیت و بازدهی مطلوب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای افراد دارای معلولیت، با اخذ مشاوره‌های تخصصی سازمان و سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور استانداردها و نظام‌نامه جامع آموزش مهارت‌های فنی و حرفه‌ای کارآموزان دارای معلولیت را تدوین و به مراکز موضوع این ماده ابلاغ نماید.

ماده 39- وزارت مکلف است در راستای ایجاد اشتغال برای افراد دارای معلولیت و حفظ ایمنی این افراد حین کار، خدمات زیر را با همکاری سازمان‌های ذیربط ارائه دهد:‌

1- صدور مجوز ایجاد مراکز کاریابی، خدمات کارآفرینی و مشاوره‌های شغلی ویژه افراد دارای معلولیت.

2- ایجاد بانک اطلاعا جامع کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت.

3- طراحی، تدوین و تنظیم آیین‌نامه‌های حفاظت، ایمنی و بهداشت کار ویژه شاغلین دارای معلولیت با همکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

فصل ششم- مسکن

ماده 40- وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاه‌های دخیل در حمایت از ایجاد مسکن مکلفند متناسب با ارائه تسهیلات و اقدامات حمایتی از سازندگان واحدهای مسکونی اعم از انبوه‌سازان، تعاونی‌ها و بخش خصوصی، تعهد لازم برای اختصاص حداقل (10 درصد) واحدهای مسکونی احداثی به افراد دارای معلولیت فاقد مسکن ( با اولویت زوج‌های دارای معلولیت) به صورت ارزان قیمت و مناسب‌سازی شده با معرفی سازمان را توسط سازندگان مذکور اخذ و بر اجرای آن نظارت نمایند.

تبصره1- نظام بانکی کشور مکلف است تسهیلات اعتباری بلند مدت مسکن حمایتی موضوع این ماده را برای یک بار با نرخ سود 4% تأمین و به افراد دارای معلولیت تحت پوشش سازمان و یا تعاونی‌ها و مؤسسات خیریه مورد تأیید سازمان اختصاص دهد.

معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری اعتبار مورد نیاز جهت پرداخت ما به التفاوت نرخ سود 4 % و نرخ سود مصوب سیستم بانکی را بر اساس مطالبه سالانه بانک مرکزی در قانون بودجه سالانه منظور خواهد نمود.

ماده 41- سازمان ملی زمین ومسکن موظف است زمین مورد نیاز احداث واحدهای مسکونی افراد دارای معلولیت فاقد مسکن را به صورت اجاره بلند مدت (99 ساله) تهیه و در اختیار افراد مذکور و یا تعاونی‌ها و مؤسسات خیریه‌ای که برای آنان مسکن احداث می‌نمایند، قرار دهد.

ماده 42- افراد دارای معلولیت از پرداخت هزینه‌های صدور پروانه ساختمانی، آماده سازی زمین، عوارض نوسازی و هم‌چنین حق انشعابات آب، برق، گاز و دفع فاضلاب منطبق با الگوی مسکن مصوب شهری یا منطقه معاف می‌باشند.

تبصره1- استفاده از تسهیلات موضوع این ماده صرفاً برای یک بار مجاز است.

تبصره2- وزارت و وزارت راه و شهرسازی موظفند اعتبار موردنیاز موضوع این ماده را هر ساله به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور پیشنهاد، تا در قوانین بودجه سالانه پیش‌بینی شود.

فصل هفتم- فرهنگ سازی و ارتقای آگاهی‌های عمومی

ماده43- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظفند با همکاری سازمان نسبت به تولید برنامه‌های رادیویی، تلویزیونی و هنری در سطح ملی و استانی با موضوع ترویج نگرش صحیح اجتماعی در خصوص معلولیت و افراد دارای معلولیت و آموزش‌های پیشگیرانه از بروز معلولیت اقدام نمایند.

ماده44- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف نسبت به زیرنویسی فیلم‌ها و برنامه‌های شبکه‌های مختلف سیما، استفاده از رابط ناشنوایان و نیز پخش توصیف شنیداری فیلم‌ها جهت افراد نابینا اقدام نمایند.

ماده 45- وزارت آموزش و پرورش مکلف است جهت آشنایی دانش‌آموزان با حقوق و توانمندی‌های افراد دارای معلولیت دروسی را با محتوای آموزشی حقوق این افراد،‌ علائم و نمادهای انواع معلولیت و نشانه‌های شهری مربوط به افراد معلولیت را در محتوای آموزشی در مقاطع تحصیلی دانش‌آموزان پیش‌بینی نمایند.

ماده46- دستگاه‌‌های اجرایی مکلفند متناسب با موضوع فعالیت خود شیوه ارائه صحیح خدمات به افراد دارای معلولیت را با کسب نظر و مشاوره سازمان و تشکل‌های مردم نهاد افراد دارای معلولیت به کارکنان خود و با پیش‌بین بودجه لازم آموزش دهند.

ماده 47- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی شهرداری کشور و سایر سازمان‌ها و نهادهای دارنده سالن‌‌های نمایش فیلم، مکلفند بدون اخذ هزینه امکان نمایش تیزرهای آموزشی در خصوص حقوق افراد دارای معلولیت در اختیار سازمان‌های ذیربط قرار می‌گیرد.

فصل هشتم- حمایت‌های قضایی و تسهیلات مالیاتی

ماده 49- مراجع قضایی مکلفند هنگام نصب قیم برای افراد کم توان ذهنی و مبتلایان به بیماری‌های روانی مزمن نظر سازمان را اخذ کنند. در مواردی که فرد واجد شرایطی برای پذیرش قیومیت وجود نداشته باشد یا این سمت را نپذیرد داده مکلف است سازمان را به عنوان قیم تعیین کند.

ماده50- سازمان مکلف است در پرونده‌هایی که اعمال و اجرای این قانون و نیز کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت و مقررات دیگر حقوق جمعی این افراد تضییع شده است موضوع را تا حصول نتیجه پیگیری کنند.

ماده 51- سازمان مکلف است حسب درخواست فرد دارای معلولیت یا در مواقع مقتضی قیم وی در پرونده‌هایی که حق فرد دارای معلولیت به دلیل معلولیت(به تشخیص سازمان یاد شده) مورد تعرض قرار گرفته یا چنین ادعای مطرح است، در دادگاه مربوط شرکت نموده و به عنوان نماینده فرد دارای معلولیت با رعایت ماده 32 آیین دادرسی مدنی محسوب می‌شود.

ماده 52- کانون وکلای دادگستری و مرکز مشاوره قوه قضاییه مکلفند علاوه بر الزامات مندرج در قوانین مربوط موارد استفاده افراد دارای معلولیت از وکیل معاضدتی را به کلیه پرونده‌های مطروحه اینگونه افراد در مراجع قضایی یا شبه قضایی تعمیم دهند.

ماده 53- صد درصد از هزینه‌های اشخاص حقیقی و حقوقی در جهت احداث و تجهیز و توسعه و مناسب سازی کلیه مراکز توانبخشی، نگهداری و مراقبت، حرفه آموزی، آموزشی، کارآفرینی،‌ رفاهی و مسکن مورد نیاز افراد دارای معلولیت که مجوز فعالیت از سازمان را کسب نموده با گواهی سازمان به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی خواهد بود.

ماده 54- صد‌در صد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت خیلی شدید و هشتاد درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت شدید و شصت درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات افراد دارای معلولیت متوسط تا میزان و سقف سالانه مقرر از پرداخت مالیات معاف می‌باشند.

ماده 55- پنجاه درصد حقوق و مزایا یا دستمزد مشمول مالیات یکی از اولیاء افراد دارای معلولیت خیلی شدید مادامی که مسئولیت پرداخت هزینه‌های مترتب بر معلولیت فرد بر عهده اولیاست از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. گواهی تأیید نوع و شدت معلولیت افراد مشمول این ماده از سوی کمیسیون پزشکی تشخیص نوع و شدت معلولیت سازمان ارائه خواهد شد.

تبصره - آیین نامه اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت ظرف شش ماه از لازم‌الاجراء شدن قانون تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.

فصل نهم- معیشت و تسهیلات اداری

ماده 56- دولت موظف است کمک هزینه معیشت افراد دارای بسیار شدید و شدید فاقد شغل و درآمد را به میزان حداقل دستمزد سالانه تعیین و اعتبارات لازم را در بودجه سالانه خود منظور نماید تا از طریق سازمان بهزیستی کشور به افراد دارای معلولیت پرداخت شود.

الف- بانوان کارمند دارای معلولیت، بانوان کارمند همسر فرد دارای معلولیت و یا دارای فرزند دارای معلولیت، به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل (به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان)، از تسهیلات مقرر در قانون خدمت نیمه وقت بانوان و اصلاحات بعدی آن با استفاده از حقوق و مزایای کامل بهرمند خواهند شد و در صورتی که فرزند دارای معلولیت فاقد مادر باشد. پدر یا سرپرست قانونی وی و شاغلین مرد دارای همسر دارای معلولیت به شرط نگهداری فرد دارای معلولیت در منزل ( به تشخیص کمیسیون پزشکی سازمان)، با یک چهارم کسر ساعات کار هفتگی از حقوق و مزایای کامل استفاده خواهد نمود.

ماده 57- سازمان موظف است نسبت به ارائه خدمات مددکاری، مشاوره‌ای و مراقبتی به افراد دارای معلولیت به ویژه زوج‌های دارای معلولیت اقدام نماید.

ماده 58- دستگاه‌های مشمول مکلفند ساعات کار روزانه شاغلین دارای معلولیت‌های شدید و خیلی شدید را حداکثر دو ساعت در روز کاهش دهند.

تبصره- اعتبارات مورد نیاز جهت اجرای این ماده توسط سازمان هر ساله به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور جهت پیش‌بینی در بودجه سالانه اعلام خواهد شد.

فصل دوم- پیشگیری از بروز معلولیت

ماده59- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است با همکاری وزارت برنامه جامع پیشگیری و کاهش بروز معلولیت را تدوین و اجرا نماید.

ماده 60- وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی موظف است با همکاری وزرات، بسته‌های آموزشی پیشگیری از بروز معلولیت‌های قابل اجتناب را برای خانواده‌ها و سایر گروه‌ةای هدف اجتماعی تدوین کرده و به صورت رایگان در اختیار آنان قرار دهد. هم چنین این وزارتخانه مکلف است از طریق شبکه خانه‌های بهداشت، خانواده‌های ساکن روستا و مناطق دور افتاده را در این زمینه آموزش دهد.

ماده 61- سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است با همکاری سازمان نسبت به تولید و پخش آموزش های پیشگیری از بروز معلولیت اقدام نماید.

ماده 62- سازمان مکلف است، نسبت به آموزش پیشگیری‌های لازم به والدین دارای معلولیتی که نوع معلولیتی که نوع معلولیت آنان مبین احتمال بروز این معلولیت در فرزندان آن‌ةاست اقدام نماید.

فصل یازدهم- شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت

ماده 63- به منظور هماهنگی بین دستگاه‌های مشمول و در راستای فراهم شدن زمینه اجرای این قانون و نظارت بر حسن اجرای آن شورای هماهنگی امور افراد دارای معلولیت یا ترکیب زیر تشکیل می‌شود:

1- وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (رئیس شورا)

2- رئیس سازمان بهزیستی کشور (دبیر شورا)

3- وزیر راه و شهرسازی یا معاون ذیربط

4- وزیر آموزش و پرورش یا معاون ذیربط

5- وزیر علوم، تحقیقات و فن‌آوری یا معاون ذیربط

6- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا معاون ذیربط

7- وزیر صنعت، معدن و تجارت یا معاون ذیربط

8- وزیر کشور یا معاون ذیربط

9- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا معاون ذیربط

10- معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور یا معاون ذیربط

11- نماینده تام الاختیار رئیس قوه قضاییه

12- رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران یا معاون ذیربط

13- پنج نفر از نمایندگان افراد دارای معلولیت کشور به انتخاب شبکه‌های ملی تشکل مردم نهاد بر حسب گروه‌های اصلی افراد دارای معلولیت کشور (نابینایان، ناشنوایان، افراد دارای معلولیت جسمی- حرکتی، افراد کم توان ذهنی و مبتلایان به اختلالات روانی مزمن که تا زمان ایجاد شبکه‌های مذکور، انجمن‌های ذیربط عهده‌دار این وظیفه خواهند بود)

14- سه نفر از کارشناسان برجسته امور افراد دارای معلولیت کشور با معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی

روانشناسی شخصیتی افراد

به نام زیبا آفرین

هفت تکنیک کار امد برای ارتقا اعتماد به نفس :

1- بیش از اندازه مسائل در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید. پیش از این که اتفاقی بیفتد نگران خوب یا بد شدن آن نباشید.

2- خودتان را از شر نغ زدن و صداهای منفی درونی خلاص کنید.

3- زمانی که قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت به پایان رسانده اید.

4- فردی را پیدا کنید که در زمینه فعالیت شما متخصص است و از کارهای او الگو برداری کنید.

5- از خود بپرسید اگر اعتماد به نفس بالایی داشتم در این شرایط چه واکنشی از خودم نشان میدادم . چه احساسی داشتم. طرز تفکرم چگونه بود.

6- خودتان رادر اینده مجسم کنیدیعنی فکر کنید الان در زمانی به سر میبرید که به خواسته هایتان رسیده اید .

هشت نکته برای داشتن یک زندگی خوب :

1- صبح ها که از بیدار میشوید دستگاه عیب سنج و ایراد گیر وجودتان را از کار بیندازید .

2-در معادلات زندگی هیچ گاه منفی فکر نکنید .

3- هیچگاه در گره زدن دوستی پاره شده تعلل نکنید.

4-انتن هاس ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تننظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش میکند .

5- دلتان را تبدیل به یک اقیانوس ارام کنید نه یک مرداب نا چیز .

6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته داشته باشید قلبی مقابل سرد و گرم حوادث و ضربه های عاطفی مثل ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی رادرس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی.

8- همواره مصمم باسید تا با استفاده از جلا دهنده هایی چون دعا ونیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

نشانه های احتمالی برای تشخیص دروغگو :

1- حالت فیزیکی فرد محدود و خشک میشود. دستها حرکت چندانی ندارد. سرعت حرکت دست ها و پاها کندتر میشود.

2- کسی که دروغ می گوید از برخورد چشمی با شما اجتناب می کند .

3- دروغگو دستهای خود را به صورت گلو یا دهان میمالد لمس کردن یا خاراندن بینی یا پشت گوش هم اتفاق می افتد.

4- زمان حالات احساسی سرعت عادی خود را از دست میدهد ابراز احساسات باغ تاخیر مواجه می شود و ممکن است طولانی تر از حالت عادی ادامه پیداکند و بعد ناگهان متوقف شود .

5- زمان بین زست های احساسی و کلمات متناقض است مثلا وقتی کسی هدیه ای دریافت می کند می گوید خیلی دوستش دارم و بعد از گفتن جمله لبخند میزند فرد راستگو همزمان با گفتن جمله لبخند را نشان میدهد .

6- زست ها وحالات با بیانات لفظی سازگار نیست مثلا وقتی می گوید دوستت دارم اخم میکند . وقتی فرد قصد وانمود کردن حالتی دارد حالات او به حرکت دهان محدود میشود به جای اینکه کل چهره او را تحت تاثیر قرار بدهد مثلا وقتی کسی به حالت طبیعی میخندد این خنده روی کل صورت او اثر می گذارد .

7- فرد مرتکب دروغگویی حالت دفاعی به خود میگیرد فرد راستگو چنین حالتی ندارد .

8- فرد دروغگو در مواجه با فرد مقابل خود که از او به خاطر دروغش پرس و جو میکند احساس ناراحتی میکند و ممکن است سر یا بدنش را از او بر گرداند .

9- فرد دروغگو ممکن است نا خود آگاه اشیائی( کتاب، فنجان قهوه و امثال آن) را بین شما و خودش قرار دهد.

10- دروغگو ممکن است از کلمات خود شما برای پاسخ به سوالتان استفاده کند. وقتی از او می پرسید:( آخرین شیرینی را تو خوردی؟) جواب می دهد:( نه من آخرین شیرینی را نخوردم.)

11- دروغگو ها گاهی اوقات با بیان عبارات و جملات مستقیم از بیان دروغ اجتناب می کنند. به جای این که مستقیما چیزی را رد یا انکار کنند در لفافه سخن می گویند.

12- فرد متهم به دروغگویی معمولا بیشتر از حد طبیعی حرف می زند و برای متقاعد کردن شما جزئیات غیر ضروری به آن اضافه می کند.

13- دروغگو با لحنی یکنواخت و خسته کننده حرف می زند و معمولا از ضمایر استفاده نمی کند.

14- کلمات او به آهستگی بیان می شوند و گرامر و ساختار جمله هایش ممکن است مشکل دار باشد.

15- اگر باور دارید که کسی دروغ می گوید، موضوع صحبت را سریع عوض کنید. فرد دروغگو خیلی از این مسئله استقبال می کند و بحث جدید را با آرامش و اشتیاق بیشتری دنبال خواهد کرد. فرد دروغگو علاقه زیادی به عوض شدن بحث دارد در حالیکه کسی که حقیقت می گوید از این تغییر ناگهانی موضوع بحث گیج می شود و دوست دارد که بحث قبلی را باز دنبال کند.

16- دروغگو برای اجتناب از یک موضوع خاص به شوخی و خنده روی می آورد.

چگونه جذاب و تاثیر گذار باشیم:

1- کمتر حرف بزنیم.

2- قبل از حرف زدن فکر کنیم.

3- با صدای بلند نخندیم.

4- خنده رو باشیم.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم.

6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم.

7- خودمان باشیم و ادای کسی را در نیاوریم.

8- به وضع ظاهری خود برسیم.

9- سکوت را تمرین کنیم.

10- به خود و دیگران احترام بگذاریم.

11- در رفتار و کلام قاطعیت داشته باشیم.

12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم.

راه های کسب آرامش:

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.

2- افراد آرام دائم به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.

3- حداقل روزی بیست دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید.

4- هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد، با قدم زدن سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.

5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند. زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.

6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنید، چون در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.

7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در محل زندگی و کار خود گل و گیاه نگه دارید.

8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیم دارد، پس سعی کنید عجول و شتاب زده نباشید.

9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است. پس شوخ طبع باشید.